آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۸ , Thursday 18 July 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 4998
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۸ دی, ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۱
  • شما اینجا هستید :اجتماعی > ایران و جهان > سیاسی
  •   

    تحلیل صادق خرازی از پشت پرده حوادث فرانسه؛امروز احیای فلسفه گفت وگوی تمدن ها احساس می شود

    آوای شمال/ صادق خرازی دیپلمات باسابقه ایران در فرانسه  با بیان اینکه   مدت هاست در فرانسه لاییک، اندیشه لایسیته، مظهر اسلام ستیزی مورد نقد است، گفت:اما بی تفاوتی نسبت به پدیده خشونت و داعش توسط غرب، این بحران را دامن زد تا جایی که امروز دو راه در پیش روی ممالک غربی برای نجات […]

    آوای شمال/ صادق خرازی دیپلمات باسابقه ایران در فرانسه  با بیان اینکه   مدت هاست در فرانسه لاییک، اندیشه لایسیته، مظهر اسلام ستیزی مورد نقد است، گفت:اما بی تفاوتی نسبت به پدیده خشونت و داعش توسط غرب، این بحران را دامن زد تا جایی که امروز دو راه در پیش روی ممالک غربی برای نجات از ویروس تروریست است، یکی تمرکز روی حقیقت و باورها و اشتباهات گذشته و دیگری راه برون رفت منطقی و عدم رفتن به راه های خطا.

    نماینده سابق ایران در سازمان ملل معتقد است که پدیده خشونت و تندروی می تواند متعامل سود و دو سویه گردد که خود به خود خطرناک خواهد شد، امروز نقش نخبگان و متفکران در احیای فلسفه گفت وگو به ویژه بین تمدن ها و فرهنگ ها بیشتر از گذشته احساس می شود؛ نظام فرهنگی و استراتژی سیاسی ایران به عنوان یکی از پرچم داران عقلانیت در دنیای اسلام بایست بر احیای اندیشه تعامل و گفت وگو متمرکز شود.

    دیگر اظهارات وی به نقل از شفقنا به شرح زیر است:

    *فرانسه مهمترین و بزرگترین کشور اروپایی است که در درون خود مهاجرین مسلمان را جای داده است و از همه مهمتر دومین مذهب رسمی، پس از مسیحیت کاتولیک، اسلام است، من این تاریخ را نمی توانم تایید کنم در دهه شصت و هفتاد میلادی حجم سنگین پس از جنگ الجزایر و ماجرای افسران آزاد، ترور انجام می شد و انفجارات فراوانی صورت می گرفت، ژنرال فقید دوگل قریب بیست بار توسط افسران آزاد ترور شد، به زعم من بی تفاوتی نسبت به پدیده خشونت و داعش توسط غرب، این بحران را دامن زد، مدت هاست در فرانسه لاییک با اندیشه لایسیته مظهر اسلام ستیزی مورد نقد است.

    *قبل از هر تحلیلی بایست محیط حادثه و عناصر و عواملی که منتج به واقعه شده را شناخت، فرانسه ذاتاً کشوری دین گریز است از آموزه های لایسیته، اگر نگوییم دین ستیزی ولی به قاطعیت می توان از واژه دین گریزی نام برد، از اهداف قانون استازی فقط نمی توان به ذات فرهنگی فرانسه پرداخت، اگر اهداف قانون استازی را دقیق مشاهده کنیم و به کنیه آن پی ببریم، هویت دینی و ماهیت مذهبی اقلیت ها را نادیده گرفته و همین امر باعث نوعی افراط تدریجی در میان فرانسویان غیر مسیحی شده است.

    *اتفاقا القاعده، داعش و بسیاری از گروه های تکفیری و تروریستی از میان همین جوامع شروع به یار گیری می کنند، بر احساسات جوانان مسلط می شوند، بهشت موعود را در ذهن بی بنیاد آنان ترسیم می کنند و در واقع دو جامعه در برابر جوان مسلمانی قرار می دهند که هویتش منکوب شده؛ بهشت موعود و جامعه توحیدی و جهنم و جامعه کفر. به همین خاط ریشه چنین واقعه ایی، فقدان آموزش های دقیق دینی از حقیقت مذهب است. در مقابل پیوند مدیا و صهیونیست یک پیام دیگری را در پیش پای مخاطبین قرار می دهد و آن هم فوبیا است، ما امروز با پدیده های فوبیایی روبرو هستیم؛ اسلام و فوبیا، ایران فوبیا و شیعه فوبیا، لذا دو راه در پیش روی ممالک غربی است، تمرکز روی حقیقت و باورها و اشتباهات گذشته و راه برون رفت منطقی و عدم رفتن به راه های خطا مهمترین مولفه نجات غرب از ویروس تروریست است.

    *شرایط سیاسی و امنیتی فرانسه با توجه به انتخابات پیش رو چگونه است و آیا گروه تروریستی همچون داعش امکان نفوذ گسترده به این کشور را خواهد داشت؟ 

    * به زعم من داعش امروز دارای نیروی انسانی متعدی از کشورهاست و در نهایت هر کشوری داعش داشته باشد در معرض تهدید است. 

    *بی تفاوتی نسبت به پدیده داعش طی این دو، سه سال در عراق و سوریه نتیجه اش همین است که می شود و می بینیم، فرانسه متحد یهودی است و به همراه قطر که دارای سیاست خارجی پارادوکسیکال در قبال ترور و خشونت هستند، روی خود را در برابر هر جنایتی در سوریه و عراق برمی گرداند و به خاطر تنبیه بشار اسد نسبت به هر جنایت آشکاری سکوت اختیار می کنند، لذا نتیجه آن بی تفاوتی این وحشت و خشونت در خاک فرانسه می شود.

    * ترکیه و نخست وزیر آن که همه امکانات اطلاعاتی و لجستیک خود را در اختیار تروریست های داعش قرار داده در صف اول است و نتانیاهو جنایتکار جنگی نیز عملا خود را صاحب عزا معرفی می کند و این خود یک کمدی و طنزی است که در بستر یک تراژدی بوجود آمده است. ما چه منتقد رفتار دولت های غربی باشیم یا نباشیم، آنچه در مجله شارلی و اتفاقات ٧- ٩ ژانویه در فرانسه رخ داد، تراژدی غم انگیزی است، هر انسانی با خشونت از بین رود تراژدی بشری است ولی بایستی مراقب بود که برخی تراژدی ها بدلیل رفتارهای تفریطی و افراطی به کمدی تبدیل نشوند. سوال بزرگی پیش روی هر مخاطبی پیش می آمده این است که این دویست الی سیصد هزار نفری که در عراق، سوریه، یمن و بحرین قتل عام شدند و کک حضرات هم نگزید، بشر و انسان بوده اند یا خیر؟

    *مسلمانان همانند ملت ها یا قومیت های مختلف برخوردار از منابع و منافع اجتماعی هستند، این بی انصافی است که برخی بخواهند از این پدیده ها اینگونه جمع بندی کنند که چون مسلمانان برخوردارتر از منافع اجتماعی نیستند، گرفتار تندروی می شوند، مسلمان یا یهودی یا مسیحی اول می گویند فرانسوی هستند و سپس اعتقادات خود را یدک می کشند.

    *نظام آموزش گسترده فرانسه، بی فرهنگی و بی سوادی را رونق می دهد و چنین مقوله ای موجب می شود که جوانان و ساده لوحان اسیر دست گروهای تکفیری شوند.

    *طبیعی است که حس ناسیونالیسم فرانسه به خاطر این حادثه تحریک شود، به ویژه با اشاعه افکار نادرست توسط حزب راست افراطی که ضد مسلمانان هم هست، ولی رویکرد دولت، احزاب، مطبوعات و قاطبه مردم بین ترویست ها و جامعه اسلامی تفاوت قایل می شوند، برخی اظهارات نسنجیده باعث تندروی و افراط می شود، ما این پدیده ها را بعد از حوادث سپتامبر آمریکا یا لندن و مادرید داشته ایم ولی به تدریج حل می شود.

    * نقش نخبگان و متفکران در احیای فلسفه گفت وگو به ویژه بین تمدن ها و فرهنگ ها بیشتر از گذشته احساس می شود؛ نظام فرهنگی و استراتژی سیاسی ما به عنوان یکی از پرچم داران عقلانیت در دنیای اسلام بایست بر احیای اندیشه تعامل و گفت وگو متمرکز شود.

     

    برچسب ها :

    نظرات