آوای شمال(طبرستان)
  • گزیده اخبار :
  • دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ , Monday 18 November 2019
    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 78824
  • تعداد نظرات : ۴۸ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۰ خرداد, ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۵
  • شما اینجا هستید :مقاله
  •   

    جمال ذاکری – دانشجوی دکتری آموزش زبان(آموزش و پرورش شهرستان محمودآباد)

    آموزشگاه های زبان انگلیسی: چرا و چگونه؟

    با آغاز فصل تابستان، بسیاری از خانواده ها به پرکردن اوقات فراغت فرزندان خویش فکر می کنند. برای رفع این دغدغه گزینه های زیادی وجود دارد که یکی از پرطرفدارترین آنها «آموزشگاههای زبان انگلیسی» است.

    به نام خدا


    در ایران آموزشگاههای زبان انگلیسی با اینکه مراکز خصوصی اند امّا مجوّز فعالیت را از وزارت آموزش و پرورش اخذ می نمایند و در حقیقت باید برای ارتقای سطح زبان انگلیسی فعالیّت کنند. براساس قانون داخلی این وزارتخانه نوع فعالیّت آموزشی این مراکز ارتباط مستقیم با برنامه درسی آموزش و پرورش و منابع درسی در مدارس ندارد. وجود چنین مراکزی مویّد مفهوم دقیق بنگاه خصوصی در قوانین کشور است. به هر ترتیب، آنچه که در این آموزشگاهها وجود دارد دنیایی جدید و متفاوت از آن چیزی است که زبان آموزان در شیفت مدارس برای درس زبان انگلیسی تجربه می کنند. محیط و بافت آموزشگاهها به نوعی است که زبان آموز بین آنچه که در مدرسه دارد و آنچه که در آموزشگاه زبان ملاحظه می کند هیچ ارتباط ظاهری نمی بیند. به عبارت دیگر، زمان کلاس ها، حجم مطالب، ساعات آموزشی، روش تدریس، کتب، منابع کمک آموزشی، معلمان و غیره مواردی نیستند که در زبان آموزان در مدرسه تجربه می کنند. درست یا نادرست، تاکنون، وزارت آموزش و پرورش هنوز اقدامی جدّی برای نظارت و ارزیابی دقیق این موسّسات که خود مولّد آنهاست انجام نداده است. به هر حال ، این موسّسات سالانه توسط وزارت آموزش و پرورش مجوز می گیرند و هرسال هم به تعدادشان افزوده می شود. شاید بتوان به آموزشگاههای زبان از جنبه های متفاوت پرداخت اما آنچه که در این بخش به آن پرداخته شود بررسی علل پیدایش و رونق آموزشگاههای زبان است. نگارنده سعی دارد از منظر پدیده شناسی به آموزشگاههای زبان در ایران بپردازد و به این سوالات اساسی جواب دهد: چه چیزهایی باعث شد اولین بار وزارت آموزش و پرورش به این نوع موسسات فکر کند؟ و اینکه چه عوامل خوشایند و یا احتمالاً ناخوشایندی وجود دارد که در حاضر نیز این وزارتخانه را مجاب یا مجبور به صدور مجوز مینماید؟ برای پاسخ به سوالات، از نظرسنجی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق ۱۲۰ نفر از والدین، زبان آموزان، معلمان مدارس و آموزشگاهها، و همینطور مدیران مدارس و آموزشگاههای استان مازندران بودند.     

     

    در حقیقت، خاستگاه آموزشگاههای زبان انگلیسی و رونق آنها را باید از مقوله جریان خصوصی سازی در آموزش و پرورش دانست. بنا به تحقیق اشرف (۱۳۷۶)، در اواخر دهه ۱۳۶۰، آموزش و پرورش دولت ایران دچار چالش هایی شد. جمعیّت زیاد دانش آموزان در کلاس های درس (بشیرنژاد، ۱۳۹۳)، دو شیفت ماندن اجباری بسیاری از مدارس، کمبود معلمین دارای صلاحیّت، به کارگیری کتب با اطلاعات قدیمی شده و بعضاً متناقض با علوم روز جهان. علاوه بر این، تاکید نظام آموزشی بر حفظ طوطی وار مطالب، وضعیت موجود را داشت به بحران تبدیل می کرد طوری که به نظر جای خلاقیّت، مستقل ساختن شاگرد در یادگیری، و تفکّر نقّادانه در آموزش و پرورش کشور بسیار کم فروغ بود (مهران، ۱۳۷۶). به نظر عدم رضایت والدین از وضع موجود، متمرکز بودن بیش از حد آموزش، عدم تخصیص بودجه مناسب و بعضاً عدم رعایت عدالت در تقسیم آن، و همچنین عدم ارتباط محکم و منطقی بین تحصیلات و بازار کار دلایل مهمی بودند که مسئولین آن دوره را مجاب کرد تا خط مشی خصوصی سازی، که سالها در کشورهای پیشرفته مرسوم بود، را برگزینند. بدین ترتیب، با گذراندن لایحه قانونی دولت به بخش های خصوصی اجازه ورود به آموزش و پرورش کشور را داد. از آن به بعد بود که اصطلاح «مدارس غیرانتفاعی» در جامعه ایرانی رایج شد. این مدارس از حدود سال ۱۳۷۰ با دریافت شهریه (عموماً بالا) و هزینه سایر خدمات به خانواده ها علم عرضه می کردند.

     

    همانطور که اشاره شد یکی از بخش های خصوصی تعریف شده در آن لایحه قانونی، آموزشگاههای زبان انگلیسی است. پدیده خصوصی سازی در آموزش و پرورش، با تاکید بر برنامه آموزش غیرمتمرکز، به آموزشگاههای زبان خصوصی این اجازه را می داد که سیلابس و کتب آموزشی خود را ارائه دهند. این کار البته می بایست تحت نظارت، قوانین و مقرّرات دولت باشد. بدین ترتیب، بخش خصوصی در فرایند تصمیم گیری های آموزش وپرورش نقش تاثیرگذاری ایفا می کند. هرچند غیرمستقیم و در مقیاس کم و بعضاً با فشارهای دولت در برخی موارد، تاکنون این امر محقّق شد (برجیان، ۲۰۱۳). در حال حاضر، در کنار آموزشگاههای زبان انگلیسی تقریباً تمام مدارس غیرانتفاعی، در هر مقطعی، آموزش زبان انگلیسی را جزو اصلی برنامه درسی هفتگی دارند. این که عرضه آموزش زبان در این مدارس با کیفیّت انجام می شود یا خیر خود مقوله ی شایان توجه جدّی است امّا به گفته ی طالبی نژاد و علی اکبری (۲۰۰۲) یکی از عواملی که والدین در تعیین مدرسه غیرانتفاعی فرزندانشان مهم می دانند برنامه آموزش زبان، کیفیت آموزش، و کادر معلمین مجرب آموزش زبان انگلیسی مدرسه غیرانتفاعی است.

     

    گفته می شود رشد روزافزون و جهانی علم و تکنولوژی در قرون ۲۰ و ۲۱ و عرضه آن (منحصراً) به زبان انگلیسی دلایل اصلی هستند که منجر شد زبان انگلیسی به «زبان بین المللی» معروف گردد. ایرانیان نیز که از دیرباز تاکنون به رشد و کسب علم مشهورند همواره سعی کردند با تعاملات علمی و فرهنگی با ملل دنیا ارتباط داشته باشند. خانواده های ایرانی در بعد انقلاب با درک عمیق این موضوع، به یادگیری زبان انگلیسی اهمیّت فراوان داده اند و این مسئله روند ایجاد و رونق آموزشگاههای زبان انگلیسی را در سطح کشور مضاعف کرد. هرچند این موسّسات در ابتدای سالهای انقلاب مورد استقبال نظام جدید ایران قرار نگرفتند و بعضاً مخالفت هایی هم شده است، به تدریج دولت های گوناگون جمهوری اسلامی رونق این موسّسات را به فال نیک گرفتند چه اینکه با زبان انگلیسی پیام انقلاب اسلامی ایران را راحت تر به گوش جهانیان می رساندند.

     

    کوچک یا بزرگ، این مراکز خصوصی و گهگاه نیمه خصوصی (ریاضی، ۲۰۰۵) دوره های متفاوت را برای متقاضیان با اهداف گوناگون ارائه می دهند. تحقیقات فراوانی نشان می دهند که حضور افراد (دانش آموز و بزرگسال) در آموزشگاههای زبان انگلیسی می تواند دلایل گوناگونی داشته باشد. در نظر سنجی که از گروههای والدین، زبان آموزان، معلمان و همینطور مدیران مدارس و آموزشگاهها انجام شد دلایل زیر به طور اجمال به دست آمد. جامعه آماری این تحقیق ۱۲۰ نفر (زن و مرد) و توسط نگارنده در محدوده جغرافیایی استان مازندران و در بازه زمانی زمستان ۱۳۹۵ انجام گشت.

     

    سوال اول: چرا دانش آموزان به آموزشگاههای زبان می روند؟

               

    همانطور که می دانیم درس زبان انگلیسی در متوسطه اول (سال هفتم) نظام آموزش و پرورش ایران ارائه می گردد. بالطبع، بخشی از زبان آموزان آموزشگاههای زبان دانش آموزانی هستند که خانواده هایشان و یا خودشان علاقمندند در سنین زیر ۱۲ سال با زبان انگلیسی آشنا شوند. اما عمده ترین دلایلی که از جوابهای نظرسنجی به دست آمد به اجمال زیر است.

    ۱) زمان اختصاص یافته در طول هفته برای آموزش زبان خارجی در مدارس بسیار اندک است.

    ۲) در مدارس تاکید زیادی بر مهارتهای غیرضروری زبان دارند. درحالیکه همه به یادگیری مهارتهای شنیداری و گفتاری علاقه بیشتری دارند، مدارس گرایش نامتعادلی به مهارتهای خواندن و نوشتن و به ویژه گرامر دارند.

    ۳) زمان نامناسب کلاسها عامل جدّی دیگری است. از آنجاکه کلاس زبان در برنامه هفتگی مدارس گنجانده می شود، قرار داشتن دروس دیگر در برنامه ی آن روز دانش آموزان را دچار اختلال در یادگیری مهارتها می نماید.

    ۴) درحالیکه معلّمان زبان آموزشگاهها «تمایل به استفاده» از زبان انگلیسی در کلاس دارند، معلمان زبان مدارس فقط «موارد استفاده» آن را به دانش آموزان معرفی می کنند.

    ۵) دربرخی موارد مشاهده می شود معلّمان در برقراری ارتباط به زبان انگلیسی در کلاسهای مدارس توانمندی های مناسب ندارند.

    ۶) سطح دانش زبانی شاگردان در مدارس در نظر گرفته نشده، لزوماً کلاسها دارای سطوح ناهمگن می باشد.

    ۷) از دید روانشناسی، بار معنایی فرد student (دانش آموز) در مدرسه با فرد language learner (زبان آموز) در آموزشگاههای زبان متفاوت است و همین مسئله می تواند تزلزل در انگیزه و خدشه دار شدن حسّ مسئولیت پذیری گروه اول – دانش آموزان مدرسه – را به همراه داشته باشد.

    ۸) جوّ حاکم بر مدارس (از طرف مدیر، معاونین، سایر معلمان، …) بعضاً موجب عدم انگیزه و پیشرفت در یادگیری زبان می شود.

    ۹) برخی والدین (از جامعه ی آماری این تحقیق) رفتن به کلاس زبان را نوعی «پرستیژ اجتماعی» می دانند.

    ۱۰) به دلایل شخصی، برخی شاگردان علاقمندند زبان انگلیسی را بیشتر تمرین نمایند. امکان وقت و تمرین بیشتر در مدارس مهیّا نیست.

    ۱۱) از آنجاکه دانستن و به کارگیری زبان انگلیسی برای رسیدن به شغل در آینده عامل مهمّی است، خانواده ها رغبت بیشتری دارند تا فرزندان علاوه بر مدرسه در محیط دیگری زبان انگلیسی را خوب یاد بگیرند.

    ۱۲) در مدارس «سخت بودن» درس زبان انگلیسی در ذهن دانش آموزان تداعی می شود در صورتیکه حضور در آموزشگاهها «مهم بودن» زبان انگلیسی را در ذهن دانش آموزان و خانواده هایشان تداعی می نماید.

    ۱۳) مطالب کتب درسی آموزشی مدارس قدیمی اند و اطّلاعات آنها با خواسته ها و نیازهای روز دانش آموزان این نسل هماهنگی ندارد. البته با رویکرد جدید آموزش زبان با کتب Prospect و Vision   این معضل در حال رفع شدن است.  

    ۱۴) وجود «مسئول آموزش»، «مشاور آموزش»، و «روانشناس یادگیری زبان» در آموزشگاههایی که علاقمندند عملکرد ممتازی از آموزش زبان را ارائه نمایند نشان از اهمیت موضوع نزد مسئولین آموزشگاهها دارد. این امکانات در مدارس به هیچ وجه مهیّا نیست.

     

    سوال دوم: علت حضور بزرگسالان در کلاس های آموزشگاههای زبان چیست؟

            

    هرچند آموزشگاههای زبان انگلیسی با مجوّز وزارت آموزش و پرورش، طبق قوانین موجود، باید افراد زیر ۲۰ سال را تحت پوشش قرار دهند، بسیار مشاهده می شود این مراکز یکی از مکانهای مورد علاقه بزرگسالان نیز هست. از دید افرادی که در این تحقیق شرکت کردند عوامل ذیل می تواند علل اصلی حضور افراد بزرگسالان در آموزشگاههای زبان باشد:

    ۱) پرکردن اوقات فراغت (به ویژه بانوان)

    ۲) مسافرت تفریح کوتاه مدت به کشورهای دیگر و استفاده از زبان انگلیسی برای برقراری ارتباط

    ۳) آشنایی با زبان و فرهنگ ملل

    ۴) استفاده مستقیم و غیرمستقیم از دانش زبان انگلیسی در مشاغل خودشان

    ۵) تحصیل در خارج از کشور به ویژه کشورهای انگلیسی زبان

    ۶) قبولی در آزمون های زبان دوره های تحصیلات تکمیلی (دکتری) داخل کشور  از قبیل TOLIMO ، EPT ، …

    ۷) قبولی در امتحانات بین المللی زبان مثل TOEFL ، IELTS ، GRE و …

    ۸) بهره گیری از زبان انگلیسی در استفاده از تکنولوژی روز دنیا (اینترنت ، موبایل های هوشمند ، …)

     

    گفته می شود در دنیایی که تمام وسایل زندگی در حال هوشمند شدن است بزرگسالان (والدین) ناگزیر از رقابت با فرزندانشان هستند. به عبارت دیگر والدین به صرف سن بیشتر و یا با تجربه بودن نمی توانند رقابتی آسان با فرزندانشان داشته باشند. به نظر آنچه که می تواند وزنه رقابت را به نفع و سَمت والدین ببرد مجهّز بودن والدین به دانش زبان انگلیسی است.

     

    سخن آخر

    در حال حاضر، آموزشگاههای زبان انگلیسی نه تنها پدیده ای ناآشنا نیست بلکه شواهدی وجود دارد خانواده های ایرانی دلایل محکم و منطقی دارند که فرزندانشان را بیش از پیش به این مراکز می فرستند. با این حال، بیان موارد ذیل ضروری به نظر می رسد.

     

    نکته اول: بنا به یافته های این تحقیق میتوان ادّعا کرد خانواده ها جایگاه آموزشگاههای زبان را به خوبی تشخیص می دهند و در آینده نزدیک این امر موجب گسترش چنین آموزشگاههایی در سطح کشور می شود اما باید متذکر شد رسالت آموزش رسمی زبانهای خارجی (به ویژه انگلیسی) همچنان جزو وظایف و تعهدات وزارت آموزش و پرورش می باشد. مسئولین این وزارت باید دقّت کنند هرچند آمار افرادی که به کلاس های آموزشگاههای زبان می روند چشمگیر است اما این امر باعث نگردد وزارت آموزش و پرورش در سهم خود (ایجاد برنامه تاثیرگذار آموزش زبان در مدارس، کنترل و نظارت بر این سیستم، و …) کوتاهی نماید و در نتیجه خانواده ها به طور کلّی از آموزش زبان در مدارس ناامید شوند.

     

    نکته دوم: یافته های تحقیق حاضر نقش آموزشگاههای زبان را به عنوان بازوی کمکی آموزش و پرورش در آموزش زبان ، موثر دانسته ، پیشنهاد می کند که مسئولین آموزشگاهها وظایف محوله خویش را با دقّت و حساسیّت بالا انجام دهند و از افراط و تفریط پرهیز نمایند. به نظر هرچند این مراکز لزوماً «خصوصی» هستند اما خصوصی بودن بمنزله «پول-محور» بودن نیست. همانطور که در قانون مدارس غیرانتفاعی و آموزشگاههای علمی آزاد و زبانهای خارجی آمده عملکرد این مراکز باید به نحوی باشد که تمامی اقشار جامعه ایرانی، با هر مقدار درآمدی که دارند، بتوانند از محیط آموزشی بهره ببرند.            

      

    برچسب ها :
    انتشار یافته: ۴۸
    1. کاملا درسته.اما کاش همه ی خانواده ها قدر آموزشگاههای خصوصی رو بدونن و نظر مثبت نسبت به

      آموزش بچه ها در چنین مراکزیداشته باشند

    2. با عرض سلام و ادب استاد بزرگوار جناب آقای ذاکری یک بار دیگر از نظرات و دیدگاههای ارزشمند شما بهره مند شدیم باشد که همه به این نکات کلیدی توجه کنند و بکار گیرند.

    3. با تشکر از استاد ذاکری؛
      ایشان به نکته ی مهمی اشاره کردند و آن این است که روش های آموزش زبان در آموزشگاه ها و مدارس متفاوت است که می تواند باعث سردرگمی و تردید زبان آموز و خانواده شود.

    4. باسلام وعرض ادب، طاعات و عباداتتان قبول حق.

      با تشکر ازشما که نکات خوبی را مطرح کردید.آرزوی موفقیت و سلامتی برای تمام کسانی همچون شما که با دلسوزی و خلوص نیت در حوزه آموزش زبان فعالیت دارند.امیدوارم مسئولین مربوطه هر چه بیشترو بهتر ازقبل به امر ساماندهی و منسجم کردن آموزشگاهها بپردازند و همچنین یک آینده شغلی ایمن را برای مدرسان این آموزشگاهها فراهم کنند.

      سپاسگزارم
      با احترام
      غلامی

    5. مقاله خیلی خوب و پر مختوا بود . از آقای دکتر ذاکری متشکرم

    6. آقای ذاکری، شما به جای این حرف ها، اول باید یاد بگیری که کلاس های زبان رو دست هر کسی ندی، چون مبحث آموزش بسیار حساسه و تدریس زبان دوم کار آسونی نیست که شما این کار رو با دانشجو هایی محول میکنید که حتی درس روش تدریس رو هم نگذروندند و با این کار خیانت بزرگی به جامعه زبان آموزان میکنی و در واقع غوایت صورت میدی. اگر خیلی نگران وضعیت زبان هستی، ب بهانه های مختلف دانشجو برا تدریس استخدام نکن. موفق باشی.

      • سلام و عرض ادب .آقای دکتر ذاکری یکی از بزرگان عرصه ی فعالیت خودشون هستند و جامعه ی دانشی اعم از دانشگاهها و مدارس محمودآباد خودشون رو مدیون استاد میدونند .در ضمن ایشون نه تنها درمحمودآباد بلکه شهر های دیگری هم مثل آمل فعالیت دارند که اکثر مردم اونجا ایشون رو یک استاد بینظیر و غیر قابل تکرار میدونند .پس انتقاد درمورد ایشون باید درخور شخصیت و همراه با موازین اخلاقی باشه .نکته ی بعد اینکه تمامی دانشجویان زیر دست ایشون گزینش شده و در طی سال بارها از کلاسها و امتحانات مربوط به تدریس بهره میبرند و در صورت ناتوانی از تدریس کنار گذاشته میشوند .شما اگر جزئ تحصیلکرده های شهرمون باشید که اینطور به نظر نمیرسه مطمئنا خدمت خالصانه ایشون رو قدر می دونستید.کاش بجای انتقاد توهین آمیز و بی دلیلتون ،برای شناسایی استاد و اهدافشون در بین جامعه ی زبان آموزان بیشتر تحقیق کنید.موفق باشید

      • همه کسانی که مدرس زبان هستن اعم از دانشجو یا استاد دانشگاه بالاخره یه روز از پله اول شروع کردن و مسلما همه اونها در شروع تدریس اشتباهاتی داشتن و کسب تجربه باعث شده بیشتر یادبگیرن. هیچ کس بدون اشتباه شروع نکرده. پس میدون دادن به دانشجوها حتی اگه ترم های اولیه باشن گناه کبیره نیست و شما هم هرچند به رو نمیاری ولی میدونی که استاد ذاکری تا از توانایی های کسی مطمئن نشه اونو مشغول به کار نمیکنه. اینو هم خوب میدونی که همون دانشجوهای شاغل در موسسه استاد ذاکری ترم های پایینو تدریس میکنن و استاد کلاسهای بزرگسالان بهشون نمیده که از نتونن از پسشون بربیان. پس هیچ دل نگرانی نداشته باش و خیالت تخت باشه که بچه هایی که تو کلاس اونا زبان یاد میگیرن، واقعا یاد میگیرن. چون تایید شده ی استاد ذاکری هستن. در ضمن همون اداره آموزش و پرورشی که تظاهر میکنین کارش مقبول نیست ولی ته دلتون آرزوی همکاری باهاش دارید تنها استاد ذاکری رو لایق دونسته و بهش اجازه برگزاری کلاسهای زبان تو تمام مدارس روستاهای اطراف رو داده که البته خیلیا جلز و ولزشون دراومده و سعی میکنن زیرزیرکی یواشکی تو روستاها کار کنن. نکته آخر اینکه درخت هرچه پربارتر، افتاده تر . حتما رو این جمله تامل کنید.سعی در تحقیر کردن یه استاد دانشگاه فقط از عهده دو گروه برمیاد: گروه اول کم سوادان گروه دوم رقبای استاد که چشم دیدن موفقیت های روزافزونشو ندارن.

      • سلام خدمت دوستان
        نکته ای که اقای محمد اشاره کردن در بحث حساس بودن اموزش زبان دوم از نظر من درست هست. و اینکه معلمان باید اطلاعات کافی در مورد زبان دوم٫ چگونگی تدریس٫و روانشناسی دانش اموزان داشته باشند بسیار مهم است.ولی این نکته رو هم باید در نظر داشت که اطلاعات تئوری در این زمینه با اجرای واقعی در کلاس و تجربه کردن متفاوته. بنده به شخصه به دانش معلم در زمینه ی اموزش زبان دوم اهمیت زیادی میدهم ولی بر این باورم که اگر افزودن دانش تئوری همراه با تجربه ی تدریس باشه بیشتر در ذهن ماندگار هست.هر معلم باید دوره های مخصوص برای تدریس کتاب های زبان را طی کند تا مهارت های لازم را برای تدریس داشته یاشد. اما در مورد بی احترامی نسبت به استاد بزرگوار و والا اقای ذاکری باید عرض کنم ایشون معلم ها را بر اساس سوابق تحصیلی و ارزیابی تعیین صلاحیت میکنند و بعد کلاس در اختیارشون میگذارند و این ارزیابی مختص به ورود معلمان نیست بلکه در طی دوران تدریس معلمان ارزیابی میشوند و تعیین سطح میشوند.اقای ذاکری بسیار فرد با تجربه و با وجدانی هستند و بهتر از من و شما به فکر یاد گیری کسانی هستند که برای یاد گیری زبان دوم به ایشون مراجعه میکنند در نتیجه با دقت و وسواس معلمین رو انتخاب میکنند.
        متشکر

    7. سلام سایت محترم آوای شمال، حرفهای من به نویسنده “محمد” است. لطفاً درج کنید.
      من از وقتی که دبیرستان بودم با اقای ذاکری آشنا هستم. به نظر من و همه ی هم مدرسه ای ها ایشون معلمی با سواد، با وجدان، سختگیر در درس و البته خوش قلب بودند. نمره بیخود به کسی نمیداد. پارتی بازی هم نمیکرد. بعداً که دانشجوی رشته زبان شدم و در کلاس های ایشون در دانشگاه حاضر شدم تازه فهمیدم که آقای ذاکری کیه. میتوانم به جرآت بگم تنها مدرسی که واقعاً میخواست شاگردانش باسواد باشند همین ایشون بودند. همون سالها بسیاری از دانشجویان قوی به واسطه ی ایشون در آموزشگاههای زبان استان درس میدادند. من خودم یکی از اونها بودم. آقای ذاکری دلش میخواست به جوانها میدان بده. هنوز هم این اعتقاد رو داره. الآن که چند سالی فارغ التحصیل هستم و در شهرم تدریس میکنم، تمام مهارت تدریسم رو از اون سالها دارم. خدا رو شاکرم که دانش آموز و دانشجوی آقای ذاکری بودم.
      اقای محمد! دانشجو خودش باید با فهم باشه و از موقعیت ها استفاده کنه! از اینکه بهش فرصت داده میشه خوشحال باشه و قدردان خدا باشه که داره هم درس میخونه و هم کار میکنه. چرا نباید به دانشجو کار داده بشه؟!!

    8. سلام . به نظرم نوشته “محمد” خالی از فهم درست از مقاله ی جناب استاد ذاکری است. مقاله ی آقای ذاکری چیزی است و اهانت های “محمد” چیز دیگری است.
      اما در جواب باید بگویم “محمد” در نوشته هایش (که نشان از شخصیت آدم دارد) ادب را رعایت کند. جناب ذاکری – به نظرهمکارانی که با ایشان کار میکنند – انسانی باسواد و دقیق در کارها هستند.
      آقای محمد! اولاً مگر استخدام دانشجو در مراکز علمی منع و اشکال شرعی، عرفی، و قانونی دارد؟!!! در ثانی دانشجویانی که با آقای ذاکری همکاری دارند، بلا استثنا از طرف آموزش و پرورش بطور سختگیرانه ای گزینش و تایید شده اند. ثالثاً اگر مطلع نیستید، بدانید افرادی که جناب ذاکری انتخاب میکنند ابتدائاً در کلاسهای روش تدریس، کلاس داری، و روانشناسی (که اگر بدانید به مجموعه ی آن TTC میگویند) شرکت و دارای صلاحیت تدریس میشوند. این کلاسها یا توسط ایشان و یا اساتیدی مٍل استاد محمدی و استاد نیکو (زیر نظر جناب ذاکری) برگزار میشود.
      در آخر ، برای “محمد” آرزوی موفقیت میکنم.

    9. نویسنده بالا – محمد – به شدت در اشتباه است. شاید اگر روزی با آقای ذاکری از نزدیک کار میکرد می دانست جناب ایشان معلمی سختکوش، دلسوز، و در جایگاه مدیریت فردی باهوش و آینده نگر هستند. مشاوره هایی که ایشان به والدین و فرزندانمان میدهند فوق العاده است. بنده به عنوان یکی از اولیا واقعاً به ایشان اعتقاد دارم. در ضمن معلم دخترم، دانشجوی زبان انگلیسی هستش. من که خودم معلم هستم از رفتار با وقار این معلم با شاگردان و تدریس با انرژی اش ، بسیار راضی هستم و دوست دارم ترم بعد هم ایشان معلم بچه ام باشند.
      به نظرم، آقای “محمد” باید خوب درس بخوانند تا شایسته تدریس در زبانکده ها باشند.

    10. با سلام مجدد خدمت تمامی دوستان، لازم میدونم پاسخ بدم در زمینه ای مختلفی ک دوستان اشاره کردند. ابتدا فرد اول، آقا امید. ببین امید جان، من ن گفتم آقای ذاکری اهل پارتی بازیه نه همچین مسایلی این یک. دوما شما باید ب این موضوع دقت کنی ک بحث استافده از موقعیت ها نیست. مثلا ساده ای برای شما میزنم در صنعت خودروسازی و خودروی پراید. سالانه ب خاطر ندانم کاری چندین نفر با این ماشین کشته میشوند؟ بیاییم این موضوع را به موضوع تدریس دانشجویان تازه کار رشته زبان و یا بعضا افرادی ک حتی زبان نخوانده اند وصل کنیم، بله استفاده از موقعیت خوب است اما آیا، منطقی نیست ک ب پیشرفت و آینده ی زبان اموزان هم فکر کنیم؟ آیا این منطقی است که به بهانه ی میدان دادن به جوانان و کسب تجربه، زبان اموزان را در معرض خطر قرار دهیم؟ موضوع تدریس بسیار حساس است، یک معم حتی با یک تصحیح بیجا میتواند چنان خرابکاری صورت دهد ک تا سال ها بر روی ان زبان اموز تاثیر بگذارد.
      در پاسخ ب فرد دوم، زهرا خانم، ایشون این طور ک مشخصه در این زمینه تازه کار هستند، و حرف از TTC میزنند. خانم عزیز، سری ب کتاب اپروچ های ریچاردز و راجرز بزنید، صفحه ی ۳۶ بیندازید تا دستتان بیاید تفاوت بین پروسیجر و اسامشن در چیست. کلاس تربیت مدرس فقط شما را با پروسیجر اشنا میکند، و خبری تحلیل پشته ی فکری مسایل نیست. خیلی خنده دار است ک فکر میکنید با TTC میتوانید معلم شوید. اگر چنین بود، برای چ متخصصین این رشته سال ها عمر در این رشته گذراندند؟ تا امثال شما متکی بر TTC باشند؟ خیر. این رشته را درک نکرده اید، شاید هم اول کار این رشته هستید. شما میدانی چطور کرکشن انجام دهی، اینترلنگویج، اینترکشن، انواع تسک ها، چگونگی فاین تیون کردن تسک ها، میزان اینپوت دادن در کلاس ها، فرم IRF و Teacher Wait Time را میدانی؟ نمیتونانی این مسایل را در TTC بیاموزی.
      اگر آموزش و پرورش ما درست بود ک وضعیت امروز ما این نبود، چ چیزی را سنگ محک گذاشته اید؟ گزینش آموزش پرورش؟
      بی شک آقای ذاکری را فردی پرتلاش میدانم و این موضوع را کتمان نکردم، اما قرار نیست هر کسی ک سخت کوش هست خالی از اشتباه باشد. من با ولی دانش آموز ب زبان تخصصی صحبت نمیکنم چون ولی دانش اموز نظرات کلی میدهند، با این حال ب نظرات تمامی دوستان و آقای ذاکری احترام میذارم ولی همچنان حاضرم تا ساعت ها ب بحث در این مورد ادامه دهم.
      موفق باشید.

      • جناب محمد اگر به نیروی جوان و دانشجوی تازه کار میدان فعالیت و رقابت داده نشه به نظرتون چه آینده ی شغلی درانتظارشونه .کما اینکه استاد ذاکری هر دانشجویی رو سرکلاس نمیفرستند .انتقاد شما انگار از روی حرص و پشتیبانی از شخص خاصی صورت گرفته .چون خودتون که سطح کاریه دانشجوهارو برای تدریس انقدر بالا درنظر دارید به نظرتون فرق دانشجوی درحال تدریس با کسی که دکترای زبان داره چیه؟سطح و سنجشی که ایشون درنظر گرفتند برای دانشجوها خیلی بالاتر از سطح زبانکده های دیگه و شاغلان دراین امر تو شهرمون هست .کسایی که به واقع هدفشون فقط پس انداز بیشتر در جهت رفاه خودشونه نه بالابردن سطح آموزشی خانواده ها .در هر حال انتقادتون اگر صورت دیگری داشت برای همه ی ما به نمایندگی از جامعه ی زبان آموزان خوشایندتر بود .

    11. سلام و عرض ادب خدمت اقا دکتر؛
      مقاله بسیار پرمحتوا و عالی بود.در جواب اقا محمد جناب دکتر ذاکری در ابتدا کلیه مدرسین خود را با معیارهای مختلفی که با توجه به تجربه خود سنجیده است و با کلاس های اموزشی و ضمن خدمت برای مدرسین خود اجازه تدریس را داده است.

      • مجددا عرض میکنم، بحث بر سر مسایل بسیار بسیار ریزی هست ک فقط دانشجویانی در بهترین حالت و پس از گذراندن TTC از پس ان ها برمی آیند ک ب ترم ۷ رشته ی آموزش در لیسانس رسیده باشند، دروس جامعه شناسی، فاسفه، روش تدریس، روش تدریس مهارت ها و تهیه و بررسی مطالب درسی و CA را ب خوبی گذرانده باشند، ب توانش تحلیلی در این مسیر رسیده باشند، سپس وارد دوره TTC شوند. آیا همه ی دانشجویان مدرس این چنین اند؟

    12. با سلام . درباره حرفی که زدید (mohammad)
      اقای ذاکری یکی از افراد با تجربه در زمینه اموزش زبان هستند که از موثر ترین شیوه ها برای کارایی هر چه بیشتر و نتیجه بهتر استفاده میکنند و نمیتوان روش های ایشون رو زیر سوال برد . در ضمن,خیانت به جامعه زبان آموزان یعنی استفاده از اطلاعات و دانش های زبانی آپدیت نشده که در اینصورت خیلی هم به ضرر زبان آموزان هست در حالی که دانشحویان اطلاعات کامل تری در این زمینه دارند و چه بسا بهتر میتوانند به دانش آموزان کمک کنند و اینکه دانشجویان قبل از شروع به کار مراحلی را طی میکنند تا صلاحیت انتخاب شدن به عنوان مدرس را داشته باشند و بتوانند شروع به کار کنند.

      • خانوم کاظمی عزیز، علم آقای ذاکری را زیر سوال نبردم، اما این حرف شما ک “موثر ترین شیوه ها برای کارایی هر چه بیشتر و نتیجه بهتر استفاده میکنند و نمیتوان روش های ایشون رو زیر سوال برد” حتی درباره ی راد الیس و داگلاس بروون و الیسون مکی و ماکارو مدیر گروه اکسفورد و تاملینسون و لولت هم نمیشه زد. لطفا اکادمیک صحبت کنید، کجای دنیا با این حد از اطمینان حرف میزنند؟ کجای دنیا میگن فلانی رو (نمیشه) زیر سوال برد؟ نام ویدووسن را ک حتما شنیده اید ان شا الله. در مورد خیانت هم بله نباید از افراد اپدیت نشده در این مسیر استفاده کرد اما نباید هم صرفا برای تجربه از اماتور ها بهره برد.

    13. سلام مجدد به محمد. و عرض پوزش از سایت خوب آوای شمال که متصدع اوقات میشوم.
      جناب محمد، به نظر می رسد شما جدیداً از رشته های دیگر به رشته آموزش زبان آمدید و در جو زدگی تئوری های اون.
      اولاً ، نوشته های قبلی و جدید شما نقدی برای مقاله ی جناب استاد ذاکری نیست بلکه تاختن و به رخ کشیدن یک سری دغدغه های دانشجویی است که مسائل آن ربطی به جناب آقای ذاکری ندارد! تلاش کنید در فضایی که ایشان مقاله نوشتند و احیاناً شما مطالبی بلدید و یا مثل استاد تحقیق کرده اید نقد کنید.
      ثانیاً ، محض اطلاع باید بدانید بنده (در زمینه هایی که شما جولان دادید) بنا به نیازم از منابع زیر استفاده کرده ام. دوست دارم شما هم آنها را ورقی بزنید.
      ۱٫ Correction: Ellis 2008; Lyster & Ranta 1997; Macaro et al 2010, Mackey 2007; VanPatten & Benati 2010; Salimi & Rad 2016 //// 2. Interlanguage: Ademian 1976; Corder 1967, 1971a; Ellis 2008; Faerch et al 1984; Memser 1971; Macaro et al, 2010; Selinker 1972 //// 3. Interaction: Bruner 1983; Cattel 2000; Ellis 2008; Field 2004; Halliday 1975; Owens 2001; Storch 2017; Rezaei & Meshkatian 2017 //// 4. Types of Tasks: Beijamin 2008, 2013; Thurman 2008; Willis & Willis 2007; Branden et al 2009; Pinter 2017 ; Moghaddas 2013 //// 5. Fine Tuning of Tasks: Chan 2016; Najafian et 2016; Aoyama et al 2016 //// 6. Input: Krashen 1985; Mitchell & Myles 2004; Gonzalez 2008; VanPatten & Benati 2010; Mahboob & Lin 2016; Ren 2017; Bagheri & Bagheri 2016; Shirzad & Rasekh 2017 //// 7. Initial Response Feedback (IRF): Molinari et al 2013; Lee & Kim 2014; Ding & Wang 2014; Ghaniabadi 2015 //// 8. Teacher Wait Time: Ingram & Elliot 2014, 2016A; Wright 2015; Wagner et al 2014; Alavi et al 2016; Assuncau Flores 2017; Khany & Mohammadi 2016 //// ….
      ثالثاً ، آقای محمد! همانطور که خودتان نوشتید همه ی مطالب تئوری و فوت وفن معلمی در یک دوره کوتاه مدت (برای تدریس کتابهای خاص در اموزشگاه ها) انجام شدنی نیست. جناب ذاکری و همکارانشان (استاد محمدی و استاد نیکو) در TTC اکثر موارد مهم تئوری (آنقدری که لازم است) که یک معلم نوپا باید بداند را از روی کتاب How to Teach English (2007) جرمی هارمر تدریس می کنند. بقیه کلاس نیز به کار تمرین تدریس همه و Observe اختصاص دارد. راستی، پیشنهاد میکنم یکبار هم شده در کلاسهای این اساتید تلمذ کنید!
      رابعاً ، رویکردها، روش ها، تکنیک ها، و استراتژیهای که آقای ذاکری به همراه سایر اساتیدی که در اینجا و شهرهای همجوار به معلمان آموزش میدهند بسیار دقیق و کاربردی است و همیشه به درد این گروه خورده است. شک دارم که ندانید هدف TTC آماده سازی معلم برای تدریس یک سری کتاب خاص است و نه برای تمام کتب دنیا. (توصیه میکنم با مطالعات بیشتر ، تفاوت بین Teacher Education, Teacher Training, Teacher Training را پیدا کنید.)
      خامساً، جناب محمد! این دور از ادب است که در مورد آموزش و پرورش به لفظ تحقیرآمیز مطلب بنویسید. اینکه نقصی دارد دور از ذهن نیست. هیچ آموزش و پرورشی خالی از اشکال نیست. همه ی ما (اگر ایرانی خوب و فعال هستیم مثل استاد ذاکری) باید تلاش کنیم تا بتوانیم میهن را بهتر کنیم. راستی ، مگر شما محصول همین کشور نیستید؟!!!!
      در پایان، ضمن افتخار به خاطر همراهی با جناب استاد ذاکری، از ایشان (به خاطر عقیده های پاکشان و تلاش خداپسندانه شان) و برای شما آقای محمد (به خاطر دغدغه هایشان) آرزوی موفقیت دارم.

      • سوال اول من از شما، این هایی رو ک کپی کردید رو همین هایی ک دارند تدریس میکنند بلد هستند؟ پاسخ صریح لطفا.
        حدستان در مورد رشته ی من اتباه بود. این جانب از رشته ی دیگری وارد این رشته نشدم، گویا بر اساس اطلاعاتم شما فکر کردید من در مطع ارشد درس میخانم یا درسم را تمام کرده ام ولی باید بگویم ک لیسانس رشته ی اموزش را دارم ن بیشتر و در شرف ورود ب ارشد هستم. اگر ب نظر میرسد اطلاعاتم از سطح لیسانس شاااید کمی بالاتر بشد، ممکن است ب خاطر مطالعه باشد! این حقیر در جو زدگی تیوری ب سر نمیبرم، کاش شما و دوستانتان کمی بهتر صحبت میکردید گر چ ایرادی ندارد، انگاره های شما در طول سیالیان زیاد شکل گرفته و طبیعی است ک برایتان قابل تحمل نیست فردی ان ها را زیر سوال ببرد، استفاده از کلمات جولان و این ها بماند. (لطفا کلمه ی Social Monster ک مرتبط با Hymes است سرچ شود)
        حال در مورد معلم نوپا فرمودید. معلم نوپا یعنی چه؟ من کسی را لایق تدریس میدانم ک حداقل تا ترم ۷ رشته ی آموزش را خوانده باشد، بعد اگر ب توانایی تحلیل رسید، دوره TTC بگذراند وار توان زبانی مناسب و اموزش مناسب داشت بعد بسم ا…
        کلاس را دست چ کسی میخاهید بدهید؟ دانشجوی ترم ۲ و ۴؟ ک TTC گذرانده؟ این دانشجو همان مقالاتی ک درشان تخصص دارید و من اصلا سوادم ب آن ها نمیکشد را درک میکند؟ تا ۹۹ درصد تیوری قابلیت پرکتیس شدن دارد. آیا آن داشنجو اصلا از مسایل ایمپریالیسی زبان و توحیدی بودن یا نبودن مواد درسی سر در میاورد؟ میتواند تصمیم بگیرد اگر جایی مواد درسی با فرهنگ غالب سازگاری نداشت باید چ کند؟ نه هیچکدام را نمیداند. میتوناد اینپوت خوبی بدهد؟ حالا میخاهد گزینش آموزش و پرورش هم شده باشد، چ فرقی میکند. جنابعالی حرف از ادب میزنید، من بی ادب، ادب را در متون خود و دوستانتان هم پیدا کردید سلام بنده را برسانید و ب عنوان بی ادب من را ب آن ها معرفی کنید! اولا دوما ثالثا رابعا خامسا و در انتها آرزوی موفقیت؟ پرگمتیکس و پولایتنس را ک بلدید، سری بزنید ببینید اثری از اولا و دوما درش هست؟ من سوادم البته پایین است فقط اسم این ها را شنیده ام.

    14. اگه شما با امر آموزش آشنا بودید باید میدونستید که علاوه بر واحد روش تدریس واحد های جامعه شناسی و روانشناسی آموزش پروررش و همچنین واحد های عملی تدریس گذرانده میشه توسط همین دانشجو های بی تجربه!!!!
      حالا کلاس های ttcجدا
      پس بی تجربه نیستن و مدرک هم همیشه مهم نیست مهم اون بار علمیه .خیلی پیش اومد دیدیم کسی دوره تحصیلاتش کامله و مدرکش رو گرفته ولی بار علمی آنچنانی نداره وبه همین دلیل پس از اجرای یک سری آزمون ها و دوره,وداشتن معیارهای مورد نیاز مدرسین انتخاب میشن .

    15. در پاسخ ب دوست عزیز عبیدی، شما باز هم حرف بنده رو ب دقت مطالعه نفرمودید. بحث بر سر اشتغال دانشجو ها نیست و این موضوع بسیار مهم هست ک بله راه رو باید برای دانشجو ها باز کرد، ولی ب چ قیمتی و این بسیار مهم هست. تقریبا تمام متخصصین این رشته ب موضوع CPH آشنا و اون رو پذیرفتن، و با در نظر گرفتن حساسیت بسیار بالای تدریس ب افراد در سنین پایین، باز هم نمیتوانم بپذیرم ک ریسکی در این زمینه و تسبت ب زبان اموزان صورت بپذیرد. در مورد من باید بگم ک همه ی دوستان اشتباه کردند، من ب هیچ وجه از فرد خاصی طرفداری نمیکنم و با هر کسی ک در این مسیر قدم برمیدارد همیشه بحث میکنم. مطمینم شما من را با کس دیگری اشتباه گرفته اید.

    16. اقای محترم
      آکادمیک فقط اسم بردن از اسامی نیست !!!!اگه فقط یکی از اون اشخاصی که اسم بردین به کتاباشون دقت کرده باشین ,همین موثرترین روش هارو در اون ها پیدا میکنین که خواستین میتونین استفاده هم بکنین البته اگه ترجمش تو بازار باشه…

    17. امید - دانشجوی فوق لیسانس روانشناسی

      سلام (بخش اول)
      کاربر محترم محمد
      مطلبم را الآن می نویسم چون دیشب تا دیر وقت (با توجه به درج زمان پیام در سایت حداقل ۳:۱۵ صبح) حرفهای همکاران را رصد میکردید و سعی کردید از اقیانوس تئوریها به قوانین مغرورانه که حتی اساتیدی که شما «احیاناً» در کلاس درسشان حضور داشتید جرات بیان ندارند مثل ” من کسی را لایق تدریس میدانم ک حداقل تا ترم ۷ رشته ی آموزش را خوانده باشد، بعد اگر ب توانایی تحلیل رسید، دوره TTC بگذراند وار توان زبانی مناسب و اموزش مناسب داشت بعد بسم ا… ” جوابی درخور خود بنویسید.

      کاربرگرامی محمد، به نظربا توجه به حدود و اقتضای سنی شما که تلویحاً از ادعای قلم تان ” باید بگویم ک لیسانس رشته ی اموزش را دارم ن بیشتر و در شرف ورود ب ارشد هستم” برمیآید و عدم تمرکز و بلوغ فکری و منطقی درمقام پاسخ ها، ذهن جنابعالی تاریکخانه ای مشوش از تئوریهاست که (بازهم) به نظر حتی فرصت استفاده عملی آنها را تاکنون نداشته اید.

      کاربر محترم محمد،
      بگذارید اولین نوشته تان را تحلیل کنم.
      در تیر ۱۵, ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۲۲ تاریخ حرفتان را با خطاب «آقای ذاکری» و «شما» شروع کردید که نشان از نزاکت دارد و موجب خرسندی است. اما در ادامه نزاکت را دور ریختید و با بیان “اول باید یاد بگیری که کلاس های زبان رو دست هر کسی ندی،” تصویر نگارشی خود را نزد خواننده ها کدر نمودید. بیایید جمله خوب شما رو یکبار دیگر مرور کنیم که “مبحث آموزش بسیار حساسه و تدریس زبان دوم کار آسونی نیست” . کاملاً درست نوشتید. همه و همه ی صاحب نظران همین عقیده را دارند. ادامه متن شما ” شما این کار رو با دانشجو هایی محول میکنید ” (صرف نظر از خطای زبانی شما در بکارگیری زبان اول یعنی حرف اضافه «با» به جای «به») نشان از عدم حضور دلیل در تواتر ذهنی تان است چون نفرمودید کجای کتابهای لیسانس شما نوشته شده که نباید به دانشجو کار آموزش محول شود و اگر محول بشود و نظارت هم باشد چه ایرادی دارد. به نکته ی خوبی در این قسمت ” درس روش تدریس رو هم نگذروندند ” اشاره فرمودید. همه قبول دارند