آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ , Tuesday 24 October 2017

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 87756
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۰ مهر, ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۹
  • شما اینجا هستید :اخبار استان
  •   

    روستاها باید دوباره روستا بشوند

    منظور از اینکه گفته شد ""روستاها باید دوباره روستا بشوند" به منزله بازگشت به عقب و کاهش سطح رفاه عمومی نیست، بلکه برعکس؛ مقصود این است که به موازات تلاش برای توسعه زیرساخت‌ها (با تاکید بر حفظ محیط زیست و بسترهای طبیعی) باید همت گمارد و کسب و کارهای فراموش شده بومی را از پستو خارج کرد و طراوت زندگی را دیگر بار در کوی و برزن به جریان انداخت.

    آوای شمال/ روستاهای ۱۹ گانه کلاردشت که تعدادی از آن در گرداگرد طبیعت کاسه‌ای شکل و در دامنه‌های جنگلی و تعدادی نیز در گستره‌ای از دشت و در حاشیه‌ رود واقع شده‌اند، هر یک با برخورداری از چشم‌اندازهایی منحصربه‌فرد جاذبه‌های طبیعی بی‌بدیلی را در خود جای داده‌اند.
    از سوی دیگر ریشه داشتن فعالیت‌هایی همچون تولید صنایع دستی، دامداری و باغداری نشان از این دارد که روستانشینان کلاردشتی در گذشته‌ای نه چندان دور مردمانی مولد و صاحبان کسب و کارهایی پایدار بوده‌اند.

    در نظر گرفتن موارد فوق این نتیجه را به دست می‌دهد که روستاهای کلاردشت از ظرفیت‌های بالقوه فراوانی برای درون‌زا پسازی اقتصاد خود برخوردار بوده‌اند.

    اما این ظرفیت‌های بالقوه هرگز آنچنان که باید بالفعل نشده‌اند، چرا که متاسفانه طی دو دهه گذشته مجموعه‌ای از عوامل،از اعمال سیاست‌های غیرکارشناسی و مبتنی بر آزمون و خطا در سطوح کلان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی کشور گرفته تا ناکارآمدی نظام شورایی در سطح محلی و ناآگاهی اقشار مختلف جامعه، باعث شده‌اند که با وجود ظرفیت‌های بسیار، روستاهای کلاردشت با تبدیل شدن به بنگاه‌هایی برای فروش تراکم ساختمانی، رفته رفته مزیت‌های رقابتی و جاذبه‌های استثنایی خود را در ورطه تحدید و نابودی ببینند!

    به بیانی دیگر یعنی؛ روستاهایی که می‌توانستند با توسعه بوم‌گردی،طبیعت‌گردی و جنبه‌های دیگری از صنعت گردشگری به نقاط هدف جذابی برای گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شده و اقتصاد و توسعه‌ای پایدار را برای خود به ارمغان بیاورند، با قرار گرفتن در مسیر خرید و فروش اراضی و ساخت‌وسازهای بی‌رویه، به بهای ایجاد مشاغلی موقتی و کاذب، ناگهان با اشتغال‌زُدایی مواجه شدند! و اینک کار به جایی رسیده است که روستاهایی با آن همه ظرفیت و جاذبه از دردِ رُکودِ ناشی از توقف ساخت‌وسازها به “چه کنم،چه کنم” افتاده‌اند!
    و این در حالی است که عده‌ای همچنان بر ادامه روال قبلی اصرار دارند و گمان‌شان بر این است که درمان این درد در رونق دوباره ساخت‌وسازهاست!

    اما آیا تا کجا و تا کِی می‌توان ویلا ساخت و به درآمد و اشتغال حاصل از آن دلخوش بود؟ آیا غیر از این نیست که خلاصه روزی، نه به واسطه عدم تغییرکاربری و موانع قانونی بلکه به خاطر اشباع شدن دشت و دامنه‌ها از ساختمان، دیگر ساخت‌وسازی نیز در کار نخواهد بود؟

    آیا بهتر نیست همین امروز که کمابیش جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی در روستاهای کلاردشت یافت می‌شوند، به جای تهی‌سازی روستاها از این مزیت‌های رقابتی در اندیشه بهره‌گیری از این فرصت‌ها برای پایه‌ریزی اقتصادی پایدار و پویا بود؟ به نظر چاره‌ای هم غیر از این نیست…

    اگر می‌خواهیم اوضاع به روال عادی خود(همانگونه که در سال های نه چندان دور بود.) بازگردد، روستاهای کلاردشت باید دوباره روستا بشوند تا روستانشین به آینده امیدوار شوند.

    منظور از اینکه گفته شد “روستاها باید دوباره روستا بشوند” به منزله بازگشت به عقب و کاهش سطح رفاه عمومی نیست، بلکه برعکس؛ مقصود این است که به موازات تلاش برای توسعه زیرساخت‌ها (با تاکید بر حفظ محیط زیست و بسترهای طبیعی) باید همت گمارد و کسب و کارهای فراموش شده بومی را از پستو خارج کرد و طراوت زندگی را دیگر بار در کوی و برزن به جریان انداخت.

    بدین منظور باید برنامه ای فراگیر و البته عملیاتی را تدوین کرد که با شامل شدن مواردی همچون
    ۱.احیا و تحکیم فرهنگ و سبک زندگی روستایی
    ۲.توسعه زیرساخت ها با حفظ بافت و معماری بومی
    ۳.حفظ محیط زیست و منابع طبیعی
    ۴.تغییر الگوی کسب و کار و حمایت از تولیدات محلی
    ۵.شناسایی و ایجاد کانون‌های گردشگری با تکیه بر جاذبه‌های فرهنگی،طبیعی و صنایع دستی
    و…
    بتواند با رونق بوم‌گردی در روستاهای کلاردشت، آنها را به روستاهای هدف صنعت پاک و البته پردرآمد گردشگری تبدیل کرد.

    با این اوصاف به نظر می‌رسد که درد مشترک روستاهای کلاردشت را هنوز هم درمانی هست؛ اگر که دستی جنبانده شود و صاحب‌نظران نظر بدهند،کارشنان ارائه طریق کنند،مجریان اجرا کنند، مردم یاری کنند و دلسوزان دل بسوزانند.
    شاید فردا خیلی دیر باشد!

    برچسب ها :

    نظرات