آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸ , Monday 27 May 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 5563
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱ بهمن, ۱۳۹۳ - ۱۷:۰۱
  • شما اینجا هستید :اجتماعی > ایران و جهان > سیاسی
  •   

    رسانه‌ها چگونه می‌توانند در تحقق اقتصاد مقاومتی نقش آفرین باشند

    آوای شمال/ با توجه به ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری و هزینه های سنگین رسانه های چاپی و حتی دیداری و شنیداری و ماهواره ای از سوی دیگر، سایبر رسانه‌ای می تواند فرصتی طلایی برای تحقق اقتصاد مقاومتی باشد. برهمین اساس، مناظره‌ای در شبکه‌ اجتماعی با حضور و مشارکت فعال عیسی […]

    آوای شمال/ با توجه به ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری و هزینه های سنگین رسانه های چاپی و حتی دیداری و شنیداری و ماهواره ای از سوی دیگر، سایبر رسانه‌ای می تواند فرصتی طلایی برای تحقق اقتصاد مقاومتی باشد.
    برهمین اساس، مناظره‌ای در شبکه‌ اجتماعی با حضور و مشارکت فعال عیسی کشاورز، مدیر گروه فرهنگ و هنر دانشگاه جامع علمی کاربردی و مدرس دانشکده ی خبر، محمدصادق افراسیابی، مدیرگروه علمی تخصصی روابط عمومی دانشکده خبر، هانیه ناظری، مدرس دانشکده خبر، راحله حقیقی، کارشناس مدیریت دانش، فاطمه اصلان‌زاده؛ مدرس دانشگاه و دانشجوی سیاستگذاری فرهنگی، نواب شکاری مدیرمسئول ماهنامه ی رسا و سجاد خسروانیان خبرنگار و کارشناس روابط عمومی در فضای اجتماعی برگزار شد که مشروح آن به شرح ذیل است:

    عیسی کشاورز: رسانه عموما به چهار دسته طبقه بندی می شود: رسانه های مکتوب، رسانه های الکترونیک (رادیو و تلویزیون)، رسانه های دیجیتالی  و نوع چهارم رسانه های تعاملی و انلاین است. این چهار دسته الزاما در تضاد و یا جایگزین یکدیگر نیستند بلکه می توانند مکمل یکدیگر تلقی شوند. البته به نظر من با توجه به ابلاغ سیاستهای اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری از یکسو و هزینه های سنگین رسانه های چاپی و حتی دیداری و شنیداری و ماهواره ای از سوی دیگر، سایبر رسانه ای می تواند فرصت خوبی برای تحقق اقتصاد مقاومتی باشد.
    راحله حقیقی: جناب دکتر برای اینکه بیشتر به بحث امشب نزدیک شویم، می خواهم دو سوال بپرسم. اولا در حال حاضر کدامیک از رسانه ها بیشتر مورد توجه عموم هستند و ثانیا اساسا رسانه های مجازی فرصت است یا تهدید؟
    کشاورز: جغرافیای انسانی و اقلیمی ایران برای هر چهار نوع رسانه، مخاطبانی دارد اما به نظرم در اطلاع رسانی و خبر رسانی رسانه های تعاملی فرصت بهتر و مزیت رقابتی بیشتری در آینده خواهند داشت.
    محمد صادق افراسیابی: در پاسخ به سوال خانم حقیقی و در تکمیل صحبتهای دکتر کشاورز، به نظر بنده نظریه بازار جهانی پیام می تواند دید روشنی از وضعیت حال و آینده ی رسانه ها در جوامع ی شبکه ای امروز به تصویر کشد. اگر تا دیروز صحبت از این بود که گسترش رسانه ها باعث ایجاد یک دهکده ی جهانی میشود، امروز ما از آن دهکده ی جهانی هم عبور کرده ایم و در عصر بازار پیام قرار داریم. در عصر بازار پیام، هر شهروند می تواند به یک رسانه تبدیل شود. هر رسانه باید با تمامی رسانه های دیگر موجود در بازار ارتباطات رقابت کند و دیگر پایداری یک رسانه خیلی ارتباطی با مافیای پشت پرده ی رسانه ها ندارد. شاید خود شما هم این امر را تجربه کرده باشید که یک رسانه ی کوچک، شما را به خودش وابسته می کند و هر روز اخبار آنرا می خوانید. حتی ممکن است اخبار آن رسانه را بخوانید و به او ناسزا بگویید که چرا این قدر غیر منطقی می نویسد و استدلال می کند؟ شاید هم اخبار آن رسانه را بخوانید و بگویید چه قدر جسورانه، همه را نقد می کند؟ خیلی مهم نیست که چه بگویید. مهم این است که شما آن رسانه را می خوانید و موضوعات آن رسانه در ذهن شما برجسته می شود. «دونالد شاو» و «مک‌کومبز مکسول» کسانی هستند که نظریه برجسته سازی را ارائه کردند و نشان دادند چگونه رسانه ها به ما تحمیل می کنند که به چه چیزی فکر کنیم؟ البته مهارت برجسته سازی به تنهایی نمی تواند کار زیادی از پیش ببرد و باید همراه با فن گفتمان سازی اجتماعی گردد. چون رسانه ها فقط به ما می گویند به چه چیزی فکر کنیم و نمی توانند تعیین کنند که چگونه فکر کنیم؟ من کمتر دیده ام رسانه های مجازی غیر حرفه ای بتوانند گفتمان سازی بکنند. دلیل آن هم این است که اولا گفتمان سازی خود یک تکنیک پیچیده دارد که شاید روزی در مورد آن صحبت کردم و ثانیا باید همراه شود با انجام فرآیندهای اجتماعی. اما در هر صورت نمیتوان انکار کرد که در بازار جهانی پیام، تمام شبکه های اجتماعی و هر یک از رسانه های مجازی می توانند نقش مهمی در تعیین سرنوشت افکار عمومی بازی کنند.  
    حقیقی: به نظر شما و آقای دکتر کشاورز، استفاده از رسانه به جغرافیای انسانی واقلیمی هم ربط دارد؟ با توجه به اینکه نظام رسانه ای در سیاستگزاری کلان ذیل نظام ملی کشورها قرار می گیرد، به نظر شما در کشور ما وضعیت چگونه است؟
    کشاورز: سوال خیلی خوبی است. به اعتقاد بنده جغرافیای انسانی و اقلیمی در نحوه ی استفاده از رسانه ها اهمیت دارد. مثلا مناطق کمتر توسعه یافته و فاقد زیرساختهای فناوری و مهندسی در سبک زندگی رسانه ای متفاوت هستند با مناطق پیشرفته و توسعه یافته. در کشور ما استفاده از هر چهار نوع رسانه وجود دارد و عدالت رسانه ای تقویت همزمان هر چهار نوع را طلب می کند اما رسانه های تعاملی و انلاین بیشترین مزیت رقابتی را در حوزه اطلاع رسانی و خبر رسانی دارند.
    سجاد خسروانیان: در تکمیل پاسخ به سوال خانم حقیقی، به نظر من در شرایط فعلی در جامعه ی ما که هنوز جامعه مدنی به طور کامل شکل نگرفته است، وجود رسانه های آزاد و گسترش آن میتواند توسعه سیاسی و اجتماعی را در کشور ما به دنبال داشته باشد.
    افراسیابی: حقیقتا بنده خیلی از زاویه ی سیاسی و حکومتی به این موضوع نگاه نمیکنم آن طور که آقای خسروانیان نگاه می کنند. موضوع به اعتقاد بنده از این قرار است که شیوه ی جدیدی از حکومت داری و زندگی اجتماعی شکل گرفته است. این شیوه ی جدید همان سبک زندگی شبکه ای است. در توضیح این مطلب باید بگویم که قبلا روابط سیاسی و گاهی حتی علمی، فرهنگی و اجتماعی عمودی بود. در حوزه ی سیاست با حاکم و رعیت روبرو بودیم. در حوزه ی علمی با استاد و شاگرد روبرو بودیم. اما الان روابط افقی شده است. حاکم و رعیتی دیده نمیشود. استاد و شاگرد در کنار هم در شبکه های اجتماعی هستند و این چیزی است که هیچ نظامی در دنیا قبلا با آن روبرو نشده است و همین نو بودن پدیده ی شبکه های اجتماعی باعث ایجاد بحران شده است. بنابراین در کشور ما هم مثل تمام کشورهای دنیا دارد تلاش می شود به یک تعامل و نگاه جدیدی از شبکه های اجتماعی برسیم.
    کشاورز: جمهوری اسلامی ایران در تبیین رسالت ها و پیامهای جهانی و الهی خود الزاما باید رسانه ها را بزرگترین ابزار وفرصت تلقی کند .
    حقیقی: آقای دکتر، ما چقدر توانسته ایم از این ابزار برای تبیین رسالت و پیامهای خود بهره ببریم؟ آیا روش فعلی مناسب است؟
    کشاورز: نسخه های اینترنتی روزنامه ها، وبلاگ ها، سایت ها، بلاگ نیوزها، خبرگزاری ها و روزنامه های تعاملی حجم بیشتری دراطلاع رسانی دارند امروز در ایران حدود سی هزار تا چهل هزار خبر در کشور تولید می شود که حجم انبوه این خبر درفضای مجازی تولید و مصرف می شود .
    هانیه ناظری: به نظر من هم هر رسانه ای کارکرد خودش را دارد و طبق فرمایش دکتر کشاورز رسانه های تعاملی که در بستر اینترنت شکل می گیرند یک فرصت مهم را ایجاد کرده اند که همان افزایش قدرت انتخاب مخاطب در بازار جهانی پیام به دلیل تکثر پیام ها و تنوع آن است.
    فاطمه اصلان زاده: سابقه اولین رسانه مکتوب ایران به قبل از مشروطه برمیگردد که با عنوان کاغذ اخبار منتشر می شد از آن زمان تا کنون رسانه های ما فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته اند.
    حقیقی: خانم ناظری، این افزایش منابع اطلاع رسانی آیا درست مدیریت میشود؟ آیا واقعا هر انتخابی از جانب هر فردی صورت گرفت به فرصتی عالی برای رسیدن به اهداف کشور تبدیل می شود؟
    ناظری: قطعا افزایش تعداد رسانه ها مدیریت آنها را سخت تر میکند اما من فکر میکنم افزایش رسانه های جمعی در یک کشور که نشان از مدنیت آن جامعه دارد خوب است و اتفاقا مدیریت واحد باید در آن کمتر شود و بیشتر باید رسانه ها به سمتی بروند که با پذیرفتن مسئولیت اجتماعی و یاد گرفتن آن در چارچوب قوانین جامعه خودشان خود را مدیریت کنند.
    کشاورز: جمله ای از مقام معظم رهبری نقل می کنم. شما همین جمله را در استفاده از فرصت های رسانه های مجازی مقایسه کنید تا جواب سوال که چه قدر از این فضا ی مجازی به عنوان فرصت استفاده کرده ایم مشخص شود؟ ایشان می فرمایند” جمهوری اسلامی در بیان مفاهیم و بنیانهای فکری خود یکی از کم کارترین انقلابهای دنیاست” نقل به مضمون.
    ناظری: در واقع رسانه ها وقتی در جامعه ای زیاد میشوند به نوعی یکی از شاخص های توسعه یافتگی فرهنگی هستند و در مسیر این توسعه باید یاد بگیرند که خودشان را مدیریت کنند نه اینکه منتظر یک مدیریت بالادستی باشند. خودشان عواقب فعالیتهاشان را بپذیرند و یاد بگیرند در چارچوب قوانین کشور خودشان را مدیریت کنند و با مسوولیت اجتماعی رسانه خودشان را پیش ببرند و تقویت کنند .
    اصلان زاده: ثکثر رسانه ها در مسیر اطلاع رسانی، آگاهی بخشی و تنویرافکار عمومی می تواند بسیار راهگشا باشد و در ضمن تعدد رسانه ها باعث می شود که این تریبون ها سلایق و دیدگاه های بیشتری را تحت پوشش و اثر گذاری خود قرار دهد اما اگر رسانه های موجود به دلیل قدرت مادی و سیاسی تحت تسلط یک جریان فکری و یا سیاسی قرار گرفته و صرفا تمام تلاش خود را در انعکاس این تفکر مسلط قرار دهد خطر و تهدید جدی برای جامعه خواهد بود. چرا که مانع از شکل گیری جریان آزاد گفت و گو در جامعه می شود.
    ناظری: برای کیفی شدن شرایط نباید منتظر مدیریت از بالا شد وگرنه مدنیتی در جامعه بوجود نخواهد آمد یا رشد نخواهد کرد. وقتی تعداد رسانه ها یکی از شاخص های توسعه فرهنگی است، معنی آن این است که خود رسانه ها کم کم باید در رقابت با هم کیفیت کار را بالا ببرند و این اتفاق قطعا به زمان نیاز دارد.
    نواب شکاری: بنده هم معتقدم رسانه ها را نباید لزوما دولت ساماندهی کند. این ساماندهی هم شامل جنبه های حمایتی و هم نظارتی است.
    کشاورز: اصلا به اعتقاد بنده دیگر دولتها قادر به سانسور و مقابله با رسانه ها نیستند. در سال ۲۰۱۵ حجم اطلاعات به حدود ۶۰۰ میلیارد دی وی افزایش خواهد یافت و این حجم اطلاعات در بیش از سه میلیارد سایت منتشر می شود وعجیب تر این حجم اطلاعات یک ژپتو ثانیه یعنی یک میلیاردم ثانیه پردازش خواهد شد. حالا بفرمایید کدام نظارت؟ کدام سانسور؟ کدام فیلتر؟ سلسه مراتب قدرت از عمودی به افقی تبدیل می شود. تهیه و تولید خبر به مهارتهایی عمومی تبدیل می شود، مثل رانندگی که همه بلد هستند. زبان تعاملی شکل می گیرد. مشکلی به نام زبان اصلا وجود نخواهد داشت. هایپر لینکها و مترجم هوشمند بوجود خواهند آمد. توزیع افقی خبر و تکمیل تعاملی آن، تمرکز زدایی، دسترسی آسان و آنی، گسترش بی حد و حصر اطلاعات بدون محدودیت، شخصی شدن اطلاعات، بی واسطه شدن فرایندهای تولید و توزیع خبر، آزادی زمان مکان، تحریریه ی شبکه ای و آنلاین و تعاملی و … فرصتهای پیش روی نظام رسانه ای ماست. نرم افزار های هوشمند آخرین اخبار مورد نیاز شما را آنلاین در هر جای جهان که تولید شود به زمان مکان و شرایطی که شما تعریف می کنید در اختیار شما قرار می دهند .
    ناظری: در تکمیل فرمایش دکتر کشاورز، الزاما مخاطب از بین رسانه های همجنس هم قرار نیست رسانه خودش را انتخاب کند که لازم باشد حتما مثلا چند رسانه تصویری وجود داشته باشد. الان مخاطب از بین اخبار تلویزیون و سایت خبری حتی ممکن است یکی از آنها را انتخاب کند یا مثلا از یکی به عنوان مکمل دیگری استفاده کند. ولی خب با این هم موافقم که مطلوب بود اگر در بحث رسانه های تصویری هم تکثر داشتیم.
    کشاورز: البته اگر اجازه دهید به محدودیتها و نواقص هم اشاره کنم. توزیع این رسانه با توجه به توسعه یافتگی زیرساختها و بینش و نگرش آنها یکسان نیست. پس این اختلاف در جوامع و شکل اجتماعی و فرهنگی مانع بزرگی پیش روی ما خواهد بود. سرعت بی پایان انتقال خبر و اطلاع رسانی به علت پیچیدگی، گستردگی و شدت تولید و توزیع خبر، تر و خشک، زشت و زیبا، درست و نادرست را با هم به خورد مردم می دهد. پس تشخیص درست و نادرست کاری سخت است. سبک زندگی رسانه ی آینده، بخشی از اوقات فراغت، سر گرمی، بازی و تفریح خواهد بود و اخبار موثق اعتماد اجتماعی ومشروعیت خبرها در رسانه های تعاملی آینده تا حدود زیادی از بین می رود. در اینجا سواد رسانه ای مهم است نه نقش حکومتها. در جهان رسانه ای آینده موبلاگ ها (وبلاگهای موبایل پایه) بیشتر فعال می شوند.
    حقیقی: همین حالا در رسانه های تعاملی متاسفانه شاهد این هستیم که یک حاشیه یا خبرغیرواقعی به شدت مورد توجه قرار میگیرد و در حد غیرقابل تصوری منتشر میشود، آیا میشود به این سواد رسانه ای اعتماد کرد؟
    کشاورز: سواد رسانه ای یعنی تفکر انتقادی و فهم و درک بینشی نسبت به خبر و رسانه ها. اما چه کنیم؟ علاوه بر سواد رسانه ای باید مهارت استفاده از فناوری را داشته باشیم. تسلط به نرم افزار ها، تسلط به مهارت خبررسانی، تسلط به رسانه های هوشمند و تعاملی، سوژه یابی تخصصی، آشنایی به فروم ها و شبکه های اجتماعی و … همه ی اینها جزء لاینفک مهارتهای استفاده از فناوریهای نوین هستند. در چنین شرایطی نالج ورکرها نه تنها از فناوری استفاده می کنند بلکه به تولید و پیش بینی فناوری های ارتباطی می پردازند و به جای اینکه خبرنگاران در استخدام رسانه و یا سازمانی باشند آنان با تولید اطلاعات و اخبار، رسانه ها و سازمانهای خبری را به استخدام خود در می آورند. رسانه های تعاملی، نسل جدید رسانه ها هستند و جهان اطلاع رسانی را عوض خواهند کرد و سبک زندگی خبرنگاران متفاوت خواهد بود. سبک زندگی خبرنگاران سبک زندگی گجت خواهد بود. همزیستی خبرنگاران و فناوری بسیار در هم تننیده و پیچیده است. سوال این جاست در جهانی با این پیچیدگی در آینده بسیار نزدیک در دهه ی آینده، آیا اساتید و دانشکدهای خبر جوانان را به بینش و دانشی برای این همزیستی فناوری با خبر اماده می کنند؟ در جهان آینده هر خبرنگار یک رسانه است که می تواند هر خبرش به تنهایی ظرفیت تبدیل شدن به خبر اول جهان را داشته باشد. اگر تا دیروز مک لوهان معتقد بود رسانه خود پیام است، در جهان جدید به اعتقاد من خبر نگار خود به یک رسانه ی بی مکان، فرا زمان، چند رسانه ای و نالج ورکر جهانی تبدیل خواهد شد. شبکه های خبری تعاملی وقتی در خبری به نگاه مشترک برسند و یکپارچه بشوند افکار عمومی جهانی را جابجا می کنند. آنچنان قدرتمند می شوند که انگاره سازی آن هم وحشتناک است. سانسور و حکومت و … هیچ اثر بخشی نخواهد داشت. جنگهای مجازی، افکار عمومی مجازی، حاکمیتهای مجازی، ارتباطات جهانی بعد جدیدی از انسانهای آینده است و اینگونه است که ابر انسانها متولد می شوند. در نهایت چند پیشنهاد مطرح می کنم. تشکیل مرکز آینده پژوهی رسانه ای در دانشکده های ما و یا تیم های آینده پژوه رسانه ای در بین جمع ما، آموزشهای مهارتی در استفاده، تولید و پیشبینی فناوری، برگزاری ورک شاپ و گفتگوهای حضوری و جدی، پیشنهادها و جمع بندی های من در خصوص بحث امشب است.
    شکاری: این را هم البته در نظر بگیرید که ما هنوز در نسل دوم مطبوعات چاپی هستیم. شما دو بحث مطرح کردید: رسانه های مکتوب و مجازی. فکر نمیکنم در آینده ی نزدیک، اعتماد مخاطب نشریات مکتوب با شیب تندی به سمت فضای سایبر حرکت کند. در آمریکا با حضور جف بزوس در واشینگتن پست، اخیرا شاهد نگاه آنلاین به روزنامه ها هستیم.
    افراسیابی: بله! به هر حال هر رسانه ای تلاش می کند برای بقای خود راهی بیندیشد و این هم مشمول همان آینده پژوهی می شود که دکتر کشاورز مطرح کرد. بنده هم با جمع بندی دکتر کشاورز موافق هستم. برگزاری همین مناظرات مجازی به سبک گروهی که در آن قرار گرفته ایم اما با رویکرد آینده نگاری یکی از راهکارهایی است که میتواند موثر واقع شود.

    برچسب ها :

    نظرات