آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸ , Saturday 20 July 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 4751
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۵ دی, ۱۳۹۳ - ۰۵:۵۶
  • شما اینجا هستید :اجتماعی > ایران و جهان > سیاسی
  •   

    خاطره تنها بازمانده فدائیان اسلام از بوسه بختیار بر دستان نواب صفوی

    آوای شمال/ ضارب از فاصله یک متری به سوی سر نخست‌وزیر [حسین علاء] شلیک کرد، ولی گلوله اصابت نکرد، بنابراین با هفت تیر به سر نخست‌وزیر کوفت، خراش عمیقی به پشت سر علاء وارد آمد که موجب خون‌ریزی شدید شد. صبح روز بعد علاء با سر باندپیچی شده به اتفاق همراهانش با قطار به سوی […]

    آوای شمال/ ضارب از فاصله یک متری به سوی سر نخست‌وزیر [حسین علاء] شلیک کرد، ولی گلوله اصابت نکرد، بنابراین با هفت تیر به سر نخست‌وزیر کوفت، خراش عمیقی به پشت سر علاء وارد آمد که موجب خون‌ریزی شدید شد. صبح روز بعد علاء با سر باندپیچی شده به اتفاق همراهانش با قطار به سوی بغداد عزیمت نمود .قرار بر این بود که روز ۲۴ آبان ۱۳۳۴، حسین علاء نخست‌وزیر وقت به اتفاق همراهانش برای امضای الحاق ایران به پیمان بغداد عازم عراق شود؛ پیمانی که به گفته خود او برای اولین بار ایران را «از سیاست کهنه بی‌طرفی که در دنیای امروز دیگر مفهوم و معنایی ندارد»، دور می‌ساخت.

    این جملات بخشی از خاطراتی است که در دهه سی شمسی به وقوع پیوسته و بخشی از جریانات وطن دوستی و وطن فروشی دوستان و دشمنان ملت ایران را به تصویر می کشد محمد مهدی عبد خدایی تنها بازمانده نهضت فداییان اسلام و دبیر جمعیت فدائیان اسلام در گفت و گویی با قدس آنلاین مروری می کند بر خاطرات روزهای جوانی و دلاورمردی مردانی که به نام حضرت فاطمه زهرا(س) و برای احقاق حقوق ملی و مذهبی ایرانیان دست از جان کشیده و به شهادت رسیدند

    با توجه به اینکه روشنگری ها و مجاهدت های شهید نواب صفوی و همراهانش بر کسی پوشیده نیست شما مهمترین دلیل اعدام ایشان را ناشی از مخالفت با چه تصمیمات حکومتی می دانید؟

      یکی از دلائل اعدام شهید نواب صفوی اعتراض به پیمان نظامی بغداد بود که بعدها به پیمان  سنتو تغییر نام داد.در حقیقت باید گفت آمریکاییها بعد از جنگ جهانی دوم به صحنه استعمار دیگر کشورها روی آورده تا جایگاه استعماری کشورهای فرانسه و انگلیس را به خود اختصاص دهند اما نوع استکبار آمریکا با دیگر استعمارگران متفاوت بود که از آن به عنوان نئوکلنیالیسم یا استعمار نو یاد می شود.

    برخلاف روش انگلیسی ها که در هندوستان نائب السلطنه ای گذاشته بودندو در فلسطین فرماندار قرار داشتند، آمریکا در رویکر د جدیدی تصمیم می گیرد تا در این نئو کلنیالیسم خود اقتصاد کشورهای زیر سلطه اش را در دست گرفته و هر زمان که  اراده کند آن کشورها را تحت فشار اقتصادی قرار دهد تا بتواند اختیار امور آن کشورها را همیشه در دست خود نگاه دارد و آنها را به هر بهانه ای تحت فشار قرار دهد.بنابراین این تفکر برابر است با محاصره اقتصادی که ناشی از استعمارفرا نو آمریکایی است وبر کشورهای تحت سلطه آمریکا تحمیل می شود.

    آمریکایی ها در جنگ دوم جهانی دچار صدمات وخسارات قابل توجهی نشدند .مخصوصا زمانی که جبهه دوم را در اروپا به فرماندهی ژنرال دوایت آیزنهاور باز نمودند اروپایی ها شاید پیروزی بر آلمان را مدیون آمریکا و اقداماتش می دانستند.و در این بین آمریکا به عنوان یک کشور ثروتنمد به بازار دنیا وارد شد در حالی که انگلیس،آلمان،ایتالیا،فرانسه بر اثر بمباران های متعدد صدمات و خسارت های فراوانی دیده بودند. در این بین آمریکا با بستن قراردادی به نام مارشال اقتصاد انگلیس،آلمان،فرانسه ایتالیا این کشورها را به  خود وابسته می کند . و برای کشورهای توسعه نیافته نیز اصل چهار ترومن را مطرح می کنند وآن کشورها را با توطئه ای جدید به خود وابسته می کنند.مثلا مرغی که مردم مصرف می کردند مرغ آمریکایی است اگر جوجه اش مریض می شد باید داروی درمانی اش از آمریکا به کشور می آمد همچنین با اهداف بزرگ تری قصد داشتند گندم ما را عوض کنند در برهه ای از زمان در برنج ما کرم خار دار ریختند و فجایع بیشمار دیگری..اما در طرح مارشال ۸۰درصد صنایع انگلستان به آمریکا وابسته می شود خبرنگاری از یکی از فیلسوفان انگلیسی می پرسد در حالی که بیش از نیمی از صنایع ما به آمریکا وابسته است چگونه می گویید مستقل هستیم!!

    آمریکا برای حفظ سرمایه اش در کشورهای مختلف دنیا سعی داشت نیروهای نظامی خود را در آن کشورها داشته باشد از این رو نیروهای نظامی را به وسیله پیمان های نظامی تعبیه کرد اولین پیمانی که منعقد کرد پیمان ناتواست که برای حفظ منافع غرب منعقد شد و در حال حاضر هم در عراق،لیبی،افغانستان شاهد حضور ناتو بوده ایم.

    در راستای ناتو پیمان دیگری به نام سیتو نیز برای کشورهای آسیای جنوب شرقی در نظر گرفته می شود.آن زمان روسها به نام شوروی در منطقه حضور داشته و حزب سوسیالیست حزبی قدرتمند بود  و ایران با روسیه بیش از هزار کیلومتر مرز دارد و عراق که با ایران هم مرز بود وارد هیچ پیمانی نشده بودند.

    آمریکاییها تلاش می کردند از سال ۱۳۲۶ به بعد ایران را وارد اردوگاه غرب کنند حتی قرار بود در زمان رزم آرا پیمانی دال بر ورود ایران به اردوگاه غرب منعقد شود اما با کشته شدن رزم آرا این پیمان منتفی می شود و دکتر مصدق اصولا به این جریان اعتقادی نداشته است.

    بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۴آقای حسن علاء نخست وزیر اعلام کرد ایران جزیره ای آرام در میان دریایی طوفانی است.بنابراین درصدد بودند به گونه ای ایران را وارد پیمان غرب کنند.پس از آن پیمان بغداد یا سنتو درست می شود و این پیمان ناتو و سیتو را به هم اتصال می داد.یعنی اروپای غربی را به آسیای جنوب شرقی وارد یک پیمان می کرد و اگر بغداد این پیمان را امضا می کرد این دو پیمان به هم متصل می شد و ترکیه از قبل وارد پیمان ناتو شده بود و پاکستان وارد پیمان سیتو.

    -نظر شهید نواب صفوی و همرزمانش درباره پیمان بغداد چه بود؟                               

    در سال ۱۳۳۴ زمانی که ایران به صورت دربست در اختیار آمریکا قرار می گیرد نخست وزیر وقت آقای علاء اعلام می کند که برای بستن پیمانی به عراق سفر می کند.

    مرحوم نواب صفوی از ابتدا با بستن این پیمان مخالف بود و هرگز دوست نداشتند ایران اردوگاه شرق و غرب شود.ایشان به عدم تعهد معتقد بودند اما به بی طرفی اعتقادی نداشت زیرا بین این دو تفاوت بسیاری است.

    در این رابطه ملاقاتهایی انجام گرفت به نقل خاطره ای از آن زمان می پردازم که بنده تنها بازمانده آن روز می باشم.آقای تیمور بختیار که فرماندار نظامی شهر تهران و فرمانده راه آهن سراسری و لشکر ۲زرهی و پسر عموی ثریا بختیاری  بود با شهید نواب قرار ملاقاتی گذاشت که در منزل پدر خانم ایشان که در خیابان اقبال بود این دیدار انجام شد.ب

    ختیاردر ابتدای جلسه با قوطی سیگارش بازی می کرد.نواب صفوی به ایشان گفت:ما مخالف بستن پیمان نظامی و وابستگی به آمریکا هستیم . در بدو ورود بختیار نظرش به اسلحه روی تاقچه که خشابش خالی بود جلب شد و با طعنه گفت:آقایان اسلحه قاچاق هم دارند!شهید نواب صفوی گفت برادرمان خلیل طهماسبی و عبد خدایی گاهی با این اسلحه تمرین می کنند .

    در آن جلسه مرحوم نواب بیست دقیقه صحبت کردند و درباره مسائل روز و وابستگی های پیمان و امضای آن به صورت صریح مخالفت خود را اعلام نمودند که نمی خواهیم جوانان کشورمان به خاطر منافع واشنگتن و اسرائیل در مقابل اسلحه آمریکایی ها بایستند و در صورت درگیری و جنگ ما فقط به منافع کشور که مسلما منافع اسلامی هست توجه خواهیم داشت.

    آقای بختیار گفت من مواضع شما را به گوش اعلیحضرت خواهم رساند و از خانه بیرون رفت آقای بختیاری که در هنگام ورود با بی اعتنایی و بی توجهی وارد آن مجلس چند نفره شده بود هنگام بازگشت خم شد و دست نواب صفوی را بوسید و نشان داد تحت تاثیر حرفهای ایشان قرار گرفته است

    -بازخورد آن جلسه چه بود آیا حکومت به نظرات نواب صفوی که مسلما نظرات خیل کثیری از ملت مسلمان و روحانیون و علمای برجسته اسلامی بود توجهی نشان دادند؟

    -بعد از این وعده ملاقات، در روز چهارشنبه ای روزنامه ها سفر علاء به بغداد را منتشر کردند تا پیمانی با ترکیه پاکستان انگلستان و آمریکا و عراق امضاء کند که  آن پیمان نظامی بغداد نام داشت.

    نواب صفوی با خواندن این مطالب با شجاعت اعلام کرد که این کار عین اسارت است .آن روزها مطرح شده بود لایحه خلیل طهماسبی که در مجلس ۱۷ تصویب شده بود و ماده واحده آن این بود که چون خیانت به ملت ایران در آن مسلم است چنانچه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد به موجب این ماده مورد عفو قرار می گیرد که مجلس شورای ملی آن را تصویب کرد اما مجلس سنا نمی خواست تصویب کند که با عکس العمل شدید مردم مواجه شد و قرار شد لایحه ای به مجلس شورای ملی برود اگر قانون مجلس شورای ملی آن را تصویب کرد و به مجلس سنا رفت و ظرف مدت ۱۵ روز به تصویب سنا نرسید بنابراین تصویب مجلس حکم مجلس سنا را دارد.

    اما مجلس هجدهم می خواست این ماده واحده را لغو کند به همین جهت مرحوم نواب صفوی به بختیار تذکر داد صلاح نیست این ماده واحده لغو شود و او هم قبول کرد.معتمدی مشاور نخست وزیر هم آن را قبول کرداما وقتی مساله پیمان پیش آمد سکوت در برابر پیمان جایز نبود و حزب توده متلاشی شده بود ،رهبران جبهه ملی دستگیر شده دکتر مصدق سه سال محکوم شده بود و آیت الله کاشانی منزوی شده بود.

    تنها کسانی که می توانستند در این باره حرف بزنند نواب صفوی و فدائیان اسلام بودند .با اینکه در آن جلسه مرحوم نواب به تیمور بختیار گوشزد کرده بود که هنوز خلیل طهماسبی و عبد خدایی ها زنده اند و من به اینها اسلحه می دهم و می گویم کسانی که به ملت ایران تجاوز کنند به مسلمانان هجوم ببرند مهدورالدم هستند و باید از بین بروند .با اینکه خاطر نشان کرده بود که ما نبرد مسلحانه نمی کنیم ما از حقوق مسلمین و تشییع دفاع می کنیم یک مرتبه روزنامه ها اعلام کردند که آقای علاء با قطار سلطنتی به اهواز و از آنج به بغداد می رود.

    به محض اعلام روزنامه ها، نواب جلسه ای تشکیل داد که از آن جلسه تنها بنده در قید حیات می باشم .من،سید عبدالحسین واحدی،سید محمد واحدی،خیل طهماسبی و خود مرحوم نواب حضور داشتند .ایشان در ادامه خاطر نشان شدند که این تجاوز آشکار به حقوق یک ملت است.با این پیمان می خواهند در صورت وقوع جنگ سوم جهانی ایران در ردیف اول جنگ قرار بگیرد و بیشترین آسیب بر ما وارد شود.بنابراین باید مانع بسته شدن چنین قرارداد نظامی شویم

    نواب صفوی صبح فردای آن روز بچه ها را گرد هم جمع کرده و با تفالی به قرآن به  آیه۱۱۱ سوره مبارکه توبه  رسیدیم .بنابراین هر کدام شخصی را معرفی کردیم ، اما شهید نواب مظفر ذوالقدر را پیشنهاد دادند که ابتدا اعضا به خاطر اینکه ایشان از سواد بالایی برخوردار نبودند مخالفت کردند اما آقای ذوالقدر به قدری جامع و با معلومات و باشور و غرور اسلامی و انقلابی صحبت کردند که قرار شد مظفر به علاء تیراندازی کند.

    اتفاقا پسر آیت الله کاشانی به نام مصطفی کاشانی وکیل مجلس بودند شب به خانه دختر محمد مسعود مدیر سابق روزنامه امروز می رود و صبح جنازه اش از آنجا بیرون آورده می شود.مرحوم کاشانی برای پسرش ختمی گرفت و چون ما می دانستیم احتمال دارد علاء به مراسم ختم برود تصمیم گرفتیم ذوالقدر به آنجا برود اما علاء نرفته و در مجلس ختمی که بعدازظهر برگزار شد شرکت کرد.

    مظفر ذوالقدر اسلحه اش را می کشد اما گلوله در لوله اسلحه گیر میکند و چون موفق به کشتن علاء نشده با اسلحه به سر او می زند که در عکسها سر علاء باند پیچی شده نشان داده می شود.ذوالقدر دستگیر می شود و هنگامی که فرماندار نظامی پالتویش را کنار می زند روی کفنی که پوشیده بوده این جملات را می خواند:قطع ایادی اجانب و سرکوبی دشمنان اسلام و ایران،انگلیس،آمریکا،و لغو پیمان نظامی بغداد و قرار داد نفت .و سوره های ناس،فلق و توحید که روی شانه هایش نوشته بوده این ها را نشان می دهد و می گوید این یک ترور هدفمند بوده که کار گروه نواب صفوی است.

    متعاقب این جریان بنده و نواب صفوی و سید محمد واحدی و خلیل طهماسبی مخفی شدیم .

    -لطفا به عنوان اخرین سئوال از نحوه شهادت اعضای نضت فدائیان اسلام و نحوه دستگیریشان بگویید؟

    -سید عبدالحسین واحدی با یک اسحه به اهواز می رود تا کار علاء را در آنجا خاتمه دهد .مرحوم واحدی در عراق دستگیر می شود ما ۵ شب در منزل آیت الله طالقانی مخفی بودیم بعد از شب پنجم مرحوم نواب به منزل حمید ذوالقدر رفتند و قرار بود ما فردا شب به آنها بپیوندیم که مرحوم نواب صفوی و سید محمد واحدی در آنجا دستگیر می شود و علم که وزیر کشورآقای علاء بود به دستگیر کنندگان شهید نواب ۳۰ هزار تومان که در آن زمان مبلغ بسیار قابل توجهی  بوده جایزه می دهد.

    سید محمد واحدی با گلوله هایی که بختیار در دفترش به او می زند از دنیا می رود زیرا بختیار به مادرش فحاشی کرده واو عصبانی می شود که مادر من فاطمه زهراست فحش نده صندلی را بر میدارد که به بختیار حمله کند اما با گلوله های او به شهادت می رسد.

    همچنین آقای خلیل طهماسبی در منزل خواهرش دستگیر شد .در دادگاه نظامی این بزرگواران را به جرم مسلح شدن بر ضد سلطنت و اقدام علیه امنیت کشور محاکمه می کنند که در ظرف ۲ ماه دادگاه به اعدام برادران نستوه و مجاهد فدائیان اسلام حکم می دهد .

    هنگامی که می خواهند چشمان شهید نواب صفوی را ببندند ایشان مانع این کار شده و می گوید می خواهم با چشمان باز مادرم حضرت زهرا(سلام الله علیها) را زیارت کنم بنابراین در روز سوم جمادی الثانی که به روایتی مصادف است با سالروز شهادت دخت پیامبر اسلام نواب صفوی به شهادت می رسد.

    برچسب ها :

    نظرات