آوای شمال(طبرستان)
  • گزیده اخبار :
  • سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸ , Tuesday 10 December 2019
    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 37620
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۸ آبان, ۱۳۹۴ - ۰۸:۰۵
  • شما اینجا هستید :ایران و جهان > سیاسی
  •   

    مبانی حقوقی «مرگ بر آمریکا»

    آوای شمال/ روزنامه «رسالت» در سرمقاله شماره امروز خود نوشت: امام خمینی(ره) قانون اساسی را بزرگترین ثمره انقلاب و مهم‌ترین پشتوانه نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده‌اند. قانون اساسی ما علاوه بر اینکه یک پیمان عمومی و یک منشور ملی برای زندگی یک ملت و نظام سیاسی آن است، خلاصه‌ای از همه آرمانها، ارزش‌ها و اهداف […]

    آوای شمال/ روزنامه «رسالت» در سرمقاله شماره امروز خود نوشت:

    امام خمینی(ره) قانون اساسی را بزرگترین ثمره انقلاب و مهم‌ترین پشتوانه نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده‌اند. قانون اساسی ما علاوه بر اینکه یک پیمان عمومی و یک منشور ملی برای زندگی یک ملت و نظام سیاسی آن است، خلاصه‌ای از همه آرمانها، ارزش‌ها و اهداف اصلی شریعت مقدس اسلام هم هست. علمای بزرگی که در مجلس خبرگان قانون اساسی گرد آمدند تمام سعی خود را به کار بردند تا این اولین قانون اساسی انقلاب منعکس‌کننده تمام ابعاد فرهنگ دینی و معنوی ما باشد و بتوان با خاطری آسوده، آن را قانون اساسی اسلام نامید.قانون اساسی قطب‌نمای دقیقی است که در دریای پرتلاطم اندیشه‌ها، مکاتب، ایسم‌ها، فرهنگ‌ها، فلسفه‌ها و قرائت‌ها که از هر طرف به ما هجوم می‌آورد جهت و مسیر درست حرکت الهی را نشان ‌دهد و به همین دلیل باید بیش از پیش مورد توجه سیاستگذاران، قانونگذاران و مجریان باشد تا به طور دائم حرکت خود را با آن بسنجند و مسیر خود را با آن تنظیم کنند. اگر مردم و مسئولین نگاهشان به قانون اساسی باشد گرایش‌های شرقی و غربی و وزش‌های چپ و راست نمی‌تواند کشتی انقلاب را از صراط مستقیم اسلام منحرف کند. به دلیل همین نقش حیاتی است که در سوگندنامه رئیس جمهور و نمایندگان مجلس اولین و مهم‌ترین تاکید و تکلیف آنها پاسداری از قانون اساسی است.

    موضوع سیاست خارجی و سطح ارتباط با آمریکا که این روزها از اصلی‌ترین مسائل دولت و ملت است و مقام معظم رهبری سخنرانی‌های متعددی را به آنها اختصاص داده‌اند، نمونه‌هایی هستند که به سادگی می‌توان راه حل آنها را در قانون اساسی مشاهده کرد که به چند مورد اشاره می‌شود.

    ۱- یکی از مهمترین مسائل اختلافی در دولت مسئله استقلال کشور است که اکنون به موضوعی حاد تبدیل شده. در دولت دیدگاهی وجود دارد که استقلال و به ویژه استقلال از آمریکا را مفهومی متعلق به دوران‌های گذشته و فاقد اعتبار برای دوران کنونی تلقی می‌کند. این دیدگاه مدعی است امروزه که بسیاری از امور کشورها و دولت‌ها در نظام جهانی تنیده شده، دیگر استقلال نه تنها ممکن نیست بلکه ارزش‌ هم نیست و تبدیل به یک ضد ارزش شده است. آنها معتقدند همه دولتها و ملتها باید در نظام واحد جهانی به رهبری آمریکا ادغام شوند تا امکان توسعه برای آنها فراهم شود. اما قانون اساسی صد در صد با این دیدگاه مخالفت می کند. متن مختصر و موجز قانون اساسی یازده بار واژه استقلال را به کار برده و دهها بار مفهوم استقلال و عدم وابستگی را مورد تاکید قرار داده است . اهل فن به خوبی می دانند که استقلال و عدم وابستگی هرگز به معنای عدم ارتباط با کشورهای دنیا نیست بلکه به معنای عدم ادغام در اراده بیگانه است. در قانون اساسی همه دستگاه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی به صراحت موظف به حفاظت از استقلال کشور شده‌اند. حضرت امام که همه مسئولین کشور، خود را پیرو کلام و مرام ایشان معرفی می‌کنند در طول سال‌ها رهبری انقلاب بیش از پنج هزار بار واژه‌ استقلال و عدم وابستگی را مورد تاکید قرار داده‌اند. 

    در وصیت‌نامه شان که برای دوستداران و رهروان راه امام همچون یک قانون اساسی و یک چراغ هدایت است با صراحت به دولتمردان تکلیف کرده‌اند: “از هر امری که شائبه وابستگی با همه ابعادآن دارد به طور قاطع احتراز نمائید.” مقام معظم رهبری که بر اساس اصول ۵۷ و ۱۱۰ قانون اساسی تبعیت از ایشان بر دولت و ملت الزامی است طی همین ماه‌های اخیر طی چند سخنرانی مختلف به طور صریح و روشن بر حفظ استقلال کشور تاکید و دولت را موظف به قطع هرگونه وابستگی به ویژه از آمریکا نموده‌اند. بنابراین تردیدی وجود ندارد که استقلال از نظام جهانی و به ویژه از آمریکا و پرهیز از وابستگی یک تکلیف قانونی قطعی برای همه دستگاه‌های کشور است و شعار مرگ بر آمریکا که در حقیقت مرگ بر سیاست‌های استعماری آمریکا است، برآمده از متن قانون اساسی است.

    ۲- مسئله اختلافی مهم دیگر مسئله اقتصاد و مدل توسعه اقتصادی کشور است. برخی در دولت راه حل مشکلات اقتصادی را  اجرای مدل توسعه صندوق بین المللی پول می دانند که نسخه‌ای از همان اقتصاد لیبرال است. در این مدل توسعه کشورها به دو گروه تقسیم می‌شوند: آمریکا و چند قدرت اقتصادی دیگر کشورهای مرکز هستند و کشورهای در حال توسعه که اکثریت کشورهای جهان‌اند کشورهای پیرامون. در این مدل، توسعه قدرت‌های مرکز عمدتاً متکی به تولید کالاو صادرات کالا است ولی توسعه کشورهای پیرامون عمدتاً متکی به فروش مواد خام اولیه و واردات کالا است. در این مدل توسعه کشورهای پیرامونی مستحیل در نظام اقتصاد بین الملل هستند که به وسیله آمریکا و چند قدرت دیگر مدیریت می‌شود. در حقیقت توسعه کشورهای پیرامون تحت اراده آمریکا و آن چند قدرت مرکز است و لذا نوعی نظام برده‌داری مدرن تحت عنوان توسعه شکل گرفته است.

    قانون اساسی به صراحت با اینگونه مدل‌های توسعه استعماری و وابسته شدن اقتصاد کشور به اراده بیگانه و بازماندن از توسعه واقعی مخالفت کرده و بر اساس موازین اسلامی مدل جدیدی از اقتصاد را ارائه می‌کند. این مدل توسعه که پس از تجربه دهه‌های اول انقلاب به صورت طرحی مدون از سوی مقام معظم رهبری به کلیه دستگاه‌های ذیربط ابلاغ شده، اقتصاد مقاومتی نام گرفته است. اصلی‌ترین ویژگی آن درون‌زا بودن آن است که تکیه اصلی‌اش بر تولید کالا در درون کشور و نجات کشور از اقتصاد مبتنی بر فروش نفت خام است. توجه اصلی اقتصاد مقاومتی نه به سوی قدرت‌های اقتصادی جهان بلکه به سوی تولید داخلی، نیروی انسانی داخلی، منابع داخلی و سرمایه داخلی است تا بحران‌های اقتصادی قدرت‌های مرکز و یا اهداف استعماری آنها نتواند اقتصاد کشور را با بحران روبه رو کند. با کمال تعجب اخیراً رئیس دفتر آقای رئیس جمهور که نقش مدیریت تیم اقتصادی دولت را هم به عهده دارد و پس از او وزیر امور خارجه، تعریفی از اقتصاد مقاومتی ارائه کرده‌اند که موجب شگفتی کارشناسان شده. آنها گفته‌اند اقتصاد مقاومتی این است که آنچنان با اقتصاد دنیا گره بخوریم که دیگر نتوانند ما را تحریم کنند. چون منافع ما با آنها گره خورده است. در این تعریف ما برای مصون ماندن از حمله دشمن باید به آغوش دشمن پناه ببریم. در این حالت هر لحظه دشمن اراده کند با تحمیل خسارت اقتصادی هدف سیاسی خود را محقق و ما را ورشکسته می‌کند. در تعریفی که دولت از اقتصاد مقاومتی ارائه می‌دهد تکیه اصلی اقتصاد بر روابط خارجی و جلب رضایت  قدرت‌های خارجی است نه بر تولید داخلی و منابع داخلی. بعید است دولت و مسئولین دولت هنوز معنای اقتصاد مقاومتی را متوجه نشده باشند. گویی قرار است از اقتصاد مقاومتی، فقط نام آن مورد استفاده قرار گیرد و همان مدل توسعه صندوق بین المللی پول به اجرا درآید. قانون اساسی به صراحت با این مدل استعماری مخالفت کرده و مدل اقتصادی درون‌زا و برون‌نگر را مورد تاکید قرار داده است. حضرت امام (ره) صدها بار بر موضوع خوداتکایی در اقتصاد تاکید کرده و وابستگی اقتصادی به قدرت‌های جهانی را‌ آفت اقتصاد برشمرده‌اند. شعار مرگ بر آمریکا متکی بر همین دیدگاه است و مرگ سیاست‌های سلطه‌طلبانه آمریکا را طلب می‌کند. 

    ۳- قانون اساسی ضمن آنکه با صراحت بر روابط صلح‌آمیز و آشتی‌جویانه با همه دولت‌های غیرمحارب  به ویژه  کشورهای اسلامی و کشورهای همسایه تاکید کرده ولی به شدت از دلبستگی و پیوستگی به قدرت‌های سلطه‌گر جهانی پرهیز داده است. بیش از ده بار در قسمت‌های مختلف این سند مختصر بر مقابله با سلطه‌گران و مستکبرین عالم و حمایت از مستضعفینی که علیه مستکبرین مبارزه می‌کنند و بر تداوم انقلاب ضد استکباری در داخل و خارج کشور تاکید و تصریح شده. این تکرار و تاکید و تصریح یعنی مرگ بر آمریکا. نگاه قانون اساسی به جبهه مستضعفین و مستکبرین همان نگاه قرآنی است که تاریخ بشر را صحنه رویارویی پیامبرها و ابولهب‌ها می‌داند و فریاد تبت یدا ابوالهب سر می‌دهد.

    در وصیت‌نامه حضرت امام(ره) با قاطعیت تصریح شده:

    “اگر با دست جنایتکار آمریکا و شوروی از صفحه روزگار محو شویم و با خون سرخ، شرافتمندانه با خدای خویش ملاقات کنیم بهتر از آن است که  زیر پرچم ارتش سرخ و سیاه غرب زندگی اشرافی و مرفه داشته باشیم و این سیره و طریقه انبیاء عظام و ائمه مسلمین(ع) و بزرگان دین مبین بوده است و ما باید از آن تبعیت کنیم.” 

    حضرت امام (ره) که همه دولتمردان ما مدعی وفاداری به ایشان هستند به عنوان یک مرجع تقلید با تکیه بر فرهنگ قرآن و اهل بیت(ع) و با توجه کامل به معنای واژه‌های قرآنی آمریکا را شیطان بزرگ معرفی کردند. همان شیطانی که نماد او را در حج رمی‌ می‌کنیم تا هرگز فکر دوستی کردن با او را به ذهن خود راه ندهیم. ایشان تصریح کرده‌اند که رابطه چپاولگر و چپاول شده حتما به نفع چپاولگر و به زیان ملت مظلوم خواهد بود. ایشان قطع رابطه آمریکا با ایران را از الطاف الهی دانسته، آن را به فال نیک گرفته و فرموده‌اند اگر کارتر در تمام عمر خود یک کار به خیر و صلاح مظلوم انجام داده باشد همین قطع رابطه آمریکا با ایران است. از آنجا که از اول انقلاب شخصیتها و مسئولین بلندپایه و رسانه‌هایی در ایران بودند که سعی داشتند چهره کریه آمریکا را بزک کرده و پای او را به کشور باز کنند، حضرت امام طی دهها سخنرانی‌، آمریکا را شیطان بزرگ، دشمن اصلی اسلام و قرآن و پیامبر حق، ستمگر، کافر، شرور، وحشی، غارتگر بین المللی، استثمارگر، اشغالگر، جانی، گرگ، متجاوز، خبیث، طاغوت، ملعون، کثیف، سلطه‌طلب، مفت خور، باج‌گیر، ضدخلق، منافق، متفرعن، کینه‌توز، وسواس خناس، حیله‌گر، جاسوس، ستمکار، توطئه‌گر، فتنه‌گر، قاتل، مداخله‌گر، جهانخوار و ام الفساد قرن معرفی کرده‌اند تا آنها که منافع ملی را در نظر دارند و از خدا پروا دارند به خود آیند. وقتی مشاهده کردند که باز هم افرادی آشکار و پنهان به دنبال بازگرداندن آمریکا هستند، فرمودند: “آنها که خواب آمریکا را می‌بینند خدا بیدارشان کند.”

    مقام معظم رهبری در این دو سال، متجاوز از صد بار دشمنی آمریکا را به صورت مستقیم و غیرمستقیم به دولت گوشزد کرده و مسئولین را از دوستی با دشمن برحذر داشته‌اند. سخنرانی‌های اخیر، حجت را بر همه دولتمردان تمام کرده است. آقای رئیس جمهور بر اساس سوگند خود باید وفادار به قانون اساسی و تبعیت کننده از ولی فقیه باشد ولی در طول این دو سال مسیری خلاف سوگند خود را دنبال کرده‌اند. ایشان از هر فرصتی برای دوستی با دشمن استفاده کرده و مردم را به این راه دعوت کرده‌اند. منظور ایشان از تاکید مکرر بر آشتی با دنیا آشتی با آمریکا بود، مذاکره تلفنی نابجا و مؤدب و محترم معرفی کردن ام الفساد قرن و رفتارهای بسیار دوستانه و گرم وزیر امور خارجه با وزیر خارجه آمریکا و رئیس جمهور آمریکا همه دلالت بر تمایل زیاد دولت به نزدیک شدن به آمریکا و روابط دوستانه با شیطان دارد.

    آقای رئیس جمهور در سخنرانی‌های علنی، در خلاف مسیر قانون اساسی و تاکیدات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری و حتی بر خلاف اصل دینی تبری که از فروع شریعت مقدس ما است ، برخی وقایع صدر اسلام مثل صلح حدیبیه، مذاکره حضرت علی با زبیر، صلح امام حسن(ع) با معاویه و حتی مذاکره امام حسین(ع) با عمر سعد در کربلا را شبیه گفتگوی دوستانه و صمیمانه با آمریکا قلمداد کردند تا به آن مشروعیت بخشند.

    مقام معظم رهبری ضمن مردود شمردن اینگونه برداشت‌های غلط از وقایع صدر اسلام که در هیچ یک از آنها ارتباط دوستانه با دشمن وجود نداشته، آیه ۱۱۳ سوره هود را گویای حال اینگونه افراد دانستند که خداوند خطاب به آنها فرمود: “شما مخفیانه با دشمن رابطه دوستی برقرار می‌کنید در حالی که من به آنچه پنهان می‌کنید و آشکار می کنید آگاه‌ترم و هر کس از شما چنین کند از راه راست گمراه شده است.” 

    با وجود همه این تذکرات و هشدارها بازهم در گفتار و رفتار آقای رئیس جمهور نوعی وادادگی و خودکم بینی و عقب‌نشینی از موضع قانون اساسی و امام و رهبری مشاهده می‌شود که برای عموم مردم قابل رویت است. احترام نسبت به آمریکای هتاک، خوش بینی افراطی به دشمن کینه‌توز، اعتماد غیرعادی به فریبکار و چپاولگر بین المللی، تواضع و نرمی و سازش و مدارا و حتی افتادگی خاضعانه در مقابل زورگوی متکبر بی‌آبرو گاهی تبدیل به مشی دولت یازدهم شده است چگونه می‌توان پذیرفت در حالی که آمریکا در کمال بی‌شرمی نماینده ایشان در سازمان ملل را حتی به خاک خود راه نمی‌دهد و این در عرف بین الملل قطعاً یک توهین بزرگ محسوب می‌شود، آقای رئیس جمهور حتی یک کلمه به این قدرت‌نمایی و اهانت جواب ندهند و بی‌سروصدا فرد دیگری را جایگزین کنند.

    در حالی که آمریکا بدتر از گذشته به درشت‌گویی، تهمت و توهین ادامه می دهد و جمهوری اسلامی را حامی تروریسم و نقض کننده حقوق بشر می‌خواند و تحریم‌های ظالمانه‌اش را مکانیسمی برای تغییر نظام ایران معرفی می‌کند و تهدید به حمله نظامی و حتی تهدید به حمله اتمی می‌کند، آقای رئیس جمهور نه تنها حتی یک بار پاسخ در خوری به آمریکا نداده بلکه دیگران را هم از اینکه در قبال آمریکا هر حرفی بزنند برحذر داشته، عبور از جنایات گذشته و مدارا و سازش را به همه توصیه می‌کنند، ایشان به طور صریح دوره خصومت آمریکا با ایران را پایان یافته معرفی می‌کنند و با یک خوش خیالی افراطی دوره کنونی را دوره دوستی و رفع تهدیدها و تحریم‌ها می‌دانند.

    طبیعی است وزارتخانه‌ها هم به تبع رئیس جمهور عمل کنند.  دوستی با آمریکا و جلب دوستی و حمایت آمریکا الزاماتی دارد که آقای رئیس جمهور از آنها به خوبی مطلع‌اند و کمر همت بسته‌اند که آنها را به نحوی که مورد رضایت آمریکا است عملی کنند. یکی از آن الزامات کمرنگ کردن اسلام و انقلاب و استکبارستیزی از ادبیات سیاسی دولت است. آقای رئیس جمهور در نطق سالانه خود در سازمان ملل به طور کلی اسلام و انقلاب و استکبارستیزی را حذف کرده و مذاکرات هسته‌ای را که با ۲۸ معضل اجرایی دست به گریبان است و معلوم نیست قادر به رفع تحریمها باشد، الگویی برای حل و فصل کلیه مشکلات جهانی معرفی کرده‌اند. روشنفکران غربزده و رسانه‌های داخلی وابسته به آمریکا بلافاصله اعلام کردند رئیس جمهور شاخه زیتون را به آمریکا نشان داد و آگاهانه رفتار مشابهی را که یاسر عرفات در مجمع عمومی سازمان ملل انجام داده بود یادآوری کردند. آنها صراحتاً گفتند رئیس جمهور به آمریکا اعلان کرد نمی خواهد خلاف مسیر آب شنا کند و معنای حرف آنها این است که از نظر رئیس جمهور انقلاب اسلامی را باید پایان یافته تلقی کرد. 

    آقای رئیس جمهور که در مقابل آمریکا ساکت و مهربان و مؤدب هستند هرچه فریاد دارند بر سر نیروها و نهادهای انقلابی می‌کشند که نمونه‌ای از آن اعتراض تند و علنی ایشان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستگاه قضا برای دستگیری چند نفر از جاسوسان و عوامل نفوذ آمریکا در مراکز رسانه‌ای و دولتی است. شاید این برخوردها نیز جزء الزامات دوستی با آمریکا باشد. کار به جایی رسیده که دولت ساخت شبکه ملی اطلاعات را که در همه کشورهای دنیا جزء محرمانه‌ترین و امنیتی‌ترین پروژه‌های ملی است و اساساً هدف از تاسیس آن مصون ماندن از نفوذ اطلاعاتی آمریکا است به خود آمریکایی‌ها واگذار کرده است.

    اکنون برای هر فرد دلسوز برای اسلام و انقلاب و منافع ملی این سئوال مطرح است که دولت در آینده کدام راه را خواهد پیمود؟ دوستی با آمریکا یا ایستادگی در مقابل آمریکا ! باید دعا کنیم همانگونه که در قسم نامه هیئت  وزیران آمده آقای رئیس جمهور از عاقبت سوء گذشتگان خودشان که همین راه را پیمودند درس عبرت بگیرند و به قانون اساسی و خط روشن امام و رهبری و به آغوش ملت خودشان برگردند.

     

    برچسب ها :

    نظرات