آوای شمال(طبرستان)
  • گزیده اخبار :
  • دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸ , Monday 16 December 2019
    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 38099
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۴ آبان, ۱۳۹۴ - ۰۷:۴۹
  • شما اینجا هستید :ایران و جهان > سیاسی
  •   

    /بسته گزارشی روزانه/

    تجلیل از روشنفکری سکولار در حوزه فرهنگ!/رمّالی برای آینده کشور با پیشنهاد «انقلاب از بالا»!

    آوای شمال/ بسته گزارش تحلیلی روزانه به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.   ***   فتوای یک غیر مجتهد علیه شورای نگهبان! سیدحسین […]

    آوای شمال/ بسته گزارش تحلیلی روزانه به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

     

    ***

     

    فتوای یک غیر مجتهد علیه شورای نگهبان!

    سیدحسین موسوی تبریزی، از فعالان اصلاح‌طلب و دبیر کل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، اخیراً طی سخنانی در یک مراسم عزاداری در شهر قم اظهار کرده است:

    تحقیقات محلی شورای نگهبان برای انتخابات خلاف شرع و قانون است…حاضرم در خصوص قوانین عادی و یا مسائل فقهی، با اعضای شورای نگهبان مناظره کنم.

    به گزارش سایت حزب ندای ایرانیان، او همچنین گفته است: همانگونه که بنده داماد آیت الله العظمی نوری همدانی هستم، برادر بنده آقا سیدمحسن موسوی تبریزی نیز داماد آیت الله العظمی نوری همدانی است، یعنی دختر ایشان را به همسری گرفته است، اما در دوره ای از انتخابات و پس از این که آقا سیدمحسن یکی دو دوره نماینده خبرگان بود، برای تأیید صلاحیت او به محله زندگی ایشان که در قم بود مراجعه کرده بودند و از همسایه او پرسیده بودند که آیا خانم ایشان حجابش را خوب رعایت می‌کند؟ این آدمی که این کار را کرده بود، آدم شورای نگهبان در قم بود؛ همین‌ها هستند که کشور ما را کوچک و عقب افتاده می‌کنند. این افراد یا نمی‌فهمند چه می‌کنند یا این که مصداق آن ضرب المثل هستند که به خاطر یک روسری، بازاری را به آتش می‌کشند.

     

    *در اشاره به به اظهارات موسوی تبریزی چند نکته ضروریست:

    یکم: صحبت‌های فتوا گونه علیه شورای نگهبان و هر نهاد دیگری، کار صحیحی نیست و هرچیزی را باید به اهلش سپرد.

    شورای نگهبان در زمینه تشخیص عمل به شرع و قانون، احقّ بر تشکل‌های سیاسی، اشخاص و امثال موسوی تبریزی است و شرع و قانون نیز این برتر بودن و احقّ بودن را پذیرفته و الزام کرده‌اند و لذا صدور اظهارات فتواگونه در این باب موجب انحراف می‌شود.

    در باب مناظره هم بایستی بیان کرد که منطقی نیست یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب، صرف مخالف بودن با یک عملکرد شورای نگهبان، خود را دایره‌المعارف استشکال بر قوانین مدنی و فقهی شورای نگهبان معرفی کند و جالب‌تر آنکه  از ۶ فقیه و ۶ حقوقدان مبرّز این شورا هم درخواست مناظره کند.

     

    دوم: جریان خاص یک‌بار برای همیشه باید چرایی مخالفت‌های خود با نظارت‌های بیشتر شورای نگهبان و سایر نهادهای نظارتی و امنیتی کشور مشخص کند.

    افکار عمومی می‌دانند که «آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟!»

    فرض بر اینکه مسئله «تحقیقات محلی» به زعم اصلاح‌طلبان، متّه به خشخاش گذاشتن باشد… اگر اصلاح‌طلبان درباره کاندیداهای احتمالی خود مطمئن هستند که هیچ عیبی در کار نیست و چشم‌های نزدیک به آنها هم پاک بودن این کاندیداها را تأیید می‌کنند، چه اشکالی دارد که این نظارت صورت بگیرد؟!

    (فرض بر اینکه جریان خاص مدعی باشد، به این وسیله ممکن است اجحافی هم در حق کسی صورت بگیرد؛ اولاً انتفاع نظارت‌های بیشتر بیش از مضارّ آنست و ثانیاً احتمال اشتباه، دلیلی بر دوری از یک امر ضروری نیست. چه اینکه پیش از این مواردی بوده است که بر طبق اذعان آگاهان سیاسی، درباره یک کاندیدای اصولگرا هم اشتباهاتی رخ داده است)

     

    و سوم: چه اشکالی دارد که در نظام اسلامی، نهادهای نظارتی و امنیتی، عنداللزوم حتی از صبیّه یک مرجع تقلید هم تحقیق بعمل بیاورند؟!

    مگر الگوی ما نظام حکومتی امیرالمؤمنین علی (ع) نیست که حتی خود حضرتش نیز در دادگاه حاضر می‌شد و به قاضی هم امر می‌کرد که حق ندارد حضرت را با کنیه صدا بزند؟!

    فی‌الواقع اینکه تحقیق نظارتی در نظام اسلامی، برای هیچکس حد و مرزی قائل نیست و همه دربرابر آن یکسان هستند.

    از باب بسط معنا باید اشاره کرد که حتی فرزند شهیدِ سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان نیز در هنگام اعلام آمادگی برای عضویت در شاخه نظامی و امنیتی حزب‌الله، مجبور به ارائه توضیحات لازم و طی کردن مراحل قانونی حزب‌الله شد.

    گفتنیست، موسوی تبریزی پیش از این طی سخنانی مدعی شده بود که حرکت امام خمینی(ره) در ابتدای نهضت به قصد «اصلاح شاه»! بوده است…

    او همچنین در مقطعی دیگر و در یک اجلاس مربوط به دانشگاه آزاد نیز درباره حجاب اظهار کرده بود: «امام هیچ وقت به مردم نگفت با حجاب شوید، اما مردم آن زمان با حجاب شدند»!

     

    ***

     

    آینده ایران روشن است یا تاریک؟!

    رمّالی برای آینده کشور با پیشنهاد «انقلاب از بالا»!

    محسن رنانی، از استادان اصلاح‌طلب و از چهره‌های جریان خاص اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی خود با نشریه «ایران فردا» ضمن برشمردن بحران‌های فراوان برای کشورمان در زمینه‌های مختلف معیشتی، محیط زیستی و اقتصادی! گفته است:

    در زمانی که جامعه دارد به شدت دوقطبی می‌شود؛ در زمانی که شانزده میلیون پرونده در دادگستری ما انباشته شده است و روز به روز بر آن افزوده می‌شود؛ در زمانی که اعتیاد بخش بزرگی از نیروی جوان کشور را درگیر کرده است…در زمانی که فساد به ویژگی عادی و اصلی نظام اداری ما تبدیل شده است؛ و در زمانی که ده‌ها مسئله ریز و درشت دیگر قوای کشور را روز به روز تحلیل می‌برد، نظام سیاسی باید دست به انتخاب‌های دشواری بزند. انتخاب‌هایی که می‌تواند از جنس تحول یا حتی «انقلاب از بالا»! محسوب شود.

    او افزوده است: ما دیگر زمان و فرصت و انرژی برای هدر دادن نداریم. به یک نقطه عطف تاریخی رسیده‌ایم که اگر رهبران کشور نتوانند به سرعت برای ادامه مسیر چاره‌اندیشی کنند و با تصمیمات بزرگ و احتمالا خطرناک ساختار موجود را اصلاح نکنند آینده روشنی در برابر کشورمان نمی‌بینم.

     

    *پر واضح است که اگر هم قرار باشد خطر آینده تاریک، جمهوری اسلامی ایران تهدید کند، این تهدید به‌واسطه ناامنی‌های روانی، سیاسی و امنیتی چهره‌های جریان سیاسی خاص است که در دو فتنه سال ۷۸ و ۸۸ نشان دادند، ثمره تمام تئوری‌های خود را از کف خیابان مطالبه خواهند کرد.

    و همچنان هم به این کار اشتهار دارند! کما اینکه سعید حجاریان نیز چندی قبل در اشاره به مراسم تشییع یک خواننده جوان گفته بود:‌ «موضوع فشار افکار عمومی است که باید ایجاد شود…همین مردم برای پاشایی به خیابان آمدند و حمایت کردند. باید برای دیگر خواسته‌ها هم فشار اجتماعی وارد کنند»!

    در اشاره به صحبت‌های رنانی باید گفت که بحران‌های اشاره شده از سوی وی به هیچ وجه وجود ندارند و اساساً واضح است که در بخش‌هایی، مشکلاتی وجود دارد اما به هیچ وجه مسئله بحران در کار نیست.

    او به مسئله دو قطبی شدن جامعه اشاره کرده است. مسئله‌ای که به کرّات از سوی چهره‌های جریان خاص با عناوینی همچون شکاف و افتراق مورد اشاره قرار می‌گیرد اما همه می‌دانیم که صحبت کردن از یک جامعه چندپاره بدون دیدن نشانه‌های چندپارگی نظیر درگیری‌های داخلی، مخالف ارکان جز با سیاست‌های رکن کل و… ممکن نیست. پس جامعه ایران که هیچیک از این نشانه‌ها را ندارد دو قطبی نیست.

    رسیدگی به ۱۶ میلیون پرونده قضایی در سال هم نه نشانه بحران که نشانه اعتماد مردم ایران به نظام قضایی جمهوری اسلامی است که حتی کوچکترین دعاوی خود را به محکمه قضایی اسلام و فقه شیعه ارجاع می‌دهند.

    در اشاره به مسئله «اعتیاد» هم اگرچه ابتلای به اعتیاد برای یک نفر نیز زیاد است اما در معنای مورد اراده رنانی بایستی بیان کرد به هیچ وجه بخش عظیمی از جامعه ایران دچار این مسئله نیستند و آمار رسمی معتادین در ایران بسیار کمتر از بسیاری از کشورهای منطقه، اروپا و حتی آمریکاست.

    (علت اصرار سازمان ملل و چهره‌های جریان سیاسی خاص مبنی بر بالا جلوه دادن مقام ایران در جدول مصرف مواد مخدر، گزینه‌ای است که باید مورد توجه تحلیلگران قرار گیرد)

    بحث فساد نیز ویژگی ایران نیست بلکه مبارزه با فساد و عدم قبول آن، ویژگی جمهوری اسلامی ایران است.

    چه اینکه ایران هم می‌توانست همانند بسیاری از کشورهای غربی و آسیایی یا از افشای پرونده‌های فساد جلوگیری کند و یا با قبول فساد، آن را کانالیزه و قانونی کند اما مقامات کشور این کار را نمی‌کنند و با افشای پرونده‌های فساد و برخورد با آنها به افکار عمومی اعلام می‌کنند که نظام اسلامی هرگز قصد مماشات و مداهنه با فساد را ندارد.

    پیشنهاد «انقلاب از بالا» که رنانی به زعم خود، آنرا به حاکمیت نظام پیشنهاد داده است نیز تحلیل‌های مختلفی را عیان می‌کند اما ترجیح ما آنست که این مسئله به اقتراح رسانه‌ها و مخاطبان محترم گذاشته شود.

    درباره اینکه بسیاری از چهره‌های جریان خاص، هم‌اکنون چندین سال است که دائماً کشور را در وقت بی‌فرصتی! و در سکانس آخر جلوه می‌دهند و سپس برای این لحظه آخر هم پیشنهاداتی نظیر پیشنهاد انقلاب از بالا را مطرح می‌کنند بایستی اذعان کرد که این حرف اثباتاً درست نیست و بیشتر به پیر شدن چهره‌های جریان سیاسی خاص مرتبط است که با توجه به اینکه عمده آنها در کبر سنی قرار گرفته‌اند، قصد دارند شرایط کشور را نیز در لحظات آخر جلوه دهند و خواسته‌های خود را به عنوان مطالبه عمومی بیان کنند.

    این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران هنوز و تا سال‌ها بعد نیز در سنین جوانی قرار دارد و از شالوده‌های محکمی برخوردار است که جلوی پیری زودرس یا نقصان و بیماری آنرا می‌گیرد.

    بر خلاف پیش‌بینی من‌عندی رنانی، آینده جمهوری اسلامی ایران، همانطور که امروز از تمام بحران‌های امنیتی و اقتصادی داخلی و خارجی علیه منافع خود عبور کرده، بسیار روشن است و برای این مسئله نیز نشانه‌های فراوانی وجود دارد.

    رنانی پیش از این طی یادداشتی رسانه‌ای اظهار کرده بود که برای بهبود کشور در شرایط پساتحریم، باید درباره حوادث سال ۸۸ اعلام آشتی ملی و در ادامه نیز عفو عمومی اعلام شود!

    گفتنیست، غیر از رنانی، چهره‌های دیگری از جریان سیاسی خاص نیز بارها در زمینه سیاه‌نمایی اوضاع کشور اظهار سخن کرده‌اند که بررسی صورت کلی حرف‌های آنها نتایج تلخی را به ذهن متبادر می‌کند.

    در ادامه به تعدادی از مواضع افراد یاد شده در این باره اشاره می‌شود:

    _ جواد اطاعت: ایران در شاخص‌های منفی از میانگین کشورهای همسایه نیز وضع بدتری دارد…متاسفانه ما در شاخص‌های منفی مثل اعتیاد، بیکاری و تورم از میانگین کشورهای همسایه نیز اوضاع نامناسب‌تری داریم.

    _ محسن صفایی فراهانی: کدام فعالیت تعریف‌شده در اقتصاد ایران هست که بگوییم این مقدار منابع را می‌تواند برای یک نفر ایجاد کند که ماهی یک میلیارد تومان پس‌انداز برای‌ فرد داشته باشد…پس به‌این نتیجه می‌رسیم این اعداد و ارقام «غارتی» هستند. اسم این فساد نیست. اسمش غارت است.

    _ عباسعلی نورا: رکود در حال تبدیل شدن به بحران است و کارشناسان اقتصادی ۱۰۰ درصد منتظر رکود تورمی هستند.

    _ مرتضی الویری: ‌به نظر من در حوزه اقتصادی به دلیل گستردگی تحریم‌ها و عمق مشکلات مدیریتی دولت عملا اقدام موثری نمی‌تواند در کوتاه مدت صورت دهد.

    _ آقای هاشمی رفسنجانی: آن ۸ سال (دولت سابق) کافی است برای این که مدت‌ها مثل هاری در بدن جامعه ما دائما تزریق سم بکند. مثل مرض هاری این حالت را دارد به جامعه ما می‌دهد و همش هم شعار بود.

     

    ***

     

    روشنفکر مذهبی و روشنفکر غیر متعهد به روایت مقام معظم رهبری

    تجلیل از روشنفکری سکولار در حوزه فرهنگ!

    تقی آزادارمکی، از جامعه‌شناسان اصلاح‌طلب اخیراً در بخشی از یک گفت‌وگو پیرامون جریان روشنفکری، با انتقاد از تفکر مرحوم جلال آل احمد مبنی بر غربزده و یا خائن خطاب کردن برخی روشنفکران گفته است:

    بهترین تحلیل‌ها را الان در حوزه فرهنگ آنهایی می‌کنند که ما به آنها روشنفکران سکولار می‌گوییم و آنهایی که ما روشنفکران دینی می‌گوییم، هیچی در حوزه دین نمی‌گویند، بلکه اندیشه سکولار را ترویج می‌دهند!

    به گزارش سایت حزب ندای ایرانیان، او افزوده است: سکولاریست‌ترین کسانی که در جامعه عمل می‌کنند، آنهایی‌اند که ما روشنفکر دینی و دیندار قلمدادشان می‌کنیم. سنتگراهای امروزی، سکولاریزم، مدرنیزم و اندیشه نو را ترویج می‌دهند و فروپاشی سنت را دارند تقویت می‌کنند. در صورتی که همان‌هایی که شما مدرنیست و خائن و… می‌دانستید، آنها بحث جست‌وجوگری در باب هویت ایرانی، اسلامی تاریخی و فرهنگی می‌کنند.

     

    *نواخته شدن روشنفکران متعهد مذهبی از سوی «روشنفکران حرفه‌ای غیر متعهد» مسئله‌ای بوده است که بویژه در طول یکصد سال اخیر، بارها در گوش جامعه ایرانی شنیده شده است.

    نگاهی به تاریخ روشنفکری و خدمت و خیانت روشنفکران نشان می‌دهد که اساساً جریان روشنفکری حرفه‌ای غیر متعهد، قائل به این مسئله بوده است که هیچ تقیّد و تعهدی را برای افکار خود نپذیرد و همین مسئله همواره آنها را از جریان اصیل جوشش مردمی و گردن نهادن به صلای علمای شیعه به دور داشته است.

    قبل از ارمکی، صادق زیباکلام نیز زمانی در یک مصاحبه اظهار کرده بود که اندیشه‌های مرحوم جلال آل احمد و شهید آوینی، متأثر از اندیشه‌های کمونیستی و حزب توده است!

    جریان روشنفکری غیر متعهد در ایران همچنین بارها و بارها پیرامون عدم ظهور لیبرالیسم در ایران به صراحت یا در تلویح، ابراز تأسف کرده است. (همانطور که به طرز صریحی در نعت سکولاریسم نیز سخن رانده است)

    توهین به مردم ایران و نسبت دادن خصلت‌های رفتاری نامطلوب به جامعه ایرانی در کنار جانبداری همیشگی از جریانات سیاسی غیر دینی نیز از جمله ویژگی‌های بارز جریان روشنفکری حرفه‌ای غیر متعهد در ایران است.

    در ادامه همچنین خوانش سخنرانی کمتر شنیده شده حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۵۸ پیرامون مسئله روشنفکری در ایران نیز خالی از لطف نیست.

    این سخنان معظم‌له در نشریه‌ی شماره یک حزب جمهوری اسلامی، منتشره در مردادماه سال ۵۸ به چاپ رسیده است.

    «حوادث در آن روزها (دوران ستمشاهی) ساعت به ساعت بود، نه روز به روز. هر ساعت یک حادثه بود. هر ساعت یک انگیزه بود. یک تکلیف بود. وقت اینکه کسانی بنشینند ۱۰ ساعت، ۱۵ ساعت، ۲۰ ساعت یک مسئله را تمام کنند، باقی نمی ماند. نگاه نکنید به آن روشنفکر حرفه ای غیر متعهد که هیچ کار ندارد، می نشیند پشت میز کارش روزی چند ساعت بیانیه و مقاله و جزوه می نویسد.

    آنها حسابشان جداست. همانطوری که صبح گفتم روشنفکران حرفه‌ای در طول این مدت مبارزات مردمی؛ مأیوس کننده ترین گروه ها بودند. این فریادی بود که مرحوم آل احمد بارها می کشید. هر وقت این مرد را دیدیم، همانطور که در کتابهایش هم منعکس است، فریاد و فغان و خروشش از روشنفکران حرفه ای بلند بود.

    یادم نمی رود سال ۴۷ در مشهد. آخرین سال زندگی آل احمد جلسه‌ی بسیار دوستانه‌ی پُر سودی داشتیم. و برادران همگام و همفکر ما در مشهد جمع بودند و بحث های زیادی می‌رفت.

    خیلی از چهره هایی که از مشهدی ها می شناسید در آن جلسه حضور داشتند. آل احمد می گفت: از بعد از مشروطیت تا امروز یعنی تا سال ۴۷، روشنفکران ما سه کتاب خوب ترجمه نکرده و ننوشته اند. این حرف او بود. در زمان خود ما و در طول این دوران مبارزه، روشنفکرها بعد از آنکه جلسه شان را میرفتند، باشگاهشان را می رفتند، مهمانیشان را می رفتند، بورس تحصیلیشان و یا تحقیقی شان را از دولت شاهنشاهی می گرفتند و می رفتند و برمی گشتند، کارهای روزمره شان را انجام می دادند. در اداره یا مؤسسه ای کارشان را می کردند، سینما و گردش و تفریح عصرشان را می رفتند و خلاصه بعد از آنکه همه ی کارهای واجب و مستحب زندگی را انجام می دادند، دو، سه ساعتی هم می نشستند پشت میز کارشان آقا وار، تمیز، بی دغدغه پای کولر یا بخاری قلم می زدند.

    این خیلی کار آسانی بود. این غیر از آن روشنفکر مذهبی و یا بخصوص روشنفکر روحانی است که با مردم و در میان مردم است و توی برج عاج نیست.

    روشنفکر یعنی آن کسی که آن چیزهایی را می بیند که مردم نمی بینند، کسی که از سطح بالاتری دارد نگاه می کند، مشرف بر مسائل است. جهت گیری ها را می بیند. دشمن ها را می بیند. دشمنی را می شناسد. او وظیفه دارد که زودتر از هرکس دیگر فریاد بزند. خروش برآورد. مردم را بسیج بکند و خانه ای را که دشمن در آن سنگر گرفته تصرف کند. و دزدها را بیرون بریزد؛ اما نمی کند. او مشغله ها و گرفتاری ها، دردها و انگیزه های دیگر دارد. روشنفکر حرفه ای ما تا نیمه ی شب در باشگاه، در کلوپ، در کافه گذرانیده، قهوه اش را خورده، شور علی اف و سمفونی پنجم بتهوون را گوش کرده، درباره ی مسائل آفریقا و آمریکای لاتین گپ فراوانی زده و حالا با وجدان آسوده! آمده خانه و می خواهد بخوابد. او وقت آمدن به داخل صحنه را ندارد.

    اگر در کوچه و در میان مردم و از سوی خود مردم سر و صدایی نبود، او اکنون در بستر راحت لمیده بود و حالا هم که غوغای مردم خواب او را برآشفته، انگیزه ی او فقط او را تا روی ایوان می آورد و روی صندلی می نشاند. مردم فقط او را می بینند اما حضور او را در میان خود حس نمی کنند. این است روشنفکر حرفه ای.

    اما روشنفکر مذهبی درست عکس این است. نمونه اش دکتر شریعتی. یا روشنفکر روحانی. نمونه اش روحانیون مترقی و مبارزی که در طول این سال ها شما در همه جای این مملکت دیده اید. او در میان مردم است. با صدها گونه خواسته و توقع مردم روبرو است. برای او با مردم و در میان آنها بودن خودش کاری، و کار مهمی است.

    پس وقت آن را که از سَر صبر و حوصله به قلم زدن بپردازد، ندارد.

    هزار مسئله برایش مطرح است. هزار درد، هزار سؤال، هزار نیاز در برابرش قرار می گیرد. مشغله های نقد، او را از پرداختن به طرح های دراز مدت و غیر نقد باز می دارد. این از جهتی خسارت است و در این شک نیست. اما خسارت اجتناب ناپذیری است…»

     

    برچسب ها :

    نظرات