آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ , Monday 20 May 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 44450
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۵ بهمن, ۱۳۹۴ - ۰۷:۱۱
  • شما اینجا هستید :ایران و جهان
  •   

    یادداشت/ روزنامه رسالت

    آیا واقعاً انقلاب لازم بود؟

    اسناد و مدارک متعلق به معتبرترین مراجع تخصصی و آکادمیک در آمریکا و اروپا، بی‌پایه و عامیانه بودن تبلیغات رسانه‌های جهانی از جمله بی بی سی را در مورد رژیم پهلوی و انقلاب اسلامی به اثبات می رساند.

    آوای شمال/ سید مسعود شهیدی طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت: چرا انقلاب شد؟ آیا واقعاً انقلاب لازم بود؟ شاید این سئوال برای بسیاری از نسل اولی‌ها انقلاب که با چشم خود دوران حکومت پهلوی را مشاهده کرده اند موضوعیت نداشته باشد ولی قطعا برای بسیاری از جوانان امروز که آن دوران را ندیده اند موضوعیت دارد و باید آنها در این مورد به اطمینان برسند. تبلیغات بسیار گسترده ای از طریق رسانه های جهانی و شعبه های داخلی آنها صورت می‌گیرد که به طور مستقیم و غیر مستقیم به جوانان ما اینگونه القاء کند که رژیم گذشته از طریق ارتباط با آمریکا در مسیر پیشرفت و توسعه و خدمت به مردم بوده و ضرورتی نداشت به خاطر بعضی از عیوب آن، دست به انقلاب زد و خسارت های یک انقلاب را به جامعه تحمیل نمود.آنها این شبهه افکنی را با به کار گیری قوی ترین و حرفه ای ترین شیوه های تبلیغ و با بیان ها و استدلال های مختلف هر روز در سطحی گسترده  تکرار می کنند تا مخاطب خود را به این قضاوت برسانند که اگر انقلاب نشده بود ایران در دنیا  جایگاه بالاتری داشت .
    سال گذشته بی بی سی در اقدامی بی سابقه یک برنامه مستند  ۹ ساعته و بسیار حرفه ای و قوی در مورد رژیم پهلوی تولید و پخش کرد که اگر چه با سفارش و سرمایه گذاری خانواده شاه تولید شده بود ولی حرفه ای و قوی بود و مخاطب را به این باور می رساند که برنامه ای متکی به اسناد واقعی و کاملا بی طرف است و فقط قصد  بازگو کردن حقایق تاریخی را دارد. جهت گیری اصلی آن برنامه، همچون دیگر تبلیغات رسانه های جهانی این بود که رژیم شاه رژیم مفید و خدمتگزاری بوده وبا برکناری آن، ایران زیان کرده است.
    برای آنکه به ساده ترین و کوتاه  ترین شکل ممکن به این شبهه پاسخ دهیم  واین پاسخ برای نسل جوان و تحصیلکرده کشورمان قانع کننده باشد بهترین راه آنست که به منابع معتبر جهانی که اعتبار علمی تراز اول دارند مراجعه کنیم  . منابعی که هیچ انسان اهل تحقیق نتواند آن را انکار کند.
    اگر در سطح عالی ترین دانشگاه های آمریکا و اروپا، ممتاز ترین اساتید تاریخ و به خصوص اساتید متخصص تاریخ ایران را جستجو کنیم، معتبر ترین و شاخص ترین آنها چند نفر انگشت شمار هستند که تمامی اساتید تاریخ در سراسر دنیا  در درس خود و در تألیفات خود از آنها وام می‌گیرند. از آنجا که این اساتید همگی در چارچوب تفکرات اومانیستی غرب، با هرگونه حکومت دینی مخالفت داشته و به طور طبیعی  با نظام اسلامی ایران نیز دشمنی و مخالفت دارند، قضاوت آنها نه تنها برای غرب گراترین مخالفان انقلاب قانع کننده خواهد بود، بلکه برای تمامی دولت های حال و آینده نیز عبرت آموز است.
    تاریخ شناس اول، خانم  نیکی- آر- کدی است 🙁 Nikki R. Keddie) (متولد ۱۹۳۰ میلادی) پژوهشگر و خاورشناس آمریکایی  که پس از ۳۵ سال تدریس در دانشگاه کالیفرنیا و لس آنجلس (UCLA)، بازنشسته شده‌است. زمینه پژوهش او: تاریخ خاور نزدیک، تاریخ اجتماعی، تاریخ زنان، تاریخ جهان و تطبیقی  می‌باشد. مبحث اصلی تدریس او در دانشگاه کالیفرنیا، تاریخ ایران و خاورمیانه بوده که کتب و مقالات متعددی درباره آن به رشته تحریر درآورده‌است. از جمله کتاب «ایران مدرن، ریشه‌ها و پیامدهای انقلاب ایران» (۲۰۰۳)، که در دو کتاب مجزا به فارسی ترجمه شده‌است. کدی به ترتیب در سال‌های ۱۹۹۴ و ۲۰۰۳ میلادی برای عضویت در «آکادمی علوم آمریکا» و همچنین «انجمن مطالعات خاورمیانه» برگزیده شد و در سال ۲۰۰۲، جایزه«تاریخ ایران» را از مؤسسه دانشنامه ایرانیکا دریافت کرد. او هشت کتاب در مورد تاریخ معاصر ایران نگاشته  که تاکنون چهار کتاب ریشه های انقلاب ایران  ، نتایج انقلاب ایران، ایران دوران قاجار و بر آمدن رضاخان و نه شرقی نه غربی (بررسی روابط ایران با آمریکا و شوروی)  به فارسی ترجمه شده است.
    با توجه به محدودیت سر مقاله، به عنوان نمونه، فقط  چندگزیده مختصر از کتاب ریشه های انقلاب  تقدیم می گردد :
    “ایرانیان، قدرتهای خارجی را که این اواخر به طور عمده، به معنی آمریکایی ها است، کسانی می دانند که می خواهند از این مملکت به نفع اهداف خود، سوء استفاده کنند، کسانی که همواره به دنبال نقش واهمیت استراتژیک ایران ویا معامله کردن روی ایران به منظور جلوگیری ازتوسعه منافع دیگران وبه طور عمده روسها می‌باشند، ویا کسانی که در قرن  بیستم به دنبال نفت بوده اند، ویا نقشی که آمریکایی ها برای  ایران به‌عنوان ژاندارم آنها در منطقه در جلوگیری از پیشرفت روسها قائل بوده اند…. انسان می تواند، آرزوی بسیاری ازمردم ایران را، در به نمایش گذاشتن رهایی خود از زیر نفوذ خارجی ها  و روشهای آنها،  وایجاد یک اقتصاد، جامعه و فرهنگ مستقل از نفوذ قدرتهای غربی  ، که به اختیار و انتخاب آزادانه خود مردم انجام گرفته باشد، درک کند “. (۱)
    ”  رجوع مکرر شاه به سفرای آمریکا و انگلیس نشان می دهد، نظامی که او بنا نهاده بود تا چه حد او را از وجود حامیانی (داخلی) که به آنها اعتماد داشته باشد محروم ساخته بود،  و وی تا چه حد به قدرت های خارجی تکیه داشت “. (۲)
    ”  فساد مالی که به همراه رشد درآمد نفتی، چون قارچ روئید و فزونی گرفت، به نوبه خود یکی دیگر از مکانیسم هائی بود که سرمایه ها را به سمت طبقات بالا و سپس خارج از ایران سوق
    می داد…. در دهه ۵۰ علاوه بر سرمایه عظیم رو به رشد شاه،  فساد مالی در دربار، خاندان سلطنتی و طبقه ممتاز جامعه، به حدی زیاد بود که سهم عمده ای در افزایش مخالفت توده های عظیم مردم داشت  ”  . (۳)
    ”  اقدامات گوناگونی که در جهت ایجاد یک ایدئولوژی افسانه ای شاهنشاهی به عمل می آمد، مورد انزجار مردم بود. فرمانروایان ایران از صدر اسلام تا کنون هرگز به اندازه حکومت پهلوی در تجلیل از سلطنت، پیشروی و اغراق نکردند، کاری که اسلام را از ارزش می انداخت. کوشش رضا شاه  در زمینه برابر نشان دادن و هم جهت و هم شأن نشان دادن خودش با پادشاهان قبل از اسلام را پسرش محمد رضا نیز دنبال کرد  “. (۴)
    ”  غربگرایی فرهنگی روز افزون حکومت پهلوی،  مورد تنفر طبقات عامه مردم بود “. (۵)
    ” حمایت ۲۵ ساله آمریکا از دیکتاتوری شاه و هر آنچه او می کرد، به احساسات ضد آمریکایی مردم افزود. بنابر این، در مورد آمریکا و نیز انگلستان، هر اندازه که بعضی از اتهاماتی که پاره ای از ایرانیان می زنند مبالغه آمیز و خیالی باشد، خصومت و تردید مردم ایران، ریشه در حوادثی مهم و واقعی دارند   که عمده ترین آنها مشارکت آن دو دولت در سرکوبی قیامهای انقلابی و مردمی و حمایت از حکومت های منفور است “. (۶)
    ”  افراد معدودی هستند که آرزوی بازگشت به رژیم سابق را دارند “. (۷)
    تاریخ شناس بعد آقای یرواند آبراهامیان است (متولد ۱۳۱۹ در تهران) تاریخ‌نگار ارمنی ایرانی. او در سال ۱۳۲۹ به بریتانیا مهاجرت نمود و در سال ۱۳۴۲ درجه کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد. آبراهامیان پس از مهاجرت به آمریکا موفق به گرفتن دکترای خود، در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه کلمبیا شد.  وی در دانشگاه‌های پرینستون و آکسفورد به تدریس «تاریخ ایران» پرداخت و هم ‌اکنون در کالج باروک دانشگاه شهر نیویورک (CUNY) به تدریس تاریخ جهان و خاورمیانه مشغول است. آبراهامیان در مقوله «تاریخ ایران معاصر»، از برجسته‌ترین تاریخ‌نگاران محسوب می‌شود.  فرد هالیدی دانش‌پژوه ایرلندی، او را در زمینه نگارش تاریخ احزاب سیاسی ایران، برترین محقق دنیا می‌داند. او ده کتاب در مورد تاریخ ایران تألیف کرده که فقط چند عنوان به فارسی ترجمه شده.
    چند نمونه از نظرات آقای آبراهامیان در کتاب تاریخ ایران مدرن:
    ”  فوران انقلاب، صرفا به سبب اشتباهات لحظات آخر نبود. آتشفشان انقلاب، ناشی از فشارهای بیش از اندازه ای بود که در دهه های متمادی در اعماق جامعه ایران انباشته شده بود. شاه در سال ۱۳۵۶ روی چنین آتشفشانی قرار داشت و تقریبا با همه بخشهای جامعه بیگانه بود “…..
    ” او  ( در سال ۱۳۳۲ ) حکومت خود کامه اش رابا مخالفت شدید روشنفکران و طبقه کارگر شهری شروع کرد. این مخالفت طی سالهای متمادی تشدید و تقویت شد. او در عصر جمهوری خواهی،
    با سلطنت پادشاهی و پهلوی گرائی خودنمائی می کرد و  فخر می فروخت. و در عصر مخالفت با امپریالیسم، با دخالت  مستقیم  سازمان  سیا و سازمان، MI6  بر سر کار آمد و در عصر ناسیونالیسم، با سرنگونی دولت مصدق، که نماد و بت  ناسیونالیسم ایران بود،  به قدرت رسید…….وخود را پلیس آمریکا در خلیج فارس می دانست، و در موضوعات حساسی همچون فلسطین و ویتنام،  آشکارا از آمریکا  جانبداری می‌کرد. ” (۸)
    ”  یکی از سه عامل اصلی قدرت یابی روحانیون،   نفرت عمیق مردم از شاه بود ”  . (۹)
    ” در اسفند سال  ۱۳۵۴  شاه، تشکیل حزب رستاخیز را در کشور به اطلاع همه رساند. وی اعلام کرد که ایران در آینده، تک حزبی خواهد بود و کلیه جنبه های زندگی سیاسی، تحت نظارت یک حزب قرار خواهد داشت و همه شهروندان وظیفه دارند به حزب ملحق شوند و افرادی که عضو این حزب نشوند لابد کمونیست مخفی اند و این خیانتکاران می‌توانند بین رفتن به زندان یا ترک کشور یکی را انتخاب کنند  ”. (۱۰)
    ” در سال ۱۳۵۵  پنجاهمین سالگرد سلطنت دودمان پهلوی در یک روزنامه تبعیدی مخالف در پاریس در مقاله ای با عنوان پنجاه سال خیانت، پنجاه مورد ازتخلفات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی رژیم شاه ذکر شده بود  که برخی از آنها عبارت بودند از، کودتای ۲۸ مرداد،نادیده گرفتن حقوق اساسی مردم، به تمسخر گرفتن انقلاب مشروطه،اعطای امتیاز کاپیتولاسیون،تشکیل ائتلاف های نظامی با غرب، قتل مخالفین، کشتار راهپیمایی بدون سلاح خرداد ۴۲، گشودن درهای کشور به روی کالاهای خارجی،
    تضعیف هویت ملی بر اثر گسترش امپریالیسم فرهنگی، اشاعه فاشیسم از طریق تبلیغ شاه پرستی، نژاد پرستی، آریاگری و تبلیغات ضد عربی و  تشکیل دولت تک حزبی برای سلطه مطلق بر جامعه ”. (۱۱)
    ” استراتژی  رژیم شاه، سرازیر کردن  ثروت نفتی به سوی نخبگان وابسته به دربار بود…… ثروت به لحاظ نظری به صورت قطره ای به پایین جامعه جریان می یافت، اما در عمل همچنان به بالای جامعه چسبیده بود و مسیرش به سوی راه های پایین تر، روز به روز کمتر می شد ”. (۱۲)
    ” بخش اعظم روستاها بدون برق، مدرسه، آب لوله کشی، راه و سایر امکانات رفاهی بود ”. (۱۳)” وضعیت ایران به طور کلی به مراتب بدتر از کشوری مانند سوریه بود که نه نفت داشت و نه ثبات سیاسی ”. (۱۴)
    ” ایران در سال ۱۳۴۰ یکی از مشکل دار ترین کشور های جهان سوم به لحاظ توزیع نابرابر در آمدها بود  ، اما بنا بر گزارش سازمان بین المللی کار، در دهه ۱۳۵۰ به یکی از بد ترین کشور های جهان تبدیل شد”. (۱۵)
    ” ایران یکی از بدترین کشور های خاور میانه در بخش نرخ مرگ و میر کودکان و نسبتِ پزشک به بیمار بود و یکی ازپایین ترین نرخ های
    آموزش عالی مربوط به این کشور بود. ۶۸ در صد از جمعیت بزرگسال بی سواد بودند و ۶۰ در صد کودکان نمی توانستند دوران دبستان را تمام کنند ”. (۱۶)
    ”سازمان عفو بین الملل در سال ۱۳۵۵ ( که هنوز شاه مورد حمایت همه جانبه غرب و سازمان ملل بود ) رژیم شاه را یکی از بد ترین نقض کنندگان حقوق بشر در جهان معرفی کرد ”.
    ”دکتر سنجابی ( رهبر جبهه ملی ) پس از ملاقات با آیت الله خمینی در پاریس به نمایندگی از جبهه ملی گفت که سلطنت کنونی، قانون اساسی و شریعت را رعایت نمی کند زیرا مستبد، فاسد و
    ناتوان از پایداری در برابر فشار خارجی است.”… (۱۸)
    ” بازرگان ( رهبر نهضت آزادی )  پس از ملاقات با امام، به نمایندگی از نهضت آزادی گفت، تظاهرات مردمی سال گذشته نشان داد مردم، پیرو آیت الله خمینی هستند و می خواهند این سلطنت جای خود را به نظام اسلامی بدهد.”(۱۹)
    ” آیت الله خمینی، نظر و پشتیبانی طیف گسترده ای از نیروهای سیاسی را جلب کرد، طیفی که هواداران آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام در یک سوی آن  ، نهضت آزادی  و جبهه ملی در وسط آن  ، و حزب توده و مجاهدین و فدائیان مارکسیست در سوی دیگر آن قرار داشتند  .  او، در انتقاد از رژیم، بر مسائل و موضوعاتی انگشت  می گذاشت که عامل نارضایتی همه
    جناح های مخالف بود، امتیازات داده شده به غرب، پیوند پنهانی و غیر مستقیم با اسرائیل، هزینه های بیهوده تسلیحاتی، فساد رایج در میان بزرگان دولتی، رکود و نابسامانی در بخش کشاورزی،
    افزایش هزینه زندگی، کمبود مسکن و گسترش روزافزون حلبی‌آبادها، شکاف فزاینده میان فقرا و ثروتمندان، سرکوب روزنامه ها واحزاب سیاسی، ایجاد دولت دیوانسالارحجیم و زیر پا گذاشتن قانون اساسی ”. (۲۰)
    تاریخ شناس سوم، آقای میشل فوکواست.
    پل میشل فوکو (۱۹۸۴—۱۹۲۶) فیلسوف و تاریخ شناس بزرگ معاصر، و معروف ترین نظریه پرداز اندیشه  پست مدرن، فلسفه را در دانشگاه سوربن فرانسه خواند و سپس به فلسفه علم و تاریخ اندیشه گرایش یافت.
    استاد صاحب کرسی  ”تاریخ نظام‌های فکری”، در ”کالج دوفرانس” فرانسه، و استاد دانشگاه برکلی آمریکا در سالهای پایان عمر بود. ویژگی منحصر به فرد میشل فوکواین است که او  تنها فیلسوف، تاریخدان و تاریخ نگارغربی  است که درست  در بحرانی ترین ماه های انقلاب اسلامی،  یعنی از شهریور تا آبان ۵۷، دوبار به ایران سفر کرد واز نزدیک وقایع انقلاب را دید و با بسیاری از شخصیت های سیاسی و مذهبی و حتی مردم کوچه و بازار در شهرهای مختلف به گفتگو پرداخت. در نوفل لو شاتو  نیز بارها با امام و اطرافیان امام مصاحبه کرد و مجموعا  ۹ مقاله مفصل در مورد انقلاب ایران تدوین کرد که در همان زمان، در  روزنامه ایتالیایی «کوریه‌ره ‌دلاسرا»  و در سال ۱۳۶۵ در مجله  ” لو نوول ابزرواتور ” فرانسه تحت عناوین  : «شاه، صد سال دیر آمده است‏»، «ارتش، زمانی که زمین می‏لرزد»، «تهران، دین بر ضد شاه‏»، «ایرانی ها چه رؤیایی در سر دارند؟»، «شورش با دست خالی»، «آزمون مخالفان»، «شورش ایران روی نوار ضبط صوت پخش می شود»،  «رهبر اسطوره ای شورش ایران ” و ” ایران، انقلابی به نام خدا”  به چاپ رسید. ترجمه فارسی این مجموعه،  تحت عنوان ” ایرانی ها چه رؤیایی در سر دارند ” در ایران منتشر شده است.
    مصاحبه ای نیز توسط خانم «کلر بری یر» و «پی یر بلانشه» با میشل فوکو در خصوص انقلاب ایران صورت گرفت، که در سال ۱۳۵۸ در پاریس به چاپ رسید؛ ترجمه فارسی آن نیز به همراه ۹ مصاحبه دیگر،
    تحت عنوان «ایران روح یک جهان بی روح‏»  در ایران  چاپ و منتشر شد. گزارش های این فیلسوف و تاریخدان غربی، از این جهت که  ماه های حساس انقلاب را بازگو می‌کند و   خود در صحنه حضور داشته  و نگاه عمیق تری به انقلاب ایران دارد، تأثیرعمیق تری بر جامعه متفکرین و دانشگاهیان اروپا و آمریکا داشته است.   دیدگاه های میشل فوکو در مورد انقلاب اسلامی:
    ”  مذهب (در ایران ) با آن تسلط شگفت انگیزش بر مردم و جایگاهی که همواره نسبت به قدرت سیاسی داشته است و با محتوای خود که آن را به مذهب مبارزه و ایثار  بدل می کند  ،  چه نقشی دارد؟……….. مذهب به راستی واژگان، آیین و نمایشی بی زمان بوده است که می توان در درون آن،  نمایش تاریخی ملتی را جا داد که هستی شان را در مقابل هستی پادشاهشان قرار می دهند “. (۲۱)
    ” یکی از چیزهای سرشت نمای رویداد انقلاب اسلامی ایران این واقعیت است که این رویداد انقلابی اراده مطلقاً جمعی را نمایان می کند و کمتر مردمی در تاریخ چنین فرصت و اقبالی داشته اند……. اراده جمعی یک ابزار نظری است. «اراده جمعی» را هرگز کسی ندیده است و خود من فکر می کردم که اراده جمعی مثل خدا یا روح است و هرگز کسی نمی تواند با آن روبه‌رو شود.
    نمی دانم با من موافقید یا نه ( اراده جمعی چیزی فراتر از رأی اکثریت است)  ،
    اما ما در تهران و در سراسر ایران با اراده جمعی یک ملت برخورد کردیم و خُب باید به آن احترام بگذاریم ”  .
    ”  در ایران عرق ملی بی نهایت قوی  است: سر باز زدن از اطاعت  بیگانگان، بیزاری از چپاول منابع ملی، عدم پذیرش سیاست وابستگی به خارج و دخالت همه جا آشکار آمریکایی ها، همه و همه عوامل
    تعیین کننده ای بودند تا شاه، یک  دست نشانده غرب به شمار آید. اما عرق ملی در فرایند انقلاب اسلامی ایران فقط  …..رد و طرد بیگانگان از سوی ملت نبود، بلکه رد و طرد هر آن‌چیزی بود که در طول سال ها و سده ها، سرنوشت سیاسی  ملت را رقم زده بود “….. “آنچه در ایران ما را شگفت زده کرده است این است که مبارزه ای میان عناصر متفاوت وجود ندارد. آنچه بر همه این ها زیبایی و در عین حال اهمیت می بخشد این است که فقط یک رویارویی وجود دارد: رویارویی میان تمام مردم و قدرتی که با سلاح ها و پلیسش مردم را تهدید می کند. یعنی در یک سو کل اراده مردم و در سوی دیگر مسلسل ها.
    مردم تظاهرات می کنند و تانک ها از راه می رسند و این صحنه، هر روز تکرار می شود “. (۲۲)
    ” انقلاب ایران نخستین قیام بزرگ بر ضد نظام جهانی است، مدرن ترین  صورت شورش…..این انقلاب، یک انقلاب دینی ارتجاعی نیست، اولین انقلاب پست مدرن  است و به دگرگونی های جهانی می اندیشد ”  . (۲۳)
    این اسناد و مدارک و نمونه های دیگر که متعلق به معتبرترین مراجع تخصصی و آکادمیک در آمریکا و اروپا  و حد اقل هایی از واقعیت تاریخ است، بی پایه و عامیانه بودن تبلیغات رسانه های جهانی از جمله
    بی بی سی را در مورد رژیم پهلوی و انقلاب اسلامی به اثبات می رساند و جوانان تحصیلکرده ما، باتحقیق کامل تر و جامع تر در مورد آنها با اعتماد واطمینان بالاتری خواهند توانست از انقلاب بزرگ  ملت خود و دستاورد های آن دفاع و حمایت کنند.
    پی نوشت ها:
    ۱ الی ۷ – کتاب ریشه ها و پی آمدهای انقلاب ایران، نیکی.آر.کدی، صفحات ۴۶۴، ۴۳۵، ۲۹۸، ۴۱۱، ۳۴۹، ۴۶۵ و ۴۵۹
    ۸ الی ۱۷ – کتاب تاریخ ایران مدرن، یرواند آبراهامیان، صفحات ۳۷۸، ۶۶۲، ۲۸۰، ۲۵۲، ۲۵۵، ۲۵۷، ۲۵۲، ۲۵۴، ۲۸۰، ۶۴۱ و ۶۵۶
    ۱۸الی۲۰ -کتاب ایران بین دو انقلاب صفحات ۶۴۱ و ۶۵۷
    ۲۱ الی ۲۳ – ایران روح یک جهان بی روح، میشل فوکو، صفحات ۶۱، ۵۷ و ۶۵سید مسعود شهیدی

    برچسب ها :

    نظرات