آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸ , Wednesday 17 July 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 5825
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۴ بهمن, ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۵
  • شما اینجا هستید :حوادث
  •   

    مرگ نامادری به دست پسرخوانده عصبانی

    آوای شمال/ در این ستون به اخبار جالب حدود ۵۰ سال پیش پرداخته می‌شود، اخباری که از نظر نگارش، تیتر و محتوا بسیار متفاوت‌تر از اخباری است که این روزها در روزنامه‌ها چاپ می‌شود. این هفته ماجرای مردی را می‌خوانید که پس از قتل نامادری‌اش به ۱۵ سال زندان محکوم شد. محکوم هنگام وصول طلبش […]

    آوای شمال/ در این ستون به اخبار جالب حدود ۵۰ سال پیش پرداخته می‌شود، اخباری که از نظر نگارش، تیتر و محتوا بسیار متفاوت‌تر از اخباری است که این روزها در روزنامه‌ها چاپ می‌شود. این هفته ماجرای مردی را می‌خوانید که پس از قتل نامادری‌اش به ۱۵ سال زندان محکوم شد.

    محکوم هنگام وصول طلبش با نامادری خود به مشاجره پرداخت و آنگاه او را با ضربات چاقو به قتل رساند.

    ساعت یازده و نیم شب هفدهم مرداد سال گذشته، چهار مرد که از سه راه آذری تهران می گذشتند، در نزدیکی خط آهن تهران ـ تبریز، مشاهده کردند عده ای از خانه هایشان بیرون ریختند و مرتب فریاد می زنند: کشت… فرار کرد…» این چهارنفر خود را به محل اجتماع رساندند و پیکر غرقه به خون زن جوانی را دیدند که روی زمین افتاده بود.

    رهگذران این زن را که آخرین لحظات حیاتش را می گذراند به کنار جاده قدیم کرج منتقل و در آنجا او را سوار یک اتومبیل کردند و به بیمارستان سینای تهران رساندند، اما مجروح در بیمارستان جان سپرد.

    جسد زن که ستاره نام داشت به اداره پزشکی قانونی انتقال یافت و جریان از طرف ماموران ژاندارمری مهرآباد جنوبی تحت بررسی قرار گرفت. ماموران پس از تحقیق دریافتند که ناپسری سی و پنج ساله ستاره به نام محمدرضا مرتکب این جنایت شده و فرار کرده است. هنگامی که ماموران در جستجوی متهم به قتل بودند، او خود را به پاسگاه ژاندارمری معرفی کرد و گفت من نامادری ام را با ضربات چاقو مجروح کرده ام. وی سپس در مورد انگیزه این واقعه گفت: چند سال قبل مادرم فوت شد و پدرم با داشتن یک پسر و سه دختر با ستاره ازدواج کرد و من هم با همسر و دو فرزندم در نزدیکی خانه پدرم زندگی می کردم. چند ماه قبل از وقوع حادثه، نامادری ام مبلغ ۵۰۰ تومان از من قرض گرفت و در برابر آن چند چک وعده دار داد. چون یکی از چک هایش واخواست شده بود، به او اعتراض کردم و به همین دلیل بین ما اختلاف هایی به وجود آمد و ستاره شروع به ناسزاگویی کرد. در جریان نزاع من سخت عصبانی شدم، با چاقو به جان نامادری ام افتادم و او را از پای درآوردم.

    براساس اظهارات متهم به قتل، پرونده ای تشکیل شد و دادستان تهران ضمن صدور کیفرخواست برای محمدرضا تقاضای اعدام کرد. این پرونده دیروز در شعبه دوم دادگاه عالی جنایی تهران زیر نظر یکی از پزشکان مطرح شد و متهم به قتل در برابر دادرسان دادگاه ایستاد.

    در دادگاه

    پس از قرائت کیفرخواست متهم به قتل در پاسخ به اتهاماتی که به او نسبت داده شده بود، گفت: من قصد قتل نامادری ام را نداشتم. از او پول طلبکار بودم، ولی او از دادن پولم طفره می رفت. وقتی گفتم یکی از چک هایش واخواست شده، پاسخ داد: بقیه چک ها هم واخواست می شود و بعد مرا به باد ناسزا گرفت و من هم که ناراحت شده بودم، با چاقو به جانش افتادم.

    در این هنگام نماینده دادستان استان ضمن بیان مطالبی، طبق ماده۱۷۰ قانون مجازات عمومی برای متهم به قتل تقاضای مجازات اعدام کرد و آنگاه دادرسان دادگاه وارد شدند.

    آنها پس از چند ساعت مشورت باتوجه به جهات مخففه پرونده، محمدرضا را به جرم قتل نامادری اش به ۱۵سال زندان محکوم کردند.

    برچسب ها :

    نظرات