آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸ , Friday 23 August 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 54065
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۴ خرداد, ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۷
  • شما اینجا هستید :اخبار محمودآباد > یادداشت مخاطبین
  •   

    یادداشت/ بخش اول

    سبک زندگی، نیاز جامعه امروز

    امروزه با توجه به نفوذ فرهنگ های مختلف در سطح گسترده و نیز آماده شدن نظام جهانی برای یک تحول بزرگ، حرکت به سمت ساختن تمدن نوین جهانی بر اساس سبک زندگی اسلامی امری ضروری به نظر می رسد.

    آوای شمال/ سبک زندگی به عنوان مجموعه در هم تنیده ای از الگوهای رفتاری فردی و اجتماعی، برآمده از نظام معنایی متمایزی است که یک فرهنگ در یک جامعه انسانی ایجاد می کند؛ و از آن جایی که هیچ کدام از جوامع بشری را نمی توان عاری از فرهنگ تصور کرد، بنابراین، می توان گفت تمام اجتماعات انسانی، از ابتدای تاریخ تا کنون دارای سبک زندگی خاص خود بوده و از الگوهای رفتاری متناسب با شاخص های فرهنگی خود برخوردار بوده اند. بر اساس چنین رویکردی، بحث از سبک زندگی و الگوهای نظام مند رفتاری، بحث تازه ای نخواهد بود؛ پس چرا اکنون سبک زندگی تا این حد اهمیت یافته و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است؟ واقعیت آن است که اقتضائات زندگی در جوامع مدرن و متکی بر فرهنگ و تمدن غربی، به تدریج الگوهای خاصی را برای زندگی و رفتار ارائه کرده است. به زعم دانشمندان علوم اجتماعی در یک قرن گذشته، شرایط جدید کار، تولید، انباشتگی کالاهای مصرفی و همچنین فراهم آمدن زمان فراغت بیشتر برای بخش زیادی از اقشار جامعه، نشانه ای از تحول عمیق اجتماعی و فرهنگی بوده و این شرایط نوین، الگوهای رفتاری تازه ای را می طلبد که می توان آن ها را در قالب عنوان کلی سبک زندگی۱ مورد بررسی قرار داد. حاصل این رویکرد نیز خواسته یا ناخواسته، تلاشی گسترده برای معرفی، ترویج و تثبیت سبک خاصی از زندگی خواهد بود که خاستگاه آن، فرهنگ سکولار غربی و عقبه معرفتی آن است. 
    روشن است که پذیرش منفعلانه این گونه از الگوهای رفتاری، برای جوامع مسلمان که خود در پرتو آموزه های اسلامی، توانایی تعریف و ترسیم سبک زندگی دینی و تبیین الگوهای متناسب با آن را دارند، شایسته نبوده و باید به اقتضای فرهنگ دینی خود، به سبک زندگی اسلامی روی آورند. به ویژه آن که در چند دهه اخیر، ناکارآمدی تمدن سکولار غربی در پاسخ گویی به نیازهای چندبعدی انسان آشکار گردیده و رصد تحولات جاری در جهان نیز نشانه های افول و فرود این تمدن را نمایان ساخته است. تجربه تاریخی بشر نیز نشان داده که وقتی یک تمدن به پایان راه خود می رسد، زمینه مناسبی برای شکوفایی تمدن های دیگر فراهم می شود و جامعه بشری که معمولاً در برابر تغییر و تحول ژرف اجتماعی مقاوم است، در چنین وضعیتی با رضایت خاطر از دگرگونی و جایگزینی استقبال می کند. در پرتو چنین فرصتی می توان با تکیه بر غنا و تعالی آموزه های اصیل اسلامی، این جایگزین را که همچون گنجینه ای پربها و برگرفته از میراث آسمانی اسلام نزد ما مسلمانان نهفته است، هم خود بهتر بشناسیم و هم به جهانیان معرفی کنیم. 

    تمرکز اندیشمندان بر شاخص هایی مانند الگوی مصرف، شیوه گذران اوقات فراغت، الگوهای تمرکز بر علاقمندی ها، آداب معاشرت، الگوهای زندگی خانوادگی و بهداشت و سلامت، نشان می دهد که مطالعات سبک زندگی حول یک محور عمومی با عنوان کلی «سلیقه» دور می زند

    سلیقه، یک امر ذهنی است که در قالب تمایلات و ترجیحات رفتاری انسان جلوه گر شده و بدین ترتیب، فرهنگ و اجزای آن که امری کلی و عمومی به شمار می آید، در پرتو این تمایلات و ترجیحات برآمده از سلیقه، فردیت پیدا کرده و هویت فرد را برای دیگران ترسیم می کند. بدین ترتیب می توان فرهنگ یا خرده فرهنگ را خاستگاه سبک زندگی دانست؛ اما روشن است که خود فرهنگ نیز متأثر از عوامل متعددی است که یکی از مهم ترین این عوامل، دین و آموزه های وحیانی است. 

    از آن چه تا کنون پیرامون سبک زندگی و تمدن بیان شد، روشن می گردد که سبک زندگی و الگوهای آن جلوه و نمودی از بعد نرم افزاری فرهنگ به شمار می آید؛ اما تمدن، کلیت فرهنگ و از جمله سبک زندگی را به نمایش می گذارد. اگر سبک زندگی را به عنوان بخشی از فرهنگ در جهت گیری رفتاری افراد که از آن با عناوینی مانند سلیقه یا ترجیحات فردی و گروهی یاد می شود، تعیین کننده و مؤثر بدانیم، روشن است که این جهت دهی هم می تواند نیازهای انسان را تعریف و اولویت بندی کند؛ و هم می تواند شیوه تأمین این نیازها و راه برآوردن خواسته های انسانی را نشان دهد؛ و هم تناسب ابزارها و امکانات لازم برای تأمین نیازهای آدمی را با نظام معنایی و ارزش های فرهنگی موجود تعیین کند؛ و از آن جایی که جلوه خارجی این موارد در قالب تمدن نمودار می شود، می توان گفت که سبک زندگی، اثرات بنیادین و عمیقی بر شیوه شکل گیری تمدن و همچنین ارتقا و گسترش آن خواهد داشت. پس اگر به دنبال احیای تمدن اسلامی، یا پدید آوردن تمدن نوین اسلامی هستیم یکی از اقدامات اولیه و ضروری، توجه ویژه به سبک زندگی اسلامی و الگوهای رفتاری متناسب با آن خواهد بود.

    اینک سؤالات اساسی ذیل که مقام معظم رهبری (مدظله) آنرا مطرح نموده اند را را طرح ودر سلسله یادداشت هایی آن را بررسی می کنیم.

    چرا فرهنگ کار جمعی در جامعه ما ضعیف است؟

    علت کار گریزی چیست؟
    چرا در روابط همسایگی‌مان رعایت‌های لازم را نمی‌کنیم؟
    چرا در زمینه فرهنگ رانندگی، مردمان منضبطی به طور کامل نیستیم؟
    حد زادوولد در جامعه ما چیست؟
    الگوی تفریح سالم چیست؟
    نوع معماری در جامعه ما چگونه است؟ چقدر متناسب با نیازهای ماست؟
    در بین ما دروغ چقدر رواج دارد؟
    چرا در برخی از بخش‌های کشورمان طلاق زیاد است؟
    علت پرخاشگری و بی‌صبری در میان بعضی از ماها چیست؟
    چقدر به قانون احترام می‌کنیم؟ علت قانون گریزی در برخی از مردم چیست؟
    انضباط اجتماعی در جامعه چقدر وجود دارد؟
    وجدان کاری در جامعه چقدر وجود دارد؟
    چرا برخی از حرف‌های خوب، ایده‌های خوب، در حد رؤیا و حرف باقی می‌ماند؟
    چه کنیم که ریشهٔ ربا در جامعه قطع شود؟
    آپارتمان‌نشینی چقدر برای ما ضروری است؟
    تجمل‌گرایی چیست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟
    چرا در بین بسیاری از مردم ما مصرف‌گرایی رواج دارد؟
    چرا پشت سر یکدیگر حرف می‌زنیم؟
    چرا در برخی از بخش‌های کشورمان روی آوردن جوان‌ها به مواد مخدر زیاد است؟
    چرا صلهٔ رحم در بین ما ضعیف است؟
    آپارتمان‌نشینی چقدر برای ما ضروری است؟ چقدر درست است؟
    طراحی لباسمان چقدر متناسب با نیازهای ما و عقلانی و منطقی است؟
    آرایش در بین مردان و زنان چقدر درست است؟
    آیا ما در معاشرت‌های روزانه، به همدیگر به طور کامل راست میگوییم؟
    بعضی‌ها با داشتن توان کار، از کار می‌گریزند؛ علت کار گریزی چیست؟
    علت پرخاشگری و بی‌صبری و نا بردباری در میان بعضی از ماها چیست؟
    حقوق افراد را چقدر در رسانه‌ها ، در اینترنت و… مراعات می‌کنیم؟
    تولید کیفی در بخش‌های مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟
    چرا ساعات مفید کار در دستگاه‌های اداری ما کم است؟
    چرا در بعضی از شهرهای بزرگ، خانه‌های مجردی وجود دارد؟ این بیماری غربی چگونه در جامعه ما نفوذ کرده است؟
    چه کنیم که طلاق و فروپاشی خانواده، آنچنان که در غرب رایج است، در بین ما رواج پیدا نکند؟
    چه کنیم که زن در جامعه ما، هم کرامت و عزتش حفظ شود، هم وظائف اجتماعی‌اش را انجام دهد و هم حقوق اجتماعی و خانوادگی‌اش محفوظ بماند؟

    مصطفی بابائی


    نظرات