آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۸ , Thursday 18 July 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 8945
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۵ بهمن, ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۰
  • شما اینجا هستید :حوادث
  •   

    شهره به کمک سه پسر جوان از خواستگارش انتقام گرفت

    آوای شمال/ چندی قبل مأموران کلانتری نارمک در جریان سرقت از مغازه‌ای در یکی از خیابان‌های کلانتری قرار گرفتند و راهی محل شدند. بررسی‌ها نشان داد سارقان لحظاتی قبل اجناس مغازه را بار زده و در حال فرار هستند، بنابراین به تعقیب سارقان پرداختند و بعد از یک تعقیب و گریز کوتاه، خودروی آنها را […]

    آوای شمال/ چندی قبل مأموران کلانتری نارمک در جریان سرقت از مغازه‌ای در یکی از خیابان‌های کلانتری قرار گرفتند و راهی محل شدند. بررسی‌ها نشان داد سارقان لحظاتی قبل اجناس مغازه را بار زده و در حال فرار هستند، بنابراین به تعقیب سارقان پرداختند و بعد از یک تعقیب و گریز کوتاه، خودروی آنها را متوقف و سه پسر قوی‌هیکل و یک دختر جوان را که سرنشین خودرو بودند، بازداشت کردند. مأموران در بررسی خودرو تعدادی کارتن چای، سیگار، روغن و وسایل خوراکی کشف کردند.

    طرح شکایت
    پس از انتقال متهمان به کلانتری، شاکی که پسر جوانی بود در توضیح ماجرا گفت: ساعتی قبل در مغازه نشسته بودم که این دختر به بهانه خرید وارد شد. او قیمت چند جنس را سؤال کرد و بعد هم سفارش یک پاکت چایی خارجی داد. وقتی خواستم چایی را به او بدهم ناگهان سه پسر قوی هیکل وارد مغازه شدند و به من حمله کردند. آنها ابتدا مرا به شدت کتک زدند و بعد هم دست و پایم را با طنابی که با خودشان آورده بودند بستند و مشغول سرقت وسایل داخل مغازه شدند. در همین لحظه یکی از دوستانم به مغازه آمد و وقتی با این صحنه روبه‌رو شد از ترس فرار کرد و موضوع را به پلیس خبر داد تا اینکه مأموران رسیدند.

     

    اقرار مجرمان
    متهمان در بازجویی‌های اولیه در کلانتری مدعی شدند که شاکی به آنها بدهکار است و به خاطر اینکه او طلبشان را نداده دست به سرقت زده‌اند. پس از طرح این شکایت، متهمان به دستور قاضی هاشمیان بازپرس دادسرای ناحیه ۳۴ برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان قرار گرفتند.

     

    طراحی سرقت برای انتقام
    نخستین تحقیقات کارآگاهان نشان داد دختر جوان، دختری فراری به نام شهره است که از مدت‌ها قبل با شاکی ارتباط داشته است. همچنین معلوم شد نقشه سرقت را شهره به خاطر انتقام از شاکی طراحی و سه پسر جوان را برای این سرقت اجیر کرده است.

     

    سرنوشت یک دوستی خیابانی
    وقتی اطلاعات کارآگاهان کامل شد متهمان دوباره مورد بازجویی قرار گرفتند. شهره در بازجویی بعدی با اعتراف به سرقت مدعی شد که قصد انتقام از پسر مورد‌علاقه‌اش را داشته است. وی گفت: مدتی قبل با سیاوش داخل پارک آشنا شدم. بعد از کمی حرف زدن او به من ابراز علاقه کرد و از من خواست شماره تلفنم را به او بدهم. او خودش را فرد پولداری معرفی کرد و گفت که قصد ازدواج دارد. از آنجایی که ظاهر شیکی داشت به او اعتماد کردم و شماره‌ام را به او دادم و سیاوش هم شماره تلفنش را به من داد و ارتباط ما ادامه پیدا کرد.

     

    او به من قول ازدواج داد و قرار بود چند ماه بعد خانواده‌اش را به خواستگاری من بفرستد. بعد از مدتی به رفتار او شک کردم و خواستم به خواستگاری من بیاید اما سیاوش بهانه می‌گرفت و موضوع خواستگاری را به عقب می‌انداخت تا اینکه فهمیدم با دختر دیگری به نام پروانه دوست شده است. وقتی به دوستی او با پروانه اعتراض کردم، مرا از مغازه‌اش بیرون و تهدید کرد دیگر به مغازه‌اش نروم و او را فراموش کنم. وی ادامه داد: با گریه و التماس به او گفتم که با من ازدواج کند اما قبول نکرد. به او گفتم که موضوع را به پدر و مادرم گفته‌ام اما باز هم قبول نکرد. بعد از این من دیگر به خانه‌مان نرفتم و فراری شدم و به همین خاطر از سیاوش کینه به دل گرفتم و نقشه سرقت را طراحی کردم. وی در پایان گفت: برای اجرای نقشه‌ام سه پسر جوان ورزشکار را اجیر کردم تا او را به شدت کتک بزنند و وسایل مغازه‌اش را سرقت کنند.

     

    فریب خوردم
    پس از اعتراف شهره، مأموران پلیس از سیاوش هم تحقیق کردند. شاکی در بازجویی‌ها گفت: مدتی قبل با شهره در پارک آشنا شدم.  او خودش را از خانواده سرشناسی معرفی کرد و مدعی شد که پدرش پولدار است. ما به هم علاقه‌مند شدیم و ارتباط ما ادامه داشت تا اینکه از طریق یکی از دوستانم فهمیدم شهره دختر فراری است و قصد فریب مرا داشته است. به همین خاطر از او خواستم تا ارتباطش را با من قطع کند اما او نقشه سرقت و تنبیه مرا طراحی و با سه پسر ورزشکار اجرایی کرد. در ادامه سه پسر جوان هم به جرم خود اعتراف کردند.

    کتکاری در قبال گرفتن دستمزد
    یکی از متهمان گفت: مدتی قبل شهره را جلوی باشگاه بدنسازی ملاقات کردم. او به من گفت که با پسر جوانی به نام سیاوش اختلاف دارد و سیاوش او را فریب داده است.
    وقتی شهره پیشنهاد داد در قبال تنبیه پسر مورد‌علاقه‌اش به ما دستمزد خوبی می‌دهد، من و دو نفر از دوستان هم‌ باشگاهی‌‌ام قبول کردیم و به سراغ سیاوش رفتیم.  بعد از اینکه او را کتک زدیم شهره پیشنهاد داد سرقت هم کنیم. متهمان برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی هاشمیان روانه بازداشتگاه شدند.

    برچسب ها :

    نظرات