آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ , Saturday 24 August 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 47015
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۳ اسفند, ۱۳۹۴ - ۱۸:۵۰
  • شما اینجا هستید :اخبار محمودآباد
  •   

    بیست و نهمین یادواره 16 شهید زنگی‎کلادابو محمودآباد

    اسماعیل‎جان! برایم دعا کن تا شهادت قسمتم شود

    اسماعیل جان! امشب شب تولد «نرگس» است، دخترت چشم انتظار توست، حتماً دوست دارد، بابا کنارش باشد، برایم خیلی سخت است که فرزندم پدر داشته‌باشد و نرگس تو، پدر نداشته‌باشد، برایم دعا کن تا شهادت قسمت من هم بشود.

    آوای شمال/ بیست و نهمین یادواره ۱۶ شهید زنگی‎کلادابو هم‌زمان با ایام فاطمیه، جمعه ۱۴ اسفندماه در پایگاه بسیج حضرت ابوالفضل (ع) این شهرستان برگزار می‌شود.

    چند شبی می‎شود که همه درگیر مراسم هستند، هر کسی گوشه‌ای از کار را گرفته، یکی پرچم نصب می‎کند، یکی پوسترها و اطلاعیه‎ها را، یکی بنر نصب می‌کند، یکی هم در تدارک نمایشگاه برای شب مراسم است، خلاصه بگویم همه با جان و دل کار می‎کنند، شب گذشته به «ناصر» زنگ زده و گفتم که این وسایل را برام تهیه کن و بعد بیا مسجد، با «حاج‌رضا» و «حاج‌محمد» هم هماهنگ کردم که به مسجد بیایند.

    همه آمده بودند، بچه‎های هیأت، بچه‌های ۱۰ تا ۱۵ ساله هم آمدند تا کمک کنند، ولی در بین همه یکی غائب بود، هر چه جست‎وجو کردم، نیافتمش، با خودم گفتم: خدایا! چرا کسی که باید باشد، نیست، همانی که پارسال بود و امسال نمی‎بینمش!

    یکی بود که در جلسات هیأت شرکت داشت، با هم تصمیم می‌گرفتیم، سال گذشته در این روزها یکی بود که او نیز گوشه‎ای از کار را می‎گرفت؛ بی‌ریا بود و باصفا، خیابان‌ها را آب و جارو می‌کرد.

    در همین فکرها بودم که چشمم به تصویر شهدای روی دیوار مسجد افتاد، گم‌گشته‌ام را یافتم، دیدم که نگاهم می‌کند، گفتم چرا بالا نشسته‎ای! تو که همیشه کنار ما بودی، مسجد که می‌آمدیم، کنار هم می‌نشستیم، پارسال که در حال ساخت جایگاه بودیم را به ‎یاد داری؟ یادت هست که می‎آمدی و به من کمک می‎کردی؟ در پایان کار‌هم عکس یادگاری گرفتیم؟ بیا! بچه‌ها همه منتظرت هستند، بیا که دل‎مان برایت تنگ شده، بیا که بی‌قرار توایم، من مطمئنم که تو هستی، مگر می‎شود به این زودی فراموش‎مان کنی؟ اسماعیل جان! ما جوان‌ها تو را فراموش نکردیم.

     

     

    اسماعیل جان! برای ما هم دعا کن، حتما اکنون در این روزها کنار شهدای عزیز محله زنگی‎کلادابو باهم «دورهمی» دارید، حتما شما نیز درگیر یادواره و مراسم حضرت زهرا (س) هستید.

    اسماعیل جان! سلام ما را به شهدای عزیزمان برسان، نزد امام حسین (ع) که رفتی، سلام ما را به او برسان، بگو آقاجان! غمت نباشد، جوان‌ها برای دفاع از حریم آل‎الله جان خود را فدا می‌کنند.

    خلاصه کلام؛ اسماعیل جان! امشب شب تولد «نرگس» است، دخترت چشم انتظار توست، حتما دوست دارد، بابا کنارش باشد، برایم خیلی سخت است که فرزندم پدر داشته‌باشد و نرگس تو، پدر نداشته باشد، برایم دعا کن تا شهادت قسمت من هم بشود.

    خوشا آنان که با عزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند/ ز کالاهای این آشفته‌بازار شهادت را پسندیدند و رفتند.

    تقدیم به روح شهید اسماعیل خان‎زاده نخستین شهید مدافع حرم در محمودآباد

     

    برچسب ها :

    نظرات