آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ , Monday 20 May 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 76901
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۵ خرداد, ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۷
  • شما اینجا هستید :فرهنگی
  •   

    موذن‌زاده اردبیلی از مشهورترین موذنان جهان اسلام است درباره‌ اذانی که در مکه اجرا کرده بود گفت: "افتخار دارم که با گفتن آن اذان برای اسلام و کشورم کاری کردم؛ ما که نه ثروت داریم، نه مکنت و همین یک اذان برایمان بهترین خیر است."

    نگاهی به زندگی موذن‌زاده اردبیلی و تحصیل در حوزه

    آوای شمال/خانواده موذن‌زاده اردبیلی نه تنها در اردبیل، بلکه در ایران و جهان اسلام معروف و مشهور هستند. در عین حال شاید کمتر کسی است که بداند مرحوم رحیم موذن‌زاده اردبیلی که اذان ماندگار او بارها و بارها شنیده شده است، سا‌ل‌ها در قم و در حوزه علمیه این شهر به تحصیل مشغول بوده است. […]

    آوای شمال/خانواده موذن‌زاده اردبیلی نه تنها در اردبیل، بلکه در ایران و جهان اسلام معروف و مشهور هستند.

    در عین حال شاید کمتر کسی است که بداند مرحوم رحیم موذن‌زاده اردبیلی که اذان ماندگار او بارها و بارها شنیده شده است، سا‌ل‌ها در قم و در حوزه علمیه این شهر به تحصیل مشغول بوده است.

    رحیم موذن‌زاده اردبیلی در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی در اردبیل به ‌دنیا آمد. اذان‌ گویی و نوحه ‌خوانی را از پدرش شیخ عبدالکریم به ارث برد و تا آخر عمر راه او را ادامه داد. خودش می‌گفت که اذان ‌گویی در خانواده آنها بیش از یک قرن قدمت دارد و نام فامیل آنها به‌ همین دلیل موذن شده است: “زمانی که در اردبیل شناسنامه می‌دادند، به تناسب شغل و حرفه، نام خانوادگی انتخاب می‌کردند. به پدربزرگم یعنی شیخ فرج هم گفته بودند تو چه ‌کاره‌ای و او گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگی شما موذن است و ما هم بعدها شدیم موذن‌زاده.”

    رحیم در کودکی به مکتبخانه رفت و قرآن را فرا گرفت. سپس به مدرسه حاج ابراهیم رفت و درس طلبگی را آغاز کرد.

    او درباره آن روزها می‌گوید: “طلبه بودیم به اصطلاح امروز، ولی حین طلبگی، این اذان با ما همراه بود. پس از یادگیری اصول نوحه ‌خوانی و اذان‌ گویی، با همراهی پدر در مسجد اردبیل مشغول شدیم و گاهی نیز برای خواندن یک نوحه‌ به شهرهای اطراف می‌رفتیم.”

    چندی بعد، شیخ عبدالکریم به تهران آمد و در این شهر ساکن شد. او سپس فرزندش رحیم را برای تحصیل علوم حوزوی، عازم قم کرد.

    یکی از دوستان رحیم درباره آن ایام چنین گفته است: “وقتی شیخ کریم به تهران آمد، رحیم را برای درس خواندن به قم فرستاد. صدای رحیم آنقدر خوب بود که پس از ورود او به قم، برای مجالس مختلف از او دعوت می‌کردند. این بود که مداحان قم نزد شیخ کریم شکایت کرده بودند که با آمدن رحیم، ما از کار افتاده‌ایم!”

    رحیم به درس خارج فقه و اصول هم رسید. او ظهرها در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) اذان می‌گفت.

    چند سال بعد در سال ۱۳۲۹ شیخ عبدالکریم جان به جان آفرین تسلیم کرد و رحیم در سن ۲۵ سالگی به تهران بازگشت تا جای خالی پدر را در مسجد امام و در رادیو پر کند.

    جعفر، فرزند رحیم تعریف می‌کند که وقتی شیخ عبدالکریم فوت کرد و پدرم به جایش اذان می‌گفت، رادیو برای معرفی او به مردم، “زاده” را به فامیل پدرم اضافه کرد تا به شنوندگان بگوید که او، پسر شیخ کریم است. سر همین موضوع، همه فکر کردند که نام ‌خانوادگی پدر من موذن‌زاده اردبیلی است و همین نام هم تا آخر روی او ماند.
    اینچنین بود که رحیم موذن‌زاده اردبیلی برای مسجد امام و رادیو، سال‌ها به‌ صورت زنده اذان می‌گفت.

    و این هم حکایت اذان ماندگار استاد رحیم موذن‌زاده؛ اذانی که در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان گفته شد:

    “رحیم روزی به رادیو می‌رود و از مسؤول یکی از استودیوها می‌خواهد تا اذانش را ضبط کنند. ماه رمضان بود و از او می‌خواهند که برود و بعد از افطار برای ضبط بیاید. او قبول نمی‌کند و می‌گوید همین الان باید اذانش را ضبط کنند. خودش می‌گفته آن روز حال خاصی داشته و گویا به او الهام شده بود که باید اذان را همان لحظه برای ضبط بخواند. اصرار او سبب می‌شود تا مسؤول استودیو موافقت کند.

    رحیم به استودیو می‌رود و اذان را در تمام ‌ها امتحان می‌کند؛ اما راضی نبوده است. آنگاه به این فکر می‌افتد تا اذان را در گوشه روح‌الارواح از دستگاه بیات ترک بخواند.

    می‌گفت وقتی اذان را در این گوشه خواندم، احساس کردم که به بالا وصل شدم و دیگر تا پایان اذان، در استودیو نبودم.”

    اینگونه بود که آن اذان ماندگار در تاریخ به ثبت رسید.

    رحیم موذن‌زاده به نوحه و اذان و منبر ادامه داد. او در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، به بیماری سرطان مبتلا شد و با این حال، هیچ گله یا شکایتی نمی‌کرد و تنها آرزویش این بود که به زیارت خانه خدا مشرّف شود.

    رحیم موذن‌زاده اردبیلی در آخرین ماه‌های زندگی ‌اش، موفق شد تا به آرزوی خود برسد و حاجی شود.

    جعفر، پسر بزرگ او می‌گوید: “وقتی قرار شد که از طرف آقای لاریجانی، رئیس سازمان صدا و سیما به مکه برود، حالش خیلی بد بود و سرطان مثانه موجب شده بود تا دو تا سوند به او وصل باشد؛ با این حال وقتی خبر را شنید، بسیار خوشحال شد و می‌گفت که به آرزویش رسیده است.

    چهار ماه قبل از فوتش بود که با وضع خرابی‌ که داشت به مکه رفت. من خیلی نگرانش بودم. روزی که آمد، سریع خودم را به ایشان رساندم و دیدم حالش زیاد خوب نیست. گفتم فقط یک چیزی به من بگو، رفتی مکه چی‌ دیدی؟ گفت فقط همین را بگویم که رفتم خدا را دیدم و آمدم.”

    نقل است که در مکه از او درخواست می‌کنند تا اذان را بدون “اشهد انّ علیّا ولیّ الله” بگوید و او نمی‌پذیرد. این است که رضایت می‌دهند تا اذان کامل را بگوید، اذانی که ۲۰ دقیقه طول کشیده بود.

    علی معلم دامغانی که اذان رحیم موذن‌زاده اردبیلی را در عرفات شنیده است، این اذان را یکی از بدیع‌‌ترین نمونه‌های اذان دانسته که نه‌ تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است؛ او می‌گوید: “رحیم موذن‌زاده را در عرفات زیارت کردم و به یاد دارم که ایشان در آنجا برای آخرین بار، اذان جاودانه‌ خود را اجرا کردند که بسیار مورد توجه حجاجی که از دیگر مناطق جهان آمده بودند، قرار گرفت و فکر می‌کنم که او هم به آرزوی خود رسید.”

    حاج رحیم موذن‌زاده پس از بازگشت از سفر حج، به علت پیشروی بیماری سرطان، باز هم در بیمارستان بستری شد.

    در آن ایام، مسؤولان نظام، یکی ‌یکی به بالینش می‌‌آمدند و حاج رحیم هم به آنها پند و اندرز می‌‌داد و از مشکلات جوانان می‌گفت و اینکه مسؤولان موظفند تا به مشکلات و درد مردم و جوانان رسیدگی کنند.

    او در این مدت هم کسی را رد نمی‌کرد و با اینکه حال بدی داشت، همه را می‌‌پذیرفت و با همه هم‌صحبت و احوالپرسی می‌کرد.

    حاج رحیم سرانجام در نخستین روزهای خرداد ماه سال ۱۳۸۴ و در ۸۰ سالگی، رحلت کرد؛ اما یاد و خاطره او تا ابد در دل و جان مسلمانان جهان ماند.

    و اینها همه از برکت اذان او بود، اذانی که وی درباره‌اش چنین گفته است: “افتخار دارم که با گفتن آن یک اذان، برای اسلام و مملکتم کاری کرده‌ام. ما که نه ثروت داریم، نه مکنت و همین یک اذان برایمان بهترین خیر است.”

     

    برچسب ها :

    نظرات