آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ , Tuesday 21 November 2017

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 80661
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۶ تیر, ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۰
  • شما اینجا هستید :ایران و جهان
  •   

    مقاله حاضر ضمن پرداختن به پیشینه تاریخی و عناصر و گروه های این جریان و مبانی فکری و شاخصه های آن، به نقدهای واردشده بر آن می پردازد.

    نقد اومانیسم اسلامی

    ۰ + – گروه دیدگاه / حوزه فرهنگ و اندیشه http://fna.ir/OX927D ۹۶/۰۴/۰۶ :: ۰۱:۲۵ نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه های فمینیسم اسلامی – بخش دوم و پایانی نقد اومانیسم اسلامی مقاله حاضر ضمن پرداختن به پیشینه تاریخی و عناصر و گروه های این جریان و مبانی فکری و شاخصه های آن، به نقدهای […]

    ۰

    +

    ۹۶/۰۴/۰۶ :: ۰۱:۲۵

    نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه های فمینیسم اسلامی – بخش دوم و پایانی

    نقد اومانیسم اسلامی

    خبرگزاری فارس: نقد اومانیسم اسلامی

    مقاله حاضر ضمن پرداختن به پیشینه تاریخی و عناصر و گروه های این جریان و مبانی فکری و شاخصه های آن، به نقدهای واردشده بر آن می پردازد.

    شاخصه های تفکر فمینیسم اسلامی

    فمینیست هاى اسلامى براى تطبیق متون دینى با اعتقادات و اندیشه هاى پیش ساخته خود و ملهم از جریان فمینیست غرب گرا، به تأویل آیات قرآنى مى پردازند؛ درحالى که روش اجتهادى تفسیر آیات قرآنى و روایات تنها در چارچوب اصول پذیرفته شده عقیدتى و شرعى معتبر است. همچنین دخالت دین در شئونات زندگى اجتماعى از مواردى نیست که خردمندان دین آشنا در آن تردیدى داشته باشند. با این حال شاخصه هاى اصلى این تفکر را مى توان در محورهاى زیر جستجو نمود:

    ۱٫ جداانگارى دین دارى و دین مدارى

    فمینیست های اسلامی به صراحت بیان می کنند که اعتقاد به دین ضرورتاً به معناى حاکم بودن دین در شئون اجتماعى بشر نیست. دین رابطه خالق و مخلوق را ترسیم مى کند و نباید حوزه دخالت دین را به مسائل اجتماعى و تنظیم قوانین سرایت داد. حکومت نباید تحت نظر هیچ دین و مذهبى باشد؛ حتى باید شهروندان را از دخالت دادن گرایش هاى مذهبى در حوزه مسائل سیاسى پرهیز داد (توحیدی، ۱۳۷۶، ص۱۰۶).

    اینان مى گویند مصالح و مفاسد در احکام اجتماعى امرى قابل شناسایى است. ازاین رو براساس این باور به جعل احکام و قوانین مى پردازند و مى گویند احکامى که در شرایط خاص زمانى و مکانى جزیره العرب وضع شده و مصالح خاص خود را داشته است، در دنیاى کنونى قابل اجرا نیست. صاحبان این تفکر، احکام مسلّم اسلامى مانند تفاوت زن و مرد در ارث، دیه، پرداخت مهریه به زن، لزوم نفقه و سرپرستى مرد در خانه را مورد خدشه و تردید قرار مى دهند (اسحاقی، ۱۳۸۷، ص۱۳).

    ۲٫ انکار احکام ثابت

    از نگاه فمینیست های مسلمان، دفاع از حقوق زن از هیچ الگوى ثابتى تأثیر نمى پذیرد؛ زیرا اعلام مواضع یکپارچه ابدى بر مبناى خصوصیت هاى همگانى و جهان شمول، بدون تأثیرپذیرى از شرایط اجتماعى و تاریخى را برنمى تابند و در نتیجه وجود احکام ثابت را انکار مى کنند. از دید آنان، اعتقاد به ناپایدار بودن گوهر دین و اعتقاد به جدایى دین از شئونات اجتماعى در رسیدن به آرمان هاى فمینیسم اسلامى، لازم و ملزوم یکدیگرند (توحیدی، ۱۳۷۴، ص۶۶-۶۵). برخى طرف داران این دیدگاه با ناکارآمد دانستن روش اجتهاد فقهى، اجتهاد مدرن و سازگار با پیشرفت هاى جهان غرب را جانشین اجتناب ناپذیر آن براى دفاع از حقوق زنان معرفى مى کنند (محسن زاده، بی تا، ص۱۸).

    ۳٫ نگاه منفى به نقش زنان در خانواده

    فمینیست های مسلمان با سنتى پنداشتن خانواده مذهبى، انتقادهاى خود را متوجه خانواده ساخته و خواهان برقرارى برابرى نقش، مشارکت مرد در فعالیت هاى خانگى و نفى سرپرستى مرد در خانواده اند. البته از فمینیست هاى غربى انتقاد مى کنند که مصالح جامعه و خانواده را در پاى اعتقاد به فردگرایى افراطى قربانى مى کنند (شهیدیان، ۱۳۷۷، ص۶۱۲).

    نقد مبانی فکری و شاخصه های فمینیسم اسلامی

    ۱٫ نقد اومانیسم اسلامی

    خاستگاه اومانیسم مبتنی بر نگرشی دین گریزانه بوده است و در برابر رویکرد دینی که منظور کردن توأمان حق و تکلیف برای انسان در برابر خدا و جامعه را تبیین می نماید، به رویکرد اصالت و تقدم حق بر تکلیف به وجود آمد. ازاین رو تلفیق اومانیسم با اسلام، شعاری نقض غرض گونه و به دور از فلسفه وجودی اسلام و اومانیسم است که هیچ کدام از غایات هر دو تفکر را برآورده نمی نماید و بیش از اینکه بر چارچوب فکری مشخص و منطقی استوار باشد، یک مفهوم سازی کاذب است و ماهیتی شعاری دارد. اومانیسم در پی حذف خدا از کانون اندیشگی هستی و در اوج خود نفی دین آسمانی و ابداع دین بشری بود. اگوست کنت در اواسط قرن نوزدهم، دین بشری را عرضه داشت و برای آن مناسک خاص تعریف کرد. اومانیسم تظاهر خودخواهی و خودمحوری انسان پس از رنسانس و به خصوص پس از تضعیف اعتقادات دینی در غرب امکان ظهور و بروز بیشتری پیدا کرد؛ گرچه پیش از رنسانس نیز اومانیسم تظاهرات ذهنی و جزئی داشته است. این گفته پروتاگوراس را به یاد داشته باشیم که می‌گفت: انسان مقیاس همه چیز است (بلخاری و محمدی وکیل، ۱۳۹۲، ص۱۲۵). ازاین رو اومانیسم و اسلام با توجه به اینکه در سه عرصه هدف، قلمرو و روش با هم متفاوت و متمایز هستند، قابل جمع و ادغام نیستند: به لحاظ هدف که یکی به دنبال تبلیغ دین و خدامحوری و دیگری در پی انسان محوری و دین زدایی است. به لحاظ قلمرو، عرصه اومانیسم بر مطالعه و مطالبه حق استوار است و اسلام مبتنی بر تکلیق و حق به صورت توأمان است. به لحاظ روش نیز در اومانیسم عقل و تجربه روش رسیدن به معرفت و دانایی است و وحی و ابزارهایی متافیزیکی در آن به شدت نفی و نهی می شود، درحالی که در دین اسلام علاوه بر عقل و تجربه، وحی و ابرازهایی ماورایی نقش غیر قابل انکاری در شناخت دارند.

    ۲٫ نقد عدالت عرفی

    عدالت در ادبیات دینی، قرار گرفتن هر چیزی در جای خودش می باشد. ازآنجا که در نظام تکوین در عالم هستی هر چیزی در جای خود قرار دارد، خداوند برای حفظ این استقرار و هدایت انسان هامتناسب و هماهنگ با نظام تکوین حرکت نماید. عرفی زدگی در نظام تشریعی عادلانه هستی اختلال ایجاد می کند و به نحوی عدالت تفسیر بردار و دچار نسبی گرایی می شود و تزاحم و نسبی گرایی

    ۳٫ نقد برابری و مشارکت اجتماعی

    اسلام اصولاً با مساوات موافق نیست، بلکه بر مواسات و عدالت تأکید می کند. هرکس با توجه به ظرفیت ها و کارویژه های تعریف شده متناسب با ساختار وجودی خود است و تکلیف خواسته شده براساس طاقت نفس است و لزوماً هیچ گونه برتری در مأموریت های مرد بر زن یا برعکس نیست. هرکس براساس طبیعت و خلقت به کارویژه های خود بپردازد، دارای ارزش است. ازآنجاکه فعالیت های اجتماعی مردان بروز و نمود بیشتری دارد، حس خوداظهاری زن او را دچار این نگرش می نماید که انجام فعالیت اجتماعی همچون مردان یک ارزش است؛ ازاین رو خود را جهت نزدیک نمودن به موقعیت مرد یا برابر نمودن تحریک می نماید؛ غافل از اینکه ارزش مرد اگر به خاطر فعالیت های اجتماعی اش هم باشد، ارزش زن در این است که مربی و تربیت کننده مرد می باشد و با این کار ارزشی مضاعف می یابد.

    ۴٫ نقد آزادی

    آزادی سه نوع است: آزادی فلسفی، آزادی تشریعی و آزادی اجتماعی. آن آزادی ای که در اسلام مورد قبول است، آزادی فلسفی و آزادی اجتماعی در چارچوب قوانین تشریعی است. آنچه درخصوص اطاعت زن از شوهر در اسلام تأکید شده، فقط محدود به اجازه خروج از منزل و تمکین جنسی است و در موارد دیگر زن اختیار کامل دارد. این آزادی در چارچوب قوانین شرعی است و حتی شوهر نمی تواند همسرش را از انجام دستورات شرعی بازدارد. ازآنجاکه آزادی موردنظر فمینیست ها متأثر از آزادی لیبرالیستی است، اساسش مخالفت با دین است و آموزه های دینی را مورد چالش قرار می دهد. در بحث حجاب اختیاری نیز باید گفت با توجه به اینکه مردم براساس سازوکار مردم سالاری به قانون اساسی رأی دادند، بنابر قوانین مورد حمایت مردم، حجاب چارچوب خاصی دارد و هرگونه تصمیم در این خصوص بستگی به  نظر مردم دارد. البته ازآنجاکه طبق اصل ۴ قانون اساسی، قوانین در نظام اسلامی باید برابر شرع اسلام باشد، طبق قانون شرعی، حجاب یک دستور مولوی دینی و لازم الاجراست و حجاب اختیاری با روح سیاست دینی تنافی دارد. ازآنجاکه حکومت اسلامی مجری احکام شرعی و به خصوص ضروریات دین است، یکی از ضروریات دینی نیز حجاب می باشد.

    ۵٫ نقد برابری و جنسیت

    ازآنجاکه بسیاری از فمینیست های مسلمان الفاظ «برابری» و «تشابه در حقوق» را کلماتی مترادف و یکسان از نظر معنا می‎دانند و از سویی در قرآن کریم به آیاتی برمی‎خورند که با این ایده در تضاد است، مسئله بازخوانی و درنظر گرفتن زمان نزول آیات قرآن و جوّی که در آن زمان حاکم بوده و نیز تفسیر الفاظ آن را به گونه‎ای که با ایده آنان موافق باشد، مطرح می‎کنند. بنابه اذعان برخی منتقدان فمینیسم اسلامی، نقطه شروع خطا و اشتباه فمینیسم اسلامی از همین جا آغاز می شود. ایراد آن است که چه  کسی فمینیسم اسلامی را ارائه نمود؟ آیا نظریه پردازان فمینیسم اسلامی، اسلام شناس به  معنای واقعی کلمه بوده‌اند که بتوانند مبادرت به استنباط اصول و احکام از متن شریعت اسلام به خصوص قرآن کریم بنمایند؟ به این ترتیب طرح ادعای ابتنای فمینیسم اسلامی بر قرآن کریم، راه پیش روی طرف داران فمینیسم اسلامی را بیش از پیش ناهموار و دشوار می سازد.

    بسیارى از فمینیست هاى اسلامى تفاوت هاى بیولوژیک زن و مرد را طبیعى مى دانند و تأثیر این تفاوت ها را در برخى موارد مى پذیرند (مانند مرخصى زایمان). آنان باید به تأثیر این تفاوت ها در سایر موارد نیز توجه کنند، که این همان پذیرش تناسب میان تکوین و تشریع است. ازاین رو حذف دین از اجتماع بشرى لغو است. دخالت دین در عرصه زندگى بشر، مسئله اى نیست که هیچ خردمند دین‌آشنایى با آن مخالف باشد؛ چون اصلاح جامعه در صلاح و سعادت او نیز مؤثر است. ازآنجاکه میان دنیا و آخرت پیوند محکمى برقرار است، امور اجتماعى نیز در محدوده دخالت شریعت قرار مى گیرد. بنابراین تفکیک میان دین سالارى و دین مدارى که از اصول فکرى فمینیست هاى اسلامى مى باشد، کاملاً مطرود است.

    ۶٫ نقد معنایی و مفهومی

    یکی از مهم ترین انتقادات وارد به فمینیسم اسلامی، وجود پارادوکس مفهومی در آن است. اگر فمینیسم را نه صرفاً دفاع از شخصیت و حقوق زنان، بلکه نظریه ای که برابری میان زن و مرد را در عرصه های مختلف حیات بشری پی می گیرد، بدانیم، در این صورت ترکیب میان اسلام و فمینیسم پارادوکسی ایجاد می کند که جز با تفسیر مجدد اسلام براساس آموزه های غربی و به قیمت تفسیر به رأی متون دینی و تحریف در آن، قابل رفع نیست. البته بازشناسی متون دینی و استفاده از ظرفیت های نهفته دین در دفاع از زنان ، به معنای پذیرش مؤلفه های فرهنگ بیگانه و قبول ادبیات فمینیستی در دفاع از زنان نیست.

    بدین ترتیب باید تفکیکی بین دفاع از حقوق زنان و فمینیسم صورت داد. البته متأسفانه فمینیست‌ها گاهی اوقات با غفلت و گاهی وقت‌ها با رندی از این تفکیک شانه خالی کرده‌اند. به هر صورت، دفاع از حقوق زنان و فمینیسم، دو بحث متمایزند؛ به این معنا که می‌توان مدافع حقوق زنان بود، ولی فمینیسم نبود. ازجمله اشتباهاتی که فمینیست‌ها مرتکب می‌شوند این است که برای خود تاریخ می‌سازند و هر آنچه را که مربوط به جریانات تاریخی دفاع از حقوق زنان است، به عنوان تاریخ فمینیسم می‌آورند؛ حال آنکه فمینیسم، الگوی خاصی از دفاع از حقوق زنان است که می‌کوشد با نقد وضعیت موجود و اثبات فرودستی زنان، به سمت برابری نقش‌ها و حقوق حرکت کند. ازاین‌رو جریان دفاع از حقوق زنان ضرورتاً به معنای التزام به فمینیسم نیست (زیبایی‌نژاد و سبحانی، ۱۳۸۱، ص۱۸۰-۱۷۶). ممکن است ما به موازات دفاع از حقوق زنان، قائل به تفاوت نقش‌ها و تفاوت حقوق هم باشیم؛ به این معنا که معتقد باشیم تفاوت نقش‌ها و حقوق تنها راهی است که می‌توان برپایه آن جایگاه زن و مرد را به وضعیت ارزشمندی ارتقا داد. اما اینکه چیزی به نام فمینیسم اسلامی داریم یا خیر، بسته به این است که فمینیسم اسلامی را چگونه معنا کنیم.

    معنای صحیح فمینیسم اسلامی این است که قرائت فمینیستی از متون اسلامی ارائه شود؛ یعنی فمینیسم اسلامی بازخوانی فمینیستی متون اسلامی است. این برداشت بر این باور است که ما تاکنون نگرش های مردسالار از متون (اسلامی) داشته‌ایم و از این پس باید براساس مبانی مدرن، یعنی برابری مرد و زن، فردگرایی، نسبیت‌گرایی و آزادی در مفهوم غربی آن، متون دینی را بازخوانی کنیم. این تفسیر واقعی از فمینیسم اسلامی است. به این دلیل معتقدیم فمینیسم با اسلام سازگاری ندارد و نمی‌توان قرائت فمینیستی از اسلام را پذیرفت؛ چراکه مانند این است که شخصی بگوید من قرائت شاعرانه از دین دارم. آنچه برای ما حجیت دارد، قرائتی است که مبنای عقلانی و شرعی داشته باشد. اما مفهوم دیگری از فمینیسم اسلامی می‌توان ابداع کرد و گفت که آیا می‌توان براساس الگوی دینی از حقوق زنان دفاع کرد؟ به نظر می‌رسد می‌توان به این سؤال پاسخ مثبت داد؛ یعنی می‌توان یک الگوی اسلامی از حقوق زنان ارائه داد. اما این تفسیر، تفسیر صحیح فمینیسم اسلامی نیست، بلکه دفاع از حقوق زنان با ادبیات اسلامی است (همان). اسلام و فمینیسم دو مقوله کاملاً جدا از هم، با مبانى ایدئولوژیکى مختلف، اهداف، کارکردها و آرمان هاى متفاوت هستند و با هم تلفیق نمى شوند و مولودى به نام «فمینیسم اسلامى» را به وجود نخواهند آورد.

    از اینجا می توان دریافت که پسوند «اسلامی» پس از واژه «فمینیسم» تلاشی برای دفاع از حقوق زنان براساس آموزه های اسلامی نیست، بلکه نشان گر تفسیری فمینیستی از اسلام است؛ چنان که یکی از فمینیست های اسلامی خارج از کشور (نیره توحیدی) نیز به صراحت به این نکته اشاره کرده است:

    فمینیسم اسلامی، اصطلاحی است که در سالیان اخیر به ادبیات دفاع از حقوق زنان راه یافته و در برخی از کشورهای اسلامی، همچون ایران دنبال شده است. این گرایش، شاخه ای از فمینیسم است که به تفسیر زن مدارانه از اسلام می پردازد و ازآنجاکه دین را نافذترین و مهم ترین رکن فرهنگ در کشورهای اسلامی می بیند، در این کشور ها دستیابی به اهداف تساوی طلبانه خویش را در گرو هم سویی و همراهی با فرهنگ دینی می پندارد. ازاین رو آرمان ها و راهکارهای خود را در حال و هوای مباحث دینی و از زاویه ای درون دینی پی می گیرد؛ هرچند اساس اندیشه و راهکار خود را برآمده از آموزه های دینی نمی داند. به  عبارت دیگر، در این انگاره، ادبیات دینی بستر طرح مباحث فمینیستی قرار می گیرد، نه آنکه تفکر دینی، منشأ حرکت دفاع از حقوق زنان باشد؛ چنان که در تعریف فمینیسم اسلامی، آن را تلاش های نظری، علمی و سیاسی خوانده اند که در این مقطع از تاریخ جنبش زنان ایران، نوگرایی، اصلاح و حتی شالوده شکنی را از زاویه درون دینی نمایندگی می کند (شورای عالی حوزه علمیه، ۱۳۸۲، ص۲۹).

    ۷٫ نقدهای دیگر

    از نقدهای وارد بر فمینیست های اسلامی – به یژه داخلی ها – رویکرد آنان به راهبردهای غربی، حتی در جزئیات است، که این ناشی از ضعف کارشناسی می باشد. به همین دلیل حتی در بومی کردن راهبردها به گونه ای که با فرهنگ دینی و ملی متناسب باشد، چندان موفق عمل نکرده اند؛ چنان که اولویت گذاری آنان نسبت به مسائل زنان هم تابعی از دغدغه های فمینیستی غربی است. البته برخی فمینیست های مسلمان به همراهی زنان فرهیخته، مواردی از مشکلات زنان را به خوبی دریافته و آن را عنوان کرده اند؛ چنان که بحث حمایت از زنان بی سرپرست از جمله این موارد است.

    فمینیست های اسلامی از انتقاد دیگر فمینیست ها نیز در امان نمانده اند. برخی مخالفان اندیشه های پست مدرنیستی، فمینیسم اسلامی را زن باوری پوپولیستی (عوام زده) لقب داده اند که با طرح نسبی گرایی فرهنگی، از قبول ایده های جهانی در مورد زنان طفره می رود و در پی تبدیل شکلی از مرد سالاری به شکل دیگری از مرد سالاری است. همچنین آنان را متهم می کنند که خواهان ارتقای حقوق زنان و ایده های تساوی طلبانه در چارچوب حفظ نظام اسلامی اند (منصورنژاد، ۱۳۸۱، ص۲۶۹). برخی نیز پا را فراتر گذاشته و اصولاً اسلام را مخالف با حقوق و هویت زنان می دانند. به زعم آنان، با تفاسیر زن‌مدارانه از متون اسلامی نمی توان بر ماهیت زن ستیز دین اسلام سرپوش گذاشت (بنگرید به: یگانه، بی تا، ص۱۲). به طور کلی فمینیست های غرب گرا در انتقاد به فمینیسم اسلامی اذعان کرده اند که طرف داران فمینیسم اسلامی مدعی هستند که اسلام با زنان با کرامت و احترام رفتار کرده و به آنها حقوق برابر اعطا می کند.

    با این همه، نظام حقوق و آزادی ها در کل و نظام حقوق زنان به طور خاص، محصول مبارزات دموکراتیک در جوامع غربی است. موضوع حقوق زنان از مفاهیمی نظیر حقوق شهروندی، دولت دموکراتیک و جامعه مدنی انفکاک ناپذیر است و همه این مفاهیم، دستاورد غرب است. ازاین رو فرایند فمینیسم اسلامی نمی تواند خود را منفک از تجربیات جوامع غربی بداند و ناگزیر وابسته به آن است (بنگرید به: اشارت، «مروری اجمالی بر خاستگاه فمینیسم» در: http://mehrkhane.com/fa/news/5380).

    ۸٫ نقد شاخصه های فمینیسم اسلامی

    انتقادات مهمی که درخصوص رد سکولاریسم و جدایی دین از سیاست مطرح است نیز در اینجا قابل بحث و مداقه است. ازآنجا که دین اسلام دینی جامع، کامل و فراگیر است و کتاب مقدس این دین «تبیانا لکل شیء» (نحل، ۸۹) است، همچنین ماهیت احکام اسلام به گونه ای است که جز از طریق تشکیل حکومت قابل اجرا نیست، ازاین رو نمی توان دین و سیاست را از هم جدا انگاشت.

    در نقد انکار احکام ثابت باید گفت فطرت و طبیعت انسان ها در طول تاریخ و در همه مکان ها و زمان ها یکسان است و احکام تشریعی نیز متناسب با آن ثابت است که از آن به احکام اولیه تعبیر می شود. البته اسلام اقتضائات زمانی و مکانی را نیز درنظر گرفته که در قالب احکام ثانویه است و بنابه مصلحت قابل تغییر می باشد؛ ولی این به معنای تغییر در احکام ثابت و اولیه نیست.

    درخصوص نگاه منفی به نقش زن در خانواده هم در قسمت نقد مشارکت اجتماعی و برابری مطالبی بیان گردید.

    نتیجه

    ضروری است به مبانی فکری فمینیسم اسلامی با تمامی جوانب و شرایط، با دیدی عمیق و قابل تأمل نگریسته شود. گرایش عمومى طرف داران فمینیسم اسلامى، به ویژه در ایران، حاکى از آن است که بیشتر آنان از شرایط اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى ایران و گروه هاى متعدد زنان، شناخت درستى ندارند. درست است که فمینیسم به عنوان یک پدیده، در جوامع اسلامى، کم و بیش ظهور کرده و توانسته است تا حدودى دیدگاه جامعه را نسبت به مسائل زنان به خود معطوف سازد، اما باید توجه کرد که دامنه این فعالیت ها تا آنجا نتیجه بخش خواهد بود که به بافت مذهبى و اعتقادى جامعه آسیبى نرساند. ازآنجاکه فمینیسم اسلامى از لحاظ بینش و پشتوانه علمى، وابسته به غرب است و به وسیله روشنفکران غربى طرح ریزى شده است، بعید به نظر مى رسد که بتواند در جوامع اسلامى نتیجه بگیرد. فمینیسم و اسلام دو قطب مخالف اند و از تلفیق آنها، هرگز فمینیسم اسلامى به وجود نمى آید.

    ناسازگاری احکام اسلامی با بیشتر مطالبات فمینیستی، از روشن‌ترین مسائلی است که نظر هر آشنا به شریعت اسلامی را به خود جلب می‌کند. به همین دلیل است که بیشتر اسلام‌گراها و بسیاری از فمینیست‌ها ایده «فمینیسم اسلامی» را نمی‌پذیرند و آن دو را مفهوم متضاد می‌دانند. با اندک تأملی در مبانی فکری اسلام و فمینیسم، وجه ناهمخوانی این دو روشن می‌شود: اومانیسم، سکولاریسم، نسبیت‌گرایی و فردگرایی و آزادی غیر منطقی، ازجمله مبانی فمینیسم هستند، حال آنکه اسلام این مبانی را نمی‌پذیرد.

    در نهایت اینکه، «تقابل اسلام و فمینیسم» و «فمینیسم اسلامی» می‌تواند دو حوزه متفاوت تحقیقی باشد و نمی‌توان آن دو را با یکدیگر آمیخت، هرچند می‌توان اشتراکاتی در این دو حوزه یافت.

    فهرست منابع

    قرآن کریم.
    اسحاقی، سید حسین، «تأملی بر پیکره‌ و پیامدهای فمینیسم»، رواق اندیشه، شماره۴۴، ۱۳۸۷٫
    اشارت، بشری، «مروری اجمالی برخاستگاه فمینیسم اسلامی» در: http://mehrkhane.com/fa/news/5380 .
    بلخاری، حسن و مینا محمدی وکیل، «انسان مداری از منظر سوفیست ها و فلاسفه بزرگ یونان»، تاریخ فلسفه، شماره ۱۴، پاییز۱۳۹۲٫
    بومر، فرانکلین لوفان، جریان های بزرگ در تاریخ اندیشه غرب (گزیده آثار بزرگ در تاریخ اندیشه اروپای غربی از سده های میانه تا امروز)، ترجمه حسین بشیریه، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۰٫
    توحیدى، نیره، «جنسیت، مدرنیت و دموکراسى»، جنس دوم، شماره۳، ۱۳۷۴٫

    –     ــــــــــــ ، «فمینیسم اسلامى چالشى دموکراتیک یا چرخشى تئوکراتیک»، کنکاش، ش۳، پاییز ۱۳۷۶٫

    جعفری، لیلا، «رویکرد انتقادی به فمینیسم اسلامی» در: http://feminism.ir/archive/1476.
    جمعی از نویسندگان، «نامه ها، نوشته ها و اشعار»، نیمه دیگر، شماره۳، زمستان ۱۳۷۵٫
    زیبایی نژاد، محمدرضا و محمدتقی سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، چاپ دوم، تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۸۱٫
    سعیدزاده، محسن و محسن قائنی، «کتک زدن زن نتیجه ریاست مرد بر خانواده»، زنان، ش۱۹، ۱۳۷۴٫
    شورای عالی حوزه علمیه، فمینیسم و دانش های فمینیستی، بی جا: دفتر مطالعات و تحقیق زنان، ۱۳۸۲٫
    شهیدیان، حامد، «فمینیسم اسلامی و جنبش زنان ایران»، ایران نامه، پاییز ۱۳۷۷٫
    ظهرابی کلانتری، خداداد، «اسلام و فمینیسم» در: http://www.bashgah.net.
    عمید، حسن، فرهنگ عمید، ج۲، چ۸، تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۱٫
    مجتهد شبستری، محمد، «نواندیشی دینی و مسئله زنان»، زنان، شماره۵۷، بی تا.
    محسن زاده، سعید، «شیوه  استنباط در مکتب فقهی مدرن»، پیام هاجر، ش ۳۳۵، بی تا.
    مطیع، ناهید، «فمینیسم در ایران (در جست وجوی یک رهیافت بومی)»، زنان، شماره۳۳، ۱۳۷۵٫
    منصورنژاد، محمد، مسأله زن، اسلام و فمینیسم، تهران: برگ زیتون، ۱۳۸۱٫
    نجم آبادی، افسانه، «سال های عسرت، سال های رویش»، کنکاش، شماره۱۲، ۱۹۹۵م.
    یگانه، ناهید، «فمینیسم اسلامی»، راه آزادی، ش۴۶، بی تا.
    Dictionnaire Robert, parise: nouv, 1978.
    Minas, Anne, Gender. Basics, Feminist perspective on women and men, second Edition, printed in the 71 USA، ۲۰۰۰٫
    Offen, Karen, Defining Feminism: A comparative Historical Approach, Vol. 14, No.1, Published by: The University of Chicago Press, Autumn, 1988.
    Schneir, Miriam, Feminism: The Essential Historical writingns, Mary wollstoneraft, Vindication of the Rights of women, Vintage books New York, By h wolff book, 1988.
    Webster, Noah, collegiate dictionary, Merriam: Webster, 1898.

    نویسندگان:

    ابوالحسن حسین زاده: دانشجوی دکتری سیاست گذاری فرهنگی

    حسین عباسیان: دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی

    فصلنامه انسان پژوهی دینی شماره

    برچسب ها :

    نظرات