آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸ , Monday 23 September 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 79804
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۳۰ خرداد, ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۰
  • شما اینجا هستید :ایران و جهان
  •   

    شیخ فرمود: چه کار کرده‌ای که قیافت قیافه‌ زن شده؟ عرض کردم: زن زیبایی را در خواب دیدم و داستانش در ذهن من مانده. فرمود: همان است. استغفار کن!

    چه کار کرده‌ای که قیافه‌ات قیافه زن شده؟

    آوای شمال/یکی از ارادتمندان شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید: شبی خوابی مهیّج و شهوانی دیدم که در روز هم ذهنم را به خود مشغول کرده بود. صبح، خدمت شیخ رسیدم. تا مرا دید، سرش را پائین انداخت و این شعر حافظ را زمزمه کرد: گرت هواست که معشوقف نگسلد پیوند* نگاه دار سر رشته تا نگاه […]

    آوای شمال/یکی از ارادتمندان شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید: شبی خوابی مهیّج و شهوانی دیدم که در روز هم ذهنم را به خود مشغول کرده بود. صبح، خدمت شیخ رسیدم. تا مرا دید، سرش را پائین انداخت و این شعر حافظ را زمزمه کرد:

    گرت هواست که معشوقف نگسلد پیوند* نگاه دار سر رشته تا نگاه دارد

    دلا! معاش، چنان کن که گر بلغزد پای* فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

    فهمیدم خبری هست و ایشان، بی جهت این شعر را نمی‌خواند. مدتی نشستم. شیخ، همچنان سرش پائین بود و به کار خیاطی مشغول. عرض کردم: مطلبی هست؟ فرمود: چه کار کرده‌ای که قیافت قیافه‌ زن شده؟ عرض کردم: زن زیبایی را در خواب دیدم و داستانش در ذهن من مانده. فرمود: همان است. استغفار کن!

    برچسب ها :

    نظرات