آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸ , Friday 23 August 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 55502
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۳ خرداد, ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۱
  • شما اینجا هستید :سیاسی
  •   

    کوتاه و گویا از همه جا/ یکشنبه

    ۴خبر ویژه با طعم‌های مختلف

    50 کیلو آلبالوی گندیده مهم‌تر از حقوق و پاداش 700 میلیونی!/دو برادر مقابل 6 ابرقدرت دنیا ایستادند!/ آرمان: دولت فشل است و نتوانسته دل مردم را به دست آورد/عبدی: اصلاح‌طلبان ساده‌لوح فریب تبلیغات خود را خوردند

    به گزارش آوای شمال،
    ۵۰ کیلو آلبالوی گندیده مهم‌تر از حقوق و پاداش ۷۰۰ میلیونی!
    اغلب روزنامه‌های حامی دولت و اصلاح‌طلب از پرداختن به ماجرای حقوق ۲۳۴ میلیون تومانی یک مدیر بانک دولتی طفره رفتند. این مدیر بانکی که زیر نظر وزارت رفاه و تعاون فعالیت می‌کند، علاوه بر حقوق مذکور پاداش ۵۰۰ میلیون تومانی نیز دریافت کرده است.

    در پی روشنگری مستند کیهان و برخی رسانه‌های دیگر درباره این ماجرا، معاون اول رئیس‌جمهور دستور پیگیری موضوع را به وزیر رفاه داد اما نه اصل موضوع و نه دستور جهانگیری هیچ‌کدام در صفحه اول مطبوعات حامی دولت منعکس نشده و برخی از این روزنامه‌ها حتی در صفحات داخلی نیز به ماجرای تبعیض در حقوق‌های پرداختی نپرداخته‌اند که از یک سو می‌تواند دال بر بی‌اهمیتی مسئله تبعیض و رانت‌خواری برای این مطبوعات باشد و از طرف دیگر می‌توان گفت که آنها دستور پیگیری معاون اول رئیس‌جمهور را جدی نمی‌دانند و جدی نگرفته‌اند.

    روزنامه‌های آفتاب یزد، شرق، شهروند، هفت صبح، جمهوری اسلامی، قانون و وقایع اتفاقیه از جمله روزنامه‌هایی بودند که از بررسی موضوع در صفحه اول خود دریغ کردند و به تعبیری این موضوع مهم را سانسور کردند.

    روزنامه اعتماد و آرمان نیز هرچند به موضوع پرداخته‌اند اما سعی کرده‌اند اصطلاحا موضوع را ماست‌مالی کرده و روی شفافیت در دولت تاکید کنند؛ حال آن که مشابه این عدم شفافیت در ماجرای فیش حقوقی مدیران بیمه و برخی قراردادهای هنگفت اقتصادی و نفتی تکرار شده است.

    در صفحه اول روزنامه‌های مذکور عناوینی از این دست به چشم می‌خورد:
    – حبیب [خواننده‌ای که مدت‌ها در لس‌آنجلس به سر می‌برد] در غربت نمرد
    – دومین نامه کارگردان  فیلم [مستهجن] ۵۰ کیلو آلبالو به جنتی
    – گزارش قانون از زندگی هنری حبیب محبیان
    – آخرین گام‌های اتحاد دموکرات‌ها
    – عراقچی: کاسبان برجام همچنان برای برجام مانع‌تراشی می‌کند.
    – معرفی ۱۳ خودروی پرفروش بازار آمریکا
    – نوای مرد تنهای شب خاموش شد
    – با روحانی تا ۱۴۰۰؛ پیام سرخه به سیاسیون اصول‌گرا و اصلاح‌طلب
    – چشم طمع ترامپ به آرای سندرز

    دو برادر مقابل ۶ ابرقدرت دنیا ایستادند!
    روزنامه آفتاب یزد برگزاری مراسم سالگرد انتخابات در زادگاه روحانی (سرخه) را پیام به سیاسیون اصلاح‌طلب و اصولگرا درباره نامزدی دوباره روحانی دانست.

    این روزنامه نوشت: حسن روحانی، باور دارد که در نخستین روز از سال هزار و چهارصد در حالی که در محوطه سبز پاستور در کنار سفره هفت‌سینی بر صندلی چرمی خود تکیه زده است، فرارسیدن سال جدید را به ملت ایران شادباش می‌گوید. چرا که درست در روزهایی که از هر گوشه و کنار، کاندیدایی برای رقابت با  او در کارزار انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ سبز می‌شود و تئوریسین‌ها بر مبنای گرایشات سیاسی خود، درباره ۴ ساله یا ۸ ساله بودن عمر ریاست او تحلیل‌های متفاوتی ارائه می‌دهند و حتی برخی در لباس نصیحت و دوستی از او می‌خواهند تا استعفا دهد و عرصه را برای ظهور و بروز افرادی چون محمد جواد ظریف خالی کند، او خط بطلانی بر تمام این گمانه‌زنی‌ها می‌کشد به طوری که از طرف اطرافیانش مراسمی در شهر سرخه زادگاه او برگزار می‌گردد که در آن روحانی رئیس‌جمهوری مانا، تا سال ۱۴۰۰ خوانده می‌شود.

    این روزنامه می‌افزاید بسیاری از تحلیلگران بزرگ اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب به اتفاق بر این باورند که روحانی دست به انجام کارهای بزرگی زده اما این اقداماتش در جامعه انعکاس رسانه‌ای نداشته است.

    این ضعف تیم رسانه‌ای روحانی به رقبا و مخالفان او رخصت داده است تا به هر دستاویزی تمسک جویند و رئیس دولت تدبیر و امید را رئیس جمهوری یک دوره‌ای نشان دهند. حال آنکه روز پنج‌شنبه هفته گذشته در آستانه سالروز انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ در شهر سرخه زادگاه رئیس دولت تدبیر و امید، جشنی تحت عنوان «با روحانی تا ۱۴۰۰» با حضور سیدعباس عراقچی، عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای برگزار شد که نویدبخش آن بود که روحانی در یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، برای حضور در انتخابات جزم است. برگزاری این جشن را می‌توان پیامی به آنهایی دانست که ریاست او را ۴ ساله تصور می‌کنند.

    این روزنامه از قول عراقچی که در سرخه سخنرانی کرد، نوشت: دو برادر سرخه‌ای درست برابر ۶ ابرقدرت دنیا ایستادند. (آقای روحانی و برادرش) با زبان سرخه نقش ایفا کردند یعنی در مذاکرات از طریق برادر رئیس‌جمهور، مسائل را به رئیس‌جمهور می‌گفتیم.

    پیش از این زیباکلام خواستار کنار رفتن روحانی – به اعتبار کارنامه اقتصادی نامطلوب- شده بود. اما همزمان با رپرتاژ آگهی آفتاب یزد، روزنامه زنجیره‌ای آرمان به نقل از جوادی حصار (عضو حزب اعتماد ملی و مدیر روزنامه توقیف‌شده توس) نوشت: معتقدم اگر اصلاح‌طلبان به این نتیجه برسند که باید با آقای روحانی رقابت کنند که البته من آرزو می‌کنم هیچ‌گاه این اتفاق رخ ندهد، شاهد یک رقیب جدی از سوی اصلاح طلبان خواهیم بود. (یعنی اصلاح‌طلبان تا این حد از آقای روحانی ناامید شده‌اند که در انتخابات یک رقیب برای او معرفی کنند؟!) من امیدوارم که این اتفاق نیفتد اما زمزمه‌های آن در جامعه وجود دارد! با شفافیت هرچه تمام‌تر می‌گویم که اصلاح‌طلبان نباید همه هستی خود را به آقای روحانی گره بزنند. اصلاح‌طلبان باید کاملا از آقای روحانی حمایت کنند. آن هم حمایت منتقدانه و نظاره‌گرانه و دلسوزانه! به هیچ‌وجه نباید این طور باشد که ناکامی آقای روحانی، ناکامی اصلاح‌طلبان را هم در پی داشته باشد. البته بسیار کار سخت و دقیقی است.

    وی می‌افزاید: قرار نیست آقای روحانی هر کاری در حوزه‌های مدیریتی، در وزارتخانه‌ها، در استانداری‌ها یا فرمانداری‌ها انجام می‌دهد، اصلاح‌طلبان، از ترس مرگ خودکشی کنند و بگویند چون احمدی‌نژادی ممکن است بیاید پس هر کاری روحانی کرد باید از او حمایت کرد.

    به نظر می‌رسد اصلاح طلبان سیاست همزمان تهدید و تحبیب (چماق و هویج) را نسبت به روحانی گرفته‌اند تا بیشترین امتیاز را از وی کسب کنند. این طیف پیش از این دولت روحانی را رحم اجاره‌ای اصلاح‌طلبان توصیف کرده‌اند.

    آرمان: دولت فشل است و نتوانسته دل مردم را به دست آورد
    «الان وقت سخنرانی و کنفرانس نیست. مسئولان دولتی حرف‌های زیادی می‌زنند، اما اکثراً عقیم می‌ماند.»

    روزنامه اصلاح‌طلب آرمان به قلم سید فاضل موسوی نوشت: دولت یازدهم برای ارائه کارنامه موفق لازم است که به بازنگری و تغییر در کابینه خود بیندیشد، چراکه تیم سیاسی و اقتصادی دولت آقای روحانی توانمند و قوی هستند اما هماهنگ نیستند و اکنون مشکلات موجود در دو حوزه سیاسی و اقتصادی به خوبی خود را نشان می‌دهد و این تیم در این دو حوزه ضعیف عمل می‌کنند. چندی پیش مطرح شد که آقای روحانی موافق تغییر کابینه در مدت باقیمانده نیست. البته بازنگری در کابینه یک واقعیت است که دولت یازدهم باید پذیرای چنین واقعیتی باشد تا ثمرات فراوانی برای کشور، دولت و مردم به همراه داشته باشد.

    نویسنده می‌افزاید: تا زمانی که امید در میان مردم پدیدار نشود، حتی قوی‌ترین تیم کارشناسی و متخصصان نمی‌توانند موثر باشند. بنابراین در شرایط کنونی برگزاری سخنرانی و کنفرانس تنها گره‌گشا نیست بلکه باید به صورت جدی امید به آینده در میان مردم زنده شود و این امر زمانی رخ می‌دهد که مردم شاهد باشند که متخصصان و شایستگان براساس قانون دخیل در برنامه‌ریزی، مدیریت و اجرای خواسته‌هایشان هستند و اگر دولت در این مسیر گام بردارد می‌تواند کمک جدی برای پیشرفت و ارتقا کشور باشد.

    آرمان می‌نویسد: در حوزه‌های گوناگون حرف‌هایی از سوی کابینه مطرح می‌شود اما اکثراً عقیم می‌ماند و به نتیجه نمی‌رسد و این امر برای دولت تدبیر و امید سم است.

    بنابراین در شرایط کنونی لازم است که دولت واقع‌بین باشد و به مشکلات عدیده بخش‌های مختلف بنگرد. البته همواره مسئله جوانان و بیکاری مورد تأکیدات مقام معظم رهبری بوده است و از سوی دیگر مقامات مسئول از جمله آقای لاریجانی و آقای روحانی به چنین مسائلی اشاره دارند، چراکه عدم توجه به چنین معضلاتی می‌تواند آثار و نتایج مخرب و منفی در جامعه بر جای گذارد. لذا دولت و مجلس باید مقابل معضلات جامعه پاسخگو باشند و به ریشه‌یابی چنین مشکلاتی بپردازند و از سوی دیگر باید اذعان داشت که دولت تاکنون نتوانسته در میان مردم امید قابل ملاحظه‌ای به این نهاد پدید آورد و دل آنها را به دست آورد. قوه مجریه باید تیم قدرتمند برای لابی و رسیدن به وحدت حداقلی داشته باشد که متأسفانه چنین چیزی وجود ندارد و بسیاری از افراد کابینه کارهای خلاقانه، کارشناسی و با جسارت انجام نمی‌دهند، بلکه آنها دچار روزمرگی جدی و محافظه‌کار شده‌اند و گاه وارد حوزه‌هایی که هیچ‌گونه خروجی ندارد، می‌شوند. اکنون بسیاری از اقدامات آنها هزینه‌بر است که هیچ‌گونه نفعی برای دولت و ملت ندارد و در این راستا نیاز به اقدام و بازنگری جدی است.

    عبدی: اصلاح‌طلبان ساده‌لوح فریب تبلیغات خود را خوردند
    یک نشریه کارگزارانی، شکست عارف و اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌مجلس را ناشی از خودفریبی مبتنی بر تبلیغات «ما پیروزیم» دانست.

    هفته‌نامه صدا می‌نویسد: شکست عارف در رقابت هفته گذشته بر سر ریاست مجلس را هم، می‌توان از منظر اصلاح‌طلبان هم نقطه پایانی نافرجام بر یک راه دانست و هم نقطه آغازی برای ادامه حرکت و البته آموختن از این شکست… عارف و حامیانش از «خواست عمومی» برای ریاست وی بر مجلس دهم سخن گفتند و با اشاره به اینکه یکی از پیام‌های آرای مردم  در هفتم اسفند و دهم اردیبهشت، «تغییر»  بوده؛ این خواست تغییر را به ریاست مجلس هم تعمیم دادند.  عارف و حامیان او، البته هیچ‌گاه به این پرسش پاسخ ندادند که چگونه پیام تغییر در پارلمان را به تغییر رئیس مجلس تفسیر می‌کنند؟

    صدا می‌افزاید: عارف تحلیل‌های ساختارگرایانه‌ای همچون نقد عباس عبدی را که ریاست بر مجلس در شرایط کنونی را متناسب با مناسبات آنها با ساخت قدرت نمی‌دیدند، به تندی پاسخ داد و ابراز گلایه رسمی، این دسته از تحلیلگران اصلاح‌طلب را به «عافیت‌طلبی!» متهم کرد. فراتر از این، عارف و حامیان او نه تنها برای این تحلیل‌های کلان پاسخ مناسبی ارائه ندادند؛  بلکه آرای عارف نشان داد که از شناخت حداقلی آرایش نیروهای درونی پارلمان هم ناتوان بوده‌اند و حتی پس از شکست، به جای پذیرش اشتباه خود از «دفن اخلاق» گفتند و آن دسته از نامزدهای لیست امید را که به او رای نداده بودند، شماتت کردند و اهل خیانت خواندند.  چنین بود که چهره دوم عارف رخ نمود. چهره‌ای که اهل پذیرش واقعیت سیاسی، شنیدن نقدهای منطقی و خواندن نامه‌های سرگشاده‌ای از نوع نوشته صادق زیباکلام نبود. این چهره دوم، می‌توانست و می‌تواند نقطه پایان راه عارف در عرصه سیاست باشد؟
    به نوشته صدا عارف از حمایت هاشمی و خاتمی در انتخابات ریاست مجلس برخوردار بود.

    عباس عبدی نیز ضمن مقاله‌ای در این هفته‌نامه خاطر نشان کرد: مشکل در دو جا بود که عوارض آن برای یک نیروی اصلاح‌طلب بیشتر از عوارض خطاهای مشابه و یا حتی بدتر از آن برای تندروهای اصول‌گراست. اولین مشکل آنجا بود که آنان با اطمینان از اینکه نامزدشان رأی می‌آورد نامزد شدند. خب! در این صورت نیرویی که قادر نیست درک درستی از گرایش و رفتار ۱۵۰ نفر  داشته باشد، ۱۵۰ نفری که مدت‌ها با یکدیگر از نزدیک حشر و نشر داشته‌اند، آیا نباید درباره مبانی شناخت خود نسبت به محیط پیرامون تجدیدنظر کند؟

    مشکل دوم آنان، عدول از راهبردی بود که براساس آن در انتخابات شرکت کرده بودند. البته تغییر راهبرد در اساس اشکال ندارد، ولی باید مبتنی بر یک تحلیل جامع و همراه با داده‌های کافی باشد، نه آنکه به صورت اقتضایی عمل شود و اجازه داده شود که در جناح اصول‌گرا و پس از انشقاق میان آنها در سال‌های اخیر، دوباره در یک مسأله مهم متحد شوند. دستاورد اصلی انتخابات اسفندماه فقط در راهیابی تعداد زیاد از نامزدهای معرفی شده اصلاح‌طلبان نبود، بلکه براساس شکاف پیش آمده و تشدید آن میان اصولگرایان هم بود.

    تضاد میان منافع و اولویت‌های فردی و جمعی عبدی در ادامه می‌نویسد: یکی از علل اصلی رخ دادن چنین اشتباهاتی است. این تضاد در نگرش افراد به اکثر رویدادها وجود دارد. کنشگر واقعیت را چنان می‌بیند که تامین کننده ترجیحات شخصی خودش است ولی طبیعی است که نمی‌تواند آن را در قالب منافع و اولویت‌های شخصی بیان کند، به همین دلیل آن را در پوشش منافع جمعی بیان می‌کند. این اشتباه گاه آگاهانه رخ می‌دهد و گاه ناآگاهانه.

    علت دیگر، غلبه احساسات و شکل‌گیری  فضای جمعی مبتنی بر احساسات است. کنشگر سیاسی باید میان دو امر تمایز قابل شود و تبلیغات سیاسی را با تحلیل سیاسی منطبق نداند. اگر در انتخابات شعار می‌دهد که ما پیروز خواهیم شد، این کار اشکالی ندارد و خوب هم هست. ولی وقتی که می‌خواهد تحلیل کند باید واقع‌گرا باشد سیاستمدار و کنشگر ساده‌لوح، اسیر تبلیغات خود می‌شود و مرز میان امر تبلیغی و  واقعی را رعایت نمی‌کند. اگر در فضای عمومی مدعی می‌شود که برای ریاست مجلس رای خواهیم آورد ایرادی ندارد ولی نباید در واقعیت امر هم این گزاره تبلیغی  و نه واقعی را باور کند این نوعی خودفریبی است.

    علت دیگر، اتخاذ مفروضات نادرست است؛ مفروضاتی که در واقعیت وجودخارجی ندارند. در همین حال محمدرضا تابش نماینده اردکان به صدا گفت «عارف روی کاغذ پیروز بود» اما محمدعلی وکیلی دیگر نماینده اصلاح‌طلب می‌گوید «اجماعی بر سر عارف در اردوگاه اصلاحات نبود.»

    برچسب ها :

    نظرات