آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ , Wednesday 13 December 2017

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 90747
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۲ آذر, ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۲
  • شما اینجا هستید :ورزشی
  •   

    شجاع خلیل زاده: با کفش پاره و درجه ۳ برای تست تیم ملی رفتم/ پدرم مخالف فوتبالیست شدنم بود/امسال ۱۰گل برای پرسپولیس می زنم

    مدافع تیم پرسپولیس از آغاز فوتبالش تا حضور در جمع سرخپوشان تهرانی دوران سختی را پشت سر گذاشته است.

    آوای شمال/ شجاع خلیل زاده متولد ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۸ در منطقه بهمنیر بابلسر است. او فوتبال حرفه ای خود را از مس رفسنجان شروع کرد و توسط مرفاوی مربی وقت مس کرمان به این تیم در لیگ برتر پیوست و خیلی زود به یکی از بهترین مدافعان ایران تبدیل شد. شجاع بعد از ۳ فصل گمانه زنی در خصوص حضورش در جمع پرسپولیس، نهایتا در ۲۸ سالگی و اوج تجربه پیراهن شماره ۳ این تیم را از آن خود کرد. شجاع که در تیم های مس کرمان، سپاهان و تراکتورسازی توپ زده، به قول خودش از بچگی یک پرسپولیسی دو آتیشه بوده و بیشتر حاشیه هایش هم به همین موضوع برمی گردد.

     

    شجاع از امضاء قرارداد ۵ دقیقه ای خود با پرسپولیس و مبلغ آن حرف زد و در ادامه با او به سال های کودکی و روزهای سختی که کنار پدرش کشاورزی می کرده برمی گردیم. به روزهای تلخی می رسیم که برای تست تیم ملی به تهران می آمده و مجبور بوده روی چمن های میدان آزادی شب را به صبح برساند. پیشنهاد می کنیم شنیدن ماجراهای جذاب تست تیم ملی با کفش پاره، برداشتن پول از جیب بابا و کتک خوردن بعدش، پیکان سواری و پس گردنی زدن را خودتان بخوانید.

    * اسم شجاع چطور برای تو انتخاب شد؟

    این را باید از پدرم بپرسید. ما ۴ فرزند(یک خواهر و ۳ برادر) هستیم که اسامی هر کدام متفاوت با دیگری است. پدر و مادرم یکی در میان اسامی ما را انتخاب می کردند. ظاهرا در همان نوزادی شجاعت خاصی در من دیده اند که این اسم را انتخاب کردند.

    *چطور فوتبالیست شدی؟

    قبل از اینکه فوتبالیست شوم در کنار پدرم کشاورزی می کردم. پدرم پرورش دهنده ماهی بود و چند سال هم در مازندران به عنوان پرورش دهنده نمونه انتخاب شد. در آن شرایط فوتبالیست شدن خیلی سخت بود اما از همان کودکی تصمیم گرفته بودم که وارد دنیای توپ و فوتبال شوم، برای همین از سختی های این راه هیچ گاه نترسیدم. یکی از اولین شجاعت هایم همین نترسیدن از مشکلات بود.

    *در این راه مدیون کسی هم هستی؟

    در تست تیم ملی که رفته بودم کفش درجه ۳ و پاره ای داشتم. یکی از بازیکنان به دوستش گفت این دیگه کیه چرا اومده تست بده؟ به من خیلی برخورد ولی از همین حرفش انگیزه گرفتم و با اینکه هوای شمال و تهران فرق می کند و دچار نفس تنگی می شدم اما تمام تلاشم را کردم تا به او ثابت کنم که بازیکن خوبی هستم و در نهایت از بین ۲۰۰ بازیکن جزو ۱۸ نفر انتخاب شدم.

    *غیر از کشاورزی چه کارهایی کرده ای؟

    من وحشتناک کار می کردم. تا به حال یک وزنه هم نزدم اما با هر کسی که بگویید حاضرم زورآزمایی کنم و مطمئنم که او را زمین می زنم. از بس کشاورزی می کردم پاهایم تا زانو در گل بود و پدرم هر روز صبح مرا در زمین کشاورزی می گذاشت و ظهر تحویل می گرفت.

    *می گویند تو پرخورترین بازیکن پرسپولیس هستی.

    علیرضا بیرانوند یک چیز عجیبی است. باور کنید من با این همه پرخوری ام مقابل او کم می آورم! آنقدر خوش اشتها و با هیجان غذا می خورد که اگر سیر هم باشی دوباره گرسنه ات می شود.

     *تایم های بیکاری چه کار می کنی؟

    باور کنید در خانه ام. شده از بیکاری دراز می کشم ولی بیرون نمی روم. فیلم می بینم تا تایم تمرین برسد. این اواخر عاشقانه را دیدم و خیلی خوشم آمد.

     *در زمین اعتماد به نفس بالایی داری؟

    اعتماد به نفس نیست، من با جان و دل کار می کنم و این را همه مربیان من می توانند اعتراف کنند. این که چه تیمی را دوست داری به بحث های خارج از زمین برمی گردد اما وقتی پیراهن یک تیم را می پوشی باید با جان و دل برایش بازی کنی.

    *از وضعیت درس خواندنت بگو.

    فوق دیپلم دارم که در بین فوتبالیست ها درجه بالایی محسوب می شود! الان من مثلا در بین فوتبالیست ها دکترا دارم!

    *در بازی ها کمی عصبی هستی، این مشکل ساز نبوده؟

    قبلا عصبی بودم اما این فصل مادرم قسمم داده که نباید عصبی شوم برای همین من هم تمام تلاشم را می کنم که کوچکترین بحثی از من دیده نشود و در زمین آرام باشم.

    * شمالی ها بیشتر به کشتی علاقه دارند، تو چطور فوتبالیست شدی؟

    من هم ۲ سال کشتی گیر بودم اما علاقه ای به آن نداشتم برای همین ادامه ندادم. در واقع من از همان کودکی حتی زمانی که کشتی می گرفتم تب فوتبال داشتم و هیجانش مرا فرا گرفته بود. هیچ چیزی مثل فوتبال جواب اشتیاقم را نمی داد.

    *فوتبال برای تو از کجا شروع شد؟

    از مس رفسنجان که در تیم جوانان بازی می کردم همان موقع از تیم های لیگ برتر پیشنهاد داشتم اما ترجیح دادم اول در تیم هایی باشم که بتوانم در آنها فیکس بازی کنم تا دیده شوم و برای همین ۳ سال در تیم مس رفسنجان بودم.

    *مبلغ قراردادت با پرسپولیس چقدر است؟

    منتظر این سوال بودم. خیلی از تیم ها مبلغی بیشتر از مبلغ پیشنهادی پرسپولیس می دادند اما با پرسپولیس اصلا در مورد بحث مالی صحبتی نکردم و  ترکاشوند(معاون اقتصادی سابق باشگاه پرسپولیس) هم شاهد است که قراردادم را در ۵ دقیقه نوشتم و امضاء کردم. گفتم برای دلم آمده ام و می خواهم فقط بازی کنم و مبلغ قرارداد مهم نیست که مبلغ آن با کسر مالیات شاید ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون برایم بماند.

    *چرا به تو می گویند پرنده پرسپولیس؟

    خب یکی از نقاط قوت فوتبال من پرش های بلند و زدن ضربات سر است. دیدید که توانستم در دیدار اول لیگ مقابل فولاد هم یک گل با ضربه سر بزنم و همین طور آن گل حساس به الاهلی عربستان. فکر می کنم امسال بتوانم ۱۰ گل برای پرسپولیس به ثمر برسانم.

    *شنیده ایم زیاد می خوابی.

    من شب ها ساعت ۱۱ می خوابم و ازآن طرف هم ۱۱ صبح بیدار می شوم. کلا مدلم این طوری است و زیاد می خوابم. نه این که تنبل باشم، بدنم این طور عادت کرده است. وقتی بیدار می شوم صبحانه و ناهار را یکی می کنم.

    *پدر و مادرت هم فوتبالی هستند؟

    یکی از مخالفان شدید من برای وارد شدنم به فوتبال، پدرم بود. برای همین همیشه تا ساعت ۱ ظهر به همراه پدرم کشاورزی می کردم و بعد از آن خودم را به لب جاده می رساندم. ماشین می گرفتم و به تمرین می رفتم. وقتی هم به تیم جوانان رفتم باز هم فوتبال نمی دید اما وقتی به لیگ برتر رفتم دیگر شرایط فرق می کرد. پدر و مادر هر دو فوتبالی شده بودند و همه بازی هایم را تماشا می کردند. طوری که اسامی تمام بازیکنان و داوران را یاد گرفته اند. از وقتی من به فوتبال وارد شدم، همه فامیل و خاندانم می خواهند فوتبالیست شوند.

    *پدر سختگیری داری؟

    بسیار زیاد. با این که سال هاست تنها زندگی می کنم اما پدرم هر روز چندین بار به من زنگ می زند و من هم شب ها ساعت ۱۱ با تلفن خانه به او زنگ می زنم تا بگویم خانه هستم.

    *هر چند وقت یکبار پدر و مادرت را می بینی؟

    زمانی که اصفهان بودم هر ۳ ماه یکبار خودم می رفتم. چون پدر و مادرم وابستگی به یکدیگر دارند و از طرفی رانندگی و مسافت زیاد برایشان سخت است ولی الان که تهرانم تنها ۳ ساعت فاصله است و هر موقع که بتوانم حتما می روم و سر می زنم و دلیل اصلی تهران بودنم هم همین بعد کم مسافت با خانه پدری ام است.

    برچسب ها :

    نظرات