آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ , Sunday 19 May 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 6416
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۸ بهمن, ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۴
  • شما اینجا هستید :حوادث
  •   

    عاقبت نوجوانی که سرش را در کاسه توالت فرو کردند!

    آوای شمال/ « آدم یک روزهایی هم باید با اسلحه، خودش را سرگرم کند » این را بری لوکاتیش می گوید که هنوز هم خیلی ها باور نمی کنند با آن چهره معصوم و چشم هایی که هرگز به چشم های طرف مقابل خیره نمی شدند، یک قاتل حرفه‌ای بوده است اما همکلاسی هایش که […]

    آوای شمال/ « آدم یک روزهایی هم باید با اسلحه، خودش را سرگرم کند » این را بری لوکاتیش می گوید که هنوز هم خیلی ها باور نمی کنند با آن چهره معصوم و چشم هایی که هرگز به چشم های طرف مقابل خیره نمی شدند، یک قاتل حرفه‌ای بوده است اما همکلاسی هایش که در سال ۱۹۹۶ او را تا دندان مسلح، در مدرسه دیدند، به یاد می آورند که او به آدم ها مثل هدف های متحرک شلیک می کرد و به همین خاطر متانت و حزنش را در دادگاه جنایی واشنگتن باور نمی‌کنند.
    شاهدان عینی می گویند روز حادثه بری، ۱۴ ساله، با لباس کابویی( لباس هفت تیرکش های غرب وحشی)، به مدرسه آمد و تیپ عجیب و غریبش برخی را به خنده انداخت غافل از این که او، زیر لباسش، سه اسلحه و تقریباً یک قطار فشنگ همراهش داشت. بری به کسی مهلت نداد حرفی بزند ناگهان یکی از اسلحه ها را در آورد و به همکلاسی ۱۴ ساله اش، مانوئل ولا شلیک کرد که او در دم جان سپرد و بعد بلافاصله به قفسه سینه دانش آموزی دیگر شلیک کرد و تیر سومش هم نصیب معلم جبر شد که پشت به کلاس داشت مساله ای را پای تخته می نوشت و حتی فرصت نکرده بود، برگردد و صورت قاتلش را ببیند.

    سه تیر بری، سه نفر را بلافاصله کشت اما تیر چهارم به بازوی دختری ۱۳ ساله خورد و نیمه جان روی زمین افتاد. بری سرانجام با ضربه محکم یکی از معلم ها که می گفت می خواهد داوطلبانه جایش را به گروگان زخمی بدهد، زمین افتاد و همان وقت جمعیت روی سرش ریختند و اسلحه اش را گرفتند.

    او در دادگاه جنایی واشنگتن به حبس ابد محکوم شد. پس از این حادثه خیلی از روانشناس ها و متخصصان شور گذاشتند تا سر دربیاورند که چگونه پسری ۱۴ ساله می تواند قاتلی بی رحم شود. آنها سرانجام به عللی رسیدند که هرکدام به تنهایی می توانست دلیلی محکم برای پوست انداختن عجیب پسرک از یک فرشته به دیو شود،مثلا؛

    * خانواده بری به شدت پر تنش بود. پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و مادرش بارها در حضور بری گفته بود که قصد دارد خودش را بکشد و حتی یکبار به پسرش هم پیشنهاد کرده بود دو نفری خودکشی کنند.

    * پسرک از نظر روانی بیمار بود. او مثل مادرش افسردگی شدید داشت؛ بیماری روانی که بعدها تحقیقات نشان داد در سه نسل از خانواده او تکرار شده یعنی موروثی بوده است و وقتی بدون درمان رها شده او را از زندگی سیر کرده است.

    * همکلاسی های بری به دست انداختن او عادت داشتند حتی به اعتراف خودشان برای تحقیرش، سر او را در کاسه توالت مدرسه فرو کرده بودند. مانوئل ولا ، همان دانش آموزی که بری پیش از همه او را کشت هم یکی از همان هایی بود که بری را « حمال » صدا می کرد و بارها در جمع مسخره اش کرده بود. صحنه ارتکاب جنایت هم نشان داد بری، ولا را عمدا کشته است اما آن معلم و آن همکلاسی دیگر ظاهرا اتفاقی کشته شده بودند. با وجود همه این تحقیرها مدرسه برای بهبود روابط بری با بچه های دیگر هیچ پادرمیانی نکرده بود.

    * بری یک نوجوان بیش فعال بود و در زمان ارتکاب قتل هم ریتالین مصرف می کرد طبیعتا چنین کودکانی باید تحت نظارت بیشتر و دقیق تری قرار بگیرند در حالی که بری به حال خود رها شده بود و انگار به چشم هیچکس نمی آمد.

    برچسب ها :

    نظرات