آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • پنج شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ , Thursday 19 September 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 5613
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱ بهمن, ۱۳۹۳ - ۱۷:۵۴
  • شما اینجا هستید :حوادث
  •   

    سوء استفاده از سادگی دختر نوجوان در چت روم

    آوای شمال/ هیچ گاه فکر نمی کردم به این راحتی فریب بخورم. از حیله و نیرنگ های رایج در فضای مجازی چیزی نمی دانستم. تصورم این بود که دیگران هم مانند من همه حقایق زندگی و اسم واقعی خودشان را در ارتباطات اینترنتی عنوان می کنند، اما… دختر ۱۹ ساله ای که به همراه مادرش […]

    آوای شمال/ هیچ گاه فکر نمی کردم به این راحتی فریب بخورم. از حیله و نیرنگ های رایج در فضای مجازی چیزی نمی دانستم. تصورم این بود که دیگران هم مانند من همه حقایق زندگی و اسم واقعی خودشان را در ارتباطات اینترنتی عنوان می کنند، اما…

    دختر ۱۹ ساله ای که به همراه مادرش و برای اعلام شکایت از یک کلاهبردار اینترنتی وارد کلانتری گلشهر مشهد شده بود، درباره چگونگی این ماجرا به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: سال گذشته وقتی اسامی قبول شدگان کنکور اعلام شد از خوشحالی جیغ می کشیدم. اما انتخاب واحدهای اینترنتی دروس و همچنین انجام یک سری تحقیقات علمی و دانشجویی موجب شده بود تا ساعاتی را در کافی نت محل زندگی مان بگذرانم.

    متاسفانه آن جا محیط مناسبی نبود و مالک کافی نت که پسر جوانی بود همواره دوستانش را در اطراف خود جمع می کرد و آن ها با خنده های بی جا و بلند و یا سخنان بی ادبانه ای که بر زبان می راندند، باعث ایجاد مزاحمت برای مشتریان می شدند به طوری که گاهی متلک گویی ها و تمسخرهای زننده آنان باعث اعتراض و درگیری می شد.

    به همین خاطر اصرار کردم تا پدرم یک دستگاه رایانه برایم تهیه کند، اگرچه در آن شرایط خرید رایانه برای پدرم مقدور نبود، اما او به خاطر آسایش من رایانه ای خرید. از آن روز به بعد دیگر ساعت های زیادی را با سیر در فضاهای مختلف اینترنت و سایت های گوناگون سپری می کردم تا این که با محیط چت روم آشنا شدم و صادقانه برای افرادی که در آن محیط حضور داشتند پیام می فرستادم. تصورم این بود که همه آن افراد مانند من هستند و خودشان را صادقانه معرفی می کنند. در این میان با پسری به نام شاهین آشنا شدم که مثل من دانشجو و اهل مشهد بود.

    هر روز سر یک ساعت مشخص با یکدیگر درباره دروس دانشگاهی چت می کردیم اما این پیام ها به بیان خصوصیات اخلاقی و خصوصی کشید به طوری که کم کم به یکدیگر وابسته شدیم من که به او اعتماد کرده بودم و قصد ازدواج با شاهین را داشتم او را دوستی صمیمی و دلسوز می دانستم تا این که او شماره حسابم را گرفت و مبلغ ناچیزی را به عنوان هدیه تولد به حسابم واریز کرد.

    اگرچه از این کار او خیلی خوشحال بودم اما تا چند روز از او خبری نداشتم وقتی جویای احوالش شدم پیامی فرستاد که ورشکست شده است و باید با کار شبانه روزی جواب طلبکارانش را بدهد به همین دلیل از من کمک خواست من هم پنهانی النگویم را فروختم و با پول هایی که پس انداز کرده بودم ۲ میلیون به حساب او واریز کردم اما از آن روز به بعد دیگر از شاهین خبری نشد تا این که فهمیدم او یک کلاهبردار اینترنتی بوده، و معلوم نیست چند نفر دیگر را مانند من سرکیسه کرده است…

    برچسب ها :

    نظرات