آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ , Saturday 16 December 2017

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 69964
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۱ فروردین, ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۴
  • شما اینجا هستید :ایران و جهان
  •   

    اصالت قدرت در دموکراسی باعث می‌شود که همه تدابیر و جهت‌گیری‌ها برای نحوه آوردن رأی سامان یابند نه اینکه در خدمت واقعیت‌ها و مشکلات اصلی کشور قرار گیرند.

    اخلاق زیر چکمه‌های دموکراسی

    آوای شمال/دموکراسی به عنوان آخرین روش عقلانی بشر برای جابه‌جایی مسالمت‌آمیز قدرت و اخلاق به عنوان مهم‌ترین شاخص تمایز نوع بشر از موجودات در منازعه جدی قرار دارند. بدون تردید دموکراسی نه تنها به اخلاق کمک نکرده است که آن را سرکوب کرده است. طولانی شدن تجربه دموکراسی نیز نتوانسته نسبت آن با اخلاق را […]

    آوای شمال/دموکراسی به عنوان آخرین روش عقلانی بشر برای جابه‌جایی مسالمت‌آمیز قدرت و اخلاق به عنوان مهم‌ترین شاخص تمایز نوع بشر از موجودات در منازعه جدی قرار دارند. بدون تردید دموکراسی نه تنها به اخلاق کمک نکرده است که آن را سرکوب کرده است. طولانی شدن تجربه دموکراسی نیز نتوانسته نسبت آن با اخلاق را ترمیم کند. انتخابات اخیر امریکا که بعد از ۲۰۰ سال تجربه دموکراسی انجام شد، نشان داد که برای وصول قدرت می‌توان به هر ریسمانی چنگ زد و حتی محور مناظرات را در فراسوی اخلاق یا اصطلاحاً در ذیل انحراف جنسی متمرکز کرد. در امریکا به جای حاکمیت اخلاق بر دموکراسی، این دموکراسی بود که به ظاهر بر اخلاق  نورتابانی و حیثیت فردی و خانوادگی را در مسلخ قدرت قربانی کرد.
    در ایران اوضاع چگونه است؟ اگر رقابت و محتوای آن و مچ‌گیری از رقیب، منهای اخلاق است می‌توانیم بگوییم که ما به جای «مردم‌سالاری دینی» به «دموکراسی» روی آورده‌ایم. حاکمیت اخلاق در صحنه انتخابات مهم‌ترین شاخص تمایز مردم‌سالاری دینی با دموکراسی است. حال باید دید کدام بر ما حاکم است؟ در دموکراسی اصالت از آن «قدرت» است که البته از طریق اکثریت منتقل می‌شود، اما در مردم‌سالاری دینی اصالت از آن «خدمت» است که آن هم از طریق اکثریت منتقل می‌شود. به همین دلیل مهم‌ترین آورده عملی سیاست توسط حضرت امام «تحول در مفهوم قدرت» بود. امام ثابت کرد که می‌شود در رأس قدرت بود، اما از مواهب دنیایی آن محروم ماند تا جوهره خدمت جایگزین اصالت قدرت شود و اخلاق مستدام بماند.

    حال به صحنه سیاسی کشور نگاه کنیم. آیا ما در پروسه دموکراسی زندگی می‌کنیم یا مردم‌سالاری دینی و مکارم اخلاق را پاس می‌داریم؟ از مهم‌ترین آسیب‌های فعلی انتخابات در کشور ما این است که از افراد در معرض انتخاب هیچ عملی، صالح شمرده نمی‌شود. هر اقدامی انتخاباتی معرفی و زحمات در این راستا هجو می‌شود. اگر فرد در معرض انتخابات بهترین اقدامات و زحمات را می‌کشد چه اشکالی دارد که از این مسیر به رأی مردم هم فکر کند؟ مگر نه این است که مردم به کارنامه و خدمت رأی می‌دهند؟ در این صورت چه فرد با نیت انتخاباتی فعالیت کند و چه نیت خدمت خروجی آن یکی است. اصولاً راه جلب نظر مردم خدمت است، اما چه خدمت‌های بزرگی که آلوده نشان داده می‌شود و چه خدمات ارزنده‌ای که در کلیت نظام جای دارد، ‌اما در تیغ دموکراسی له می‌شود. وقتی اخلاق نباشد اتاق فکر تشکیل می‌شود تا نقاط قوت یک فرد یا یک مجموعه وارونه جلوه داده شود و وقتی اخلاق حاکم نباشد، اقدامات نمایشی جای کار را می‌گیرد. وقتی اخلاق از مردم‌سالاری جدا شد، این اندیشه و عملکرد فرد نیست که مورد نقد قرار می‌گیرد که حوزه خصوصی، زن و فرزند نیز از تیغ این حملات در امان نخواهند بود.

    اخلاق در پروسه دموکراسی توسط «تنفر» سوخته می‌شود و تولیدکنندگان تنفر قطعاً اخلاق، دین و سیاست را ممزوج نکرده‌اند. اصالت قدرت در دموکراسی باعث می‌شود که همه تدابیر و جهت‌گیری‌ها برای نحوه آوردن رأی سامان یابند نه اینکه در خدمت واقعیت‌ها و مشکلات اصلی کشور قرار گیرند.
    به طور مثال یارانه ثروتمندان بد است، اما دولتی که شب واریز یارانه عزا می‌گیرد حاضر به قطع آن نیست و پس از مصوبه مجلس نیز نظر مخالفت خود را اعلام می‌کند و هزینه را گردن مجلس می‌اندازد. چرا؟ چون  نگران آسیب به رأی است. در مردم‌سالاری دینی مصلحت مردم و کشور الزاماً با نتایج دوره بعد سنجیده نمی‌شود. ممکن است اقدامی بسیار ضروری باشد، اما رأی‌ساز نباشد.
    ممکن است یک کاندیدا افزودن ۵۰۰ هزار تومان به یارانه عمومی را به ساختن ۱۰۰ بیمارستان ترجیح دهد. چرا؟ چون آن ۵۰۰ تومان بیشتر از ۱۰۰ بیمارستان رأی‌ساز است. بنابراین اصالت ماندن در قدرت و احساس بی‌آبرویی در صورت شکست از شاخصه‌های مردم‌سالاری دینی نیستند. در نظام دینی مسئولیت موهبت الهی جهت اختیارات بیشتر و خدمت بیشتر است، اما اگر سامان اداره کشور صرفاً بر این روال چیده شد که نقشه راه ماندن در قدرت محقق شود ما به دموکراسی غربی تن داده‌ایم و اینجاست که ممکن است مخالفت با سیاست‌های کلی نظام و عبور از خطوط قرمز را نوعی شجاعت و واجد اسطوره شدن بدانیم و این تجربه در سالیان اخیر در تابلوی انتخاباتی ایران نقش بسته است.
    در مردم‌سالاری دینی قدرت به مثابه طعمه نیست که چند صباحی به ما رسیده است و باید حداکثر شیر را از آن دوشید، اما در غرب حضور چند صباح در قدرت تضمین‌کننده حیات اقتصادی تا آخر عمر است و اگر ما  چنین بودیم و مدت حضور در قدرت را موعد رله کردن امکانات به حوزه خصوصی دانستیم از مردم‌سالاری دینی گذر کرده‌ایم.

    بنای رفیع نظام جمهوری اسلامی اگر بر اخلاق استوار نباشد نه تنها به تمدن نوین اسلامی رهنمون نمی‌شویم که در هویت غربی گرفتار خواهیم شد. مقام معظم رهبری در خرداد ۱۳۹۳ و در حرم امام فرمودند: «کسی گمان نکند امام مردم‌سالاری را از جایی به عاریت گرفت. امام مردم‌سالاری را از درون دین آورد.» اگر مردم‌سالاری ما از درون دین است پس روح حاکم بر آن اخلاق است و البته بسیاری از سیاسیون وقتی در معرض تهمت و تخریب قرار می‌گیرند به اخلاق توصیه می‌کنند، اما خود آنان نیز «چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند». بدون تردید وجه پیونددهنده مردم و حاکمان در نظام دینی اخلاق است و هیچ چیز به اندازه دموکراسی به آن آسیب نمی‌رساند، مگر اینکه مردم‌سالاری دینی را با ترازی که امام می‌خواست، بپذیریم. «همه چیز برای خدا» میعادگاه عقد وصال اخلاق و سیاست در مردم‌سالاری دینی است.بپذیریم. «همه چیز برای خدا» میعادگاه عقد وصال اخلاق و سیاست در مردم‌سالاری دینی است.

    برچسب ها :

    نظرات