آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷ , Tuesday 25 September 2018

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 98520
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۳ بهمن, ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۱
  • شما اینجا هستید :اجتماعی
  •   

    طنزنامه

    مهناز

    مهناز اعتقاد فراوانی به برابری حقوق زن و مرد داشت، او اعتقاد داشت که چرا فقط زن‌ها باید زن‌ها را در آغوش بگیرند.

    آوای شمال/ در متون نه چندان کهن از جمله شاهکارنامه، شیر خشک‌نامه و عشق‌نامه آورده‌اند:

    مهناز زن بسیار کدبانو و خوش‌فکری در تمام زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و به ویژه هنری بود، او یک روز تصمیم گرفت که به همه عشق بورزد، شوهر مهناز نیز از مهربان‌ترین مردان روزگار بود، فکر بچه‌های فقیر و گرسنه؛ لحظه‌ای او را رها نمی‌کرد، برای همین سعی کرد تا شیر خشک‌های خوب برایشان سوغات بیاورد.

    شوهر مهناز کسی بود که به تنهایی کشور را از بی‌شیر خشکی نجات داد، طوری که کسی این فداکاری او را از یاد نمی‌برد.

    کجا بودیم… آها… مهناز یک روز تصمیم گرفت به همه عشق بورزد، این تصمیم بسیار مهمی بود، او در این رابطه با کبری که در گرفتن تصمیم‌های مهم استاد شده بود مشورت کرد.

    کبری که پس از اتمام تحصیلات نام کتایون را برای خود انتخاب کرده بود، به مهناز پیشنهاد داد برای ابراز محبت و علاقه‌اش به همه چه زن و چه مرررررررررد، بله کتایون فعلی (کبری سابق) خیلی تاکید کرد که مهناز به مردها بیشتر ابراز محبت کند و برای این کار به جشنواره فیلم فجر برود.

    مهناز هر روز از روی محبت و عشق و علاقه به هم‌نوع، یک کمی از موهایش را بیرون می‌انداخت، البته این نشانۀ بسیاری از خانم‌های با سلیقه‌ای بود که به هم‌نوعان خود عشق می‌ورزند.

    مهناز اعتقاد فراوانی به برابری حقوق زن و مرد داشت، او اعتقاد داشت که چرا فقط زن‌ها باید زن‌ها را در آغوش بگیرند.

    مهناز نمی‌توانست این ظلم بزرگ را نسبت به مردان تحمل کند. مهناز تا جشنوارۀ فیلم فجر صبر کرد، عشق و علاقه به هم‌نوع که در مهناز بسیار موج می‌زد؛ موجش بیشتر و بیشتر شد و مهناز را دریازده کرد.

    مهناز در جشنواره عکس‌های زیادی گرفت، او با آغوش باز به ابراز محبت می‌پرداخت و برای اینکه خدایی ناکرده فرقی میان زن و مرد نگذارد سعی کرد تا با یک فداکاری بزرگ؛ نام خود را در تاریخ هنر ایران جاودانه کند.

    مهناز با در آغوش گرفتن یکی از بازیگران مرد؛ مراتب ارادت و عشق و علاقۀ خود را به هم‌نوعش نشان داد.

    مهنازِ قهرمان تنها کسی بود که به این اُمُل‌بازی‌ها پایان داد و اسباب خوشنودی مسیح علی‌نژاد را فراهم کرد.

    در همان متون کهن به ویژه شاهکارنامه آمده است: درخواست‌های فراوانی برای ساختن تندیس زرین از مهناز و یا وارد کردن داستان عشق و فداکاری و هم‌نوع‌دوستی او در کتاب‌های دبستان شده است.

    اما همواره و چون همیشه مسئولان غافل فرهنگی در کشور نسبت به این نوع حرکت ضد اُملی واکنشی نشان ندادند و همچنان به نقل فداکاری‌های دهقان و بقال و سلیقۀ کوکب خانم و بی‌حواسی حسنک و سایر افرادی که تاثیر به‌سزایی در ارتقای فرهنگ ایران نداشتند ادامه دادند.

    مسئولان کمی دقت کنند، مرسی؛ اَه

    برچسب ها :

    نظرات