آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ , Monday 26 February 2018

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 97862
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۵ بهمن, ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۵
  • شما اینجا هستید :اجتماعی
  •   

    جنگ آمریکا در کِشتزار اَفیون و زادگاه طالبان

    آمریکا پس از حضور در طولانی­ ترین جنگ تاریخ خود در افغانستان که به شانزدهمین سالگرد آن رسیده است؛ در حال تحمل شکست ناگواری است. چطور ممکن است که آمریکا قادر به کنترل یکی از فقیرترین کشورهای جهان نباشد؟

    آوای شمال/ آمریکا پس از حضور در طولانی­ ترین جنگ تاریخ خود در افغانستان که به شانزدهمین سالگرد آن رسیده است؛ در حال تحمل شکست ناگواری است. چطور ممکن است که آمریکا قادر به کنترل یکی از فقیرترین کشورهای جهان نباشد؟ چطور ممکن است علی رغم ادعاهای فراوان؛ طالبان، داعش و همچنین تولید خشخاش افزایش قابل توجهی یافته است؟

    تجارت تریاک و هروئین

    در تاریخ چهل سالِ گذشته­ی افغانستان، از جنگ­های دهه ۸۰ میلادی تا جنگ­های داخلی دهه ۹۰ و تا اشغال این کشور توسط آمریکا در سال ۲۰۰۱، تریاک و به طور کلی مواد مخدر، نقش گسترده ای در شکل دهی به سرنوشت این کشور داشته است.

    به گزارش گاردین؛ در طول دهه ۱۹۸۰میلادی، جنگ پنهان سی­آی­اِی آمریکا علیه تسلط شوروی در افغانستان، همراه با کمک به تجارت جهانی هروئین با گذر از مرزهای افغانستان و پاکستان بود. طبق گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۸۶ “اینجا نیروی پلیسی وجود ندارد، دادگاهی وجود ندارد، مالیاتی گرفته نمی­شود،حمل اسلحه غیرقانونی نیست و حشیش و تریاک در ملا عام موجود است”

    در این شرایط بود که سی­آی­ای آمریکا با همکاری دستگاه اطلاعاتی پاکستان و برخی اجیرشدگان افغانستانی به بازیگر اصلی قاچاق تریاک تبدیل شد. این روند تا جایی ادامه پیدا کرد که تولید سالانه تریاک افغانستان از حدود ۱۰۰ تن در سال ۱۹۷۰ به ۲ هزار تن در سال ۱۹۹۱ رسید و این منطقه به بزرگترین تولید کننده هروئین جهان تبدیل شد.

    طبق گزارش وزارت خارجه امریکا برخی از گروه­های مجاهد برای تامین مایحتاج نواحی تحت کنترل خود و همچنین جهت تهیه سلاح، به افزایش تولید تریاک روی آوردند. آنها با تصرف مناطق تحت تسلط شوروی، علاوه بر افزایش تولید تریاک به مبادله و خرید سلاح از رابط های سیا روی آورده بودند.

     حتی زمانی که آمریکا سیاست خارجی خود را به سوی خلیج فارس و آفریقا متمرکز کرد، میراث او در انتقال اسلحه به این منطقه با شروع جنگ­های داخلی افغانستان بین سال­های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ نمایان شد. در این جنگها حدود ۱٫۵ میلیون نفر که معادل  ۱۰ درصد از جمعیت افغانستان بودند کشته شدند.

    درطول سال­های درگیری، جنگ سالاران مسلح شده توسط سی­آی­ای برای کسب قدرت جنگیدند و در عین حال به کِشت و تولید محصول پُر سود خود پرداختند. به گونه ای که پس از تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶ و به دست گرفتن کنترل بخش زیادی از کشور، افغانستان تبدیل به تولید کننده بزرگ تریاک با سهم ۷۵ درصد از تولید جهانی شد.

    اما در جولای سال ۲۰۰۰، وقوع خشکسالی و کمبود مواد غذایی باعث شد تا حکومت طالبان محدودیت­هایی را برای تولید تریاک اعمال کند. سه ماه بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۰، طالبان نماینده ای را به سازمان ملل فرستاد و ادامه ممنوعیت تولید مواد مخدر را پیشنهادی جهت شناسایی دیپلماتیک خود قرار داد. اما همان موقع سازمان ملل حکومت طالبان را به دلیل نگهداری اسامه بن لادن تحریم کرد. اما از سوی دیگر، آمریکا ۴۳ میلیون دلار کمک بشر دوستانه! به طالبان اهدا کرد. اعطای این کمک توسط کالین پاول وزیر خارجه آمریکا اعلام شد و او گفت “تصمیم طالبان مبنی بر ممنوعیت تولید مواد مخدر، تصمیمی است که مورد استقبال ما قرار گرفته است”.

    در همان زمان در یکی از گزارش­های وب­سایت گاردین؛ از یک سو اقدام نظامی آمریکا علیه طالبان و از سوی دیگر ۴۳ میلیون دلار کمک اهدایی به این حکومت؛ متناقض توصیف شده بود.

    به گزارش گاردین؛ اقدام ناگهانی طالبان در فشار جهت کاهش تولید تریاک مانند یک خودکشی اقتصادی بود که موجب تضعیف جامعه و فروپاشی نهایی شد. طبق گزارش سازمان ملل؛ این تصمیم باعث از دست رفتن درآمد ۳٫۳ میلیون نفر –معادل ۱۵ درصد جمعیت افغانستان- شد. طبق این گزارش، این شرایط مقارن با «آسان­تر شدن فشار نظامی غرب جهت متقاعد کردن نخبگان رقیب و مردم، برای قیام علیه رژیم طالبان بود.»

    در این شرایط بود که بمباران­های آمریکا و حملات زمینی متحدان آن آغاز شد و دفاع ضعیف طالبان فروپاشید. اما استراتژی بلند مدت آمریکا، کاشت بذری با احیا مجدد طالبان در چهار سال بعد از آن حملات بود.

    با شروع بمباران، سیا برای مقابله با طالبان ۷۰ میلیون دلار جهت بسیج متحدان قدیمی خود که در دوران جنگ سرد آنها را یاری کرده بودند، اختصاص داد. هزینه ای که به گفته جرج دبلیو بوش، یکی از بزرگترین معامله های تاریخ بود. سی­آی­ای برای کنترل کابل و سایر شهرهای مهم از نیروهای تاجیکی که در دهه ۱۹۸۰ علیه شوروی میجنگیدند و در دهه ۹۰ علیه حکومت طالبان؛ جهت مقابله با بقایای طالبان حمایت کرد و در عوض، آنها نیز به تسلط بلند مدت خود بر قاچاق مواد مخدر در شمال و شرق افغانستان ادامه دادند. سی­آی­ای همچنین از برخی پشتون­های ساکن در مرز پاکستان که خود از قاچاقچیان مواد مخدر در جنوب شرقی افغانستان بودند نیز حمایت می­کرد.

    طبق آمار و ارقام منتشر شده، حضور نظامی آمریکا در افغانستان، مصادف با افزایش تولید تریاک در این کشور بوده است. به طوری که تولید تریاک در این کشور در سال  ۲۰۰۱ حدود ۱۸۰ تن، در سال ۲۰۰۲ حدود ۳ هزار تُن و در سال ۲۰۰۷ به ۸ هزار تُن رسیده بود. این میزان تامین کننده ۹۳ درصد از قاچاق هروئین جهان را شامل شده است.

    از سال ۲۰۰۷ این میزان تولید سالانه نه تنها کاهش نیافته بلکه طبق آمار سال ۲۰۱۷، برداشت تریاک در افغانستان به بالاترین میزان خود یعنی ۹ هزار تن رسیده است.

    تَله طالبان

    تله طالبان برای اتحاد شوروی پهن شد. به گفته زبیگنو برژینسکی وزیر خارجه سابق آمریکا، ایالات متحده در گمراه کردن شوروی در حمله به افغانستان نفش مهمی ایفا کرده است. او می­گوید:

    ” طبق روایت رسمی تاریخ، کمک سیا به مجاهدین در سال ۱۹۸۰ آغاز شد. یعنی پس از حمله شوروی به افغانستان در ۲۴ دسامبر ۱۹۷۹، اما واقعیت این است که در ۳ ژوئیه ۱۹۷۹ رئیس جمهور کارتر اولین دستورالعمل را برای کمک مخفی به مخالفان رژیم شوروی در کابل امضا کرد و همان روز یادداشتی برای رئیس جمهور نوشتم و به او توضیح دادم که به به اعتقاد من، این کمک باعث مداخله نظامی شوروی می­شود. لذا اگرچه ما روس­ها را به مداخله وا­نداشتیم، اما دانسته احتمال حرکتشان را افزایش دادیم. روزی که شوروی­ها رسما از مرز گذشتند، من به رئیس جمهور نوشتم که اکنون فرصت داریم به شوروی جنگ ویتنام را عطا کنیم. برای تاریخ جهان چه چیز بیشتر اهمیت دارد؛ طالبان یا فروپاشی امپراتوری شوروی، چند مسلمان تحریک شده یا آزادی اروپای مرکزی و پایان جنگ سرد؟”

    جالب است که برداشت شوروی در آن مقطع متفاوت بود. زیرا در شرایطی که سفارت آمریکا در ایران تسخیر شده بود، کرملین که از سرمایه گذاری در خصوص انقلاب ایران مایوس شده بود، تصور می­کرد حمله شوروی به افغانستان، حمله آمریکا به ایران را در پی خواهد داشت.

    گسترش طالبان و نفوذ داعش

    شکل گیری القاعده و تقویت طالبان، با استفاده از زمینه­های مذهبی و فرهنگی افغانستان و البته با حمایت­های سازمان امنیتی  پاکستان (آی­اس­آی)، تحرکات دینی و حمایت مالی عربستان و با حمایت­های نظامی آمریکا متولد و رشد یافت.

    در آن دوران مهم­ترین هدف آمریکا صید شوروی با دام طالبان بود. هدفی که با موافقیت به نتیجه رسید. اما کار به جایی رسید که طالبان به قدرت اصلی افغانستان تبدیل و بهانه آمریکا برای حمله به این کشور و نابودی القاعده و حکومت طالبان را پس از حوادث ۱۱ سپتامبر فراهم آورد.

    حال آمریکا به شانزدهمین سال از حمله خود به افغانستان وارد شده است و پس از این مدت طولانی، طالبان نه تنها از بین نرفته، بلکه مجددا گسترش یافته است.

    طبق گزارش “سَر مفتش ویژه برای بازسازی افغانستان” که جهت ارائه در کنگره، وزارت خارجه و وزارت دفاع آمریکا ارائه شده است؛ در اکتبر سال ۲۰۱۷، طالبان بر ۱۳ درصد از ۴۰۷ ولسوالی (شهرستان) افغانستان کنترل و یا نفوذ داشته و در ۳۰ درصد از مناطق دیگر نیز در حال رقابت است.

    علاوه بر گسترش مجدد طالبان، نیروهای داعش نیز پس از شکست در سوریه و عراق، وارد افغانستان شده اند. طبق برآورد زمیر کابالوف؛ نماینده ویژه پوتین در افغانستان ” تعداد نیروهای داعشی حاضر در افغانستان بیش از ۱۰ هزار نفر بوده و این تعداد در حال افزایش یافتن است. بیشتر این نیروها در شمال افغانستان و در مرزهای تاجیکستان و ترکمستان مستقر هستند”.

    آمریکا در واکنش به گسترش داعش در آپریل۲۰۱۷، بزرگترین بمب غیرهسته ای جهان- مادر بمب­ها- را در افغانستان آزمایش کرد و تاکنون به بهانه مبارزه با طالبان، مناطق بسیاری را بمباران کرده است. دونالد ترامپ نیز در استراتژی خود؛ حضور نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان را افزایش داده است. طبق این تصمیم، با ارسال ۳۸۰۰ نیروی جدید، تعداد نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان در سال ۲۰۱۸ به حدود ۱۵ هزار نفر می­رسد.

    نتیجه

    آمریکا پس از ۱۶ سال درگیری، با استقرار بیش از ۱۰۰ هزار نیروی نظامی در اوج درگیری­ها، با تلف شدن نزدیک ۲ هزار و ۳۰۰ نفر از سربازان خود، باصرف تقریبا ۱ تریلیون دلار جهت عملیات­های نظامی، با اختصاص حدود ۱۰۰ میلیون دلار جهت دولت-ملت سازی و با کمک مالی و همچنین آموزش نظامی نزدیک به ۳۵۰ هزار نفر از نیروهای هم پیمان خود در ارتش و…. موجب محدود کردن طالبان، ممانعت از نفوذ داعش و کاهش گسترش تولید خشخاش نشده است.

    اصلی ترین دلیل این مسئله را می­توان در استفاده ابزاری از این سه وسیله- طالبان، داعش و مواد مخدر- برای بازیگری در منطقه، حفظ بهانه برای حضور نظامی جهت کنترل و نظارت بر چین، روسیه و ایران و همچنین امتداد فروش سلاح و تجارت مواد مخدر تلقی کرد.

     

    برچسب ها :

    نظرات