آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸ , Saturday 20 July 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 33363
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۸ شهریور, ۱۳۹۴ - ۰۷:۴۲
  • شما اینجا هستید :ایران و جهان > سیاسی
  •   

    بررسی توافق هسته‌ای در ایران با دغدغه ملی و منافع مردم صورت می‌گیرد/ صداوسیما تنها برنامه‌های مخالفان را پوشش نمی‌دهد

    آوای شمال/ حشمت‌الله فلاحت‌پیشه استاد روابط بین‌المللی دانشگاه علامه طباطبایی، رئیس سابق کمیته سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و کارشناس ارشد روابط بین‌الملل گفت‌وگویی با روزنامه آرمان انجام داده که مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:    آیا در حالی که نظام سیاسی تصمیم به توافق هسته‌ای گرفته است،  شکل‌گیری کمیسیون بررسی برجام در مجلس […]

    آوای شمال/ حشمت‌الله فلاحت‌پیشه استاد روابط بین‌المللی دانشگاه علامه طباطبایی، رئیس سابق کمیته سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و کارشناس ارشد روابط بین‌الملل گفت‌وگویی با روزنامه آرمان انجام داده که مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:

     

     آیا در حالی که نظام سیاسی تصمیم به توافق هسته‌ای گرفته است،  شکل‌گیری کمیسیون بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی ضرورت داشت؟

     بررسی توافق هسته‌ای در ایران و آمریکا از قبل هم قابل پیش‌بینی بود. در آمریکا این مساله با انگیزه‌های خرد مانند انگیزه‌های انتخاباتی و رقابت‌های حزبی صورت گرفت. به همین دلیل نقش لابی‌ها از منافع ملی آمریکا بیشتر بود و این وضعیت در آینده هم ادامه خواهد داشت. این در حالی است که در ایران بررسی توافق هسته‌ای با دغدغه ملی و منافع مردم صورت گرفت. قبل از توافق هسته‌ای در آمریکا قانونی مبنی بر ارجاع توافق احتمالی به کنگره به تصویب رسید.

    همین اتفاق در ایران نیز رخ داد و قانونی به نام صیانت از حقوق هسته‌ای به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در نتیجه مجلس شورای اسلامی قبل از توافق هسته‌ای به مساله پرونده هسته‌ای ورود پیدا کرده بود. با این وجود شرایط به گونه‌ای پیش رفت که اوباما مجبور شده از حق «وتوی» ریاست‌جمهوری استفاده کند و در ایران نیز کمیسیون ویژه بررسی برجام تشکیل شد.

    براساس قانون اساسی، مجلس می‌تواند برای مسائلی که به منافع ملی و سرنوشت کشور مربوط می‌شود کمیسیون ویژه تشکیل بدهد. در گذشته نیز این اتفاق برای مسائل مهم کشور وجود داشته و کمیسیون‌هایی برای مسائل سرنوشت‌ساز کشور شکل گرفته است. اعضای کمیسیون ویژه برجام نیز با رأی نمایندگان مجلس انتخاب می‌شوند و از نظر قانونی نمی‌توان ایرادی به این مساله وارد دانست. با این وجود از این مساله تفسیرهای مختلفی می‌توان ارائه داد که ممکن است با اصل مساله در تناقض باشد. 

    اغلب اعضای کمیسیون ویژه برجام از مخالفان توافق هسته‌ای هستند و موضع‌گیری سیاسی دارند. آیا این مساله باعث نمی‌شود نتیجه تحقیقات این کمیسسیون با واقعیت‌های جامعه منطبق نباشد؟

    ما باید بپذیریم که اعضای کمیسیون ویژه برجام منتخب نمایندگان مجلس هستند، در نتیجه به رأی آنها باید احترام گذاشت. البته در این زمینه به اکثریت نمایندگان مجلس و به‌ویژه نمایندگان معتدل فراکسیون رهروان ولایت به دلیل جدی نگرفتن انتخابات اعضای برجام انتقاداتی وارد است. نکته دیگر اینکه برخی از نمایندگان سفرهای خارجی مانند سفر به نیویورک را در پیش داشتند و گمان می‌کردند اگر در کمیسیون برجام عضو شوند، سفرهای خارجی خود را از دست می‌دهند.

    همچنین برخی از نمایندگان پرسابقه مجلس که همواره دغدغه منافع ملی و مردم داشتند و در زمینه سیاست خارجی هم صاحب‌نظر بودند در انتخابات کمیسیون برجام حضور جدی نداشتند. به هر حال بنده معتقدم باید عزم همین افراد برای عضویت در این کمیسیون که قرار است یکی از مسائل مهم کشور را مورد بررسی قرار بدهد را محترم شمرد و به آن احترام گذاشت. شرایط بررسی توافق هسته‌ای به شکلی پیش رفته تا برخی که بعضا مواضع افراطی در مجلس داشته‌اند موفق شدند وارد کمیسیون ویژه برجام شوند. با این حال بنده امیدوارم نتیجه بررسی این کمیسیون به سود منافع ملی و مردم کشور باشد. نباید حضور مخالفان توافق هسته‌ای در کمیسیون برجام را تنها از جنبه منفی آن نگاه کرد. این در حالی است که صحنه گردان بررسی برجام در ایالات متحده آمریکا نیز مخالفان جدی آن هستند. با این وجود من جنس مخالفت‌ها در ایران و آمریکا را متفاوت می‌دانم و معتقدم مخالفت‌ها در آمریکا بیشتر توسط لابی‌ها و گروه‌های فشار صورت می‌گیرد. 

     مانور برخی از رسانه‌ها بر جزئیات جلسات کمیسیون برجام را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما برخی رسانه‌ها درصدد بزرگنمایی مشکلات و نکات منفی برجام نسبت به نکات مثبت آن نیستند؟

    بنده در دوران تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری نماینده آقای قالیباف در مناظره تلویزیونی مربوط به سیاست خارجی بودم. در همان جا هم عنوان کردم که اگر آقای قالیباف به ریاست‌جمهوری برسند مهم‌ترین مساله سیاست خارجی ایشان حل پرونده هسته‌ای ایران خواهد بود. در نتیجه آقای روحانی تنها شخصی نبودند که خواستار حل پرونده هسته‌ای ایران بودند و برخی دیگر از کاندیداها نیز چنین برنامه‌ای داشتند. مساله دیگر اینکه اکثریت مردم نیز موافق توافق هسته‌ای بودند و از سیاست‌های دولت آقای روحانی و تیم مذاکره‌کننده حمایت می‌کردند.

    مردم ایران اهل چالش و تخاصم نیستند و از دیرباز مردمی صلح‌طلب و نوع‌دوست بودند. رئیس سازمان صداوسیما در جلسات هیات دولت شرکت می‌کند و دولت می‌تواند درباره همراهی کردن صداوسیما با سیاست‌های دولت سازوکارهای مناسبی را در نظر بگیرد. بنده با این سخن که صداوسیما تنها برنامه‌های مخالفان صداوسیما را پوشش می‌دهد زیاد موافق نیستم، چرا که معتقدم بسیاری از کارشناسانی که با توافق هسته‌ای موافق بودند به راحتی از طریق تریبون صداوسیما مواضع خود را بیان کردند.

    خود من در چهار روز پایانی مذاکرات هسته‌ای به دفعات در صداوسیما حضور پیدا کردم و در حمایت از توافق سخن گفتم. بنابراین نمی‌توان از رفتار صداوسیما در این زمینه انتقاد کرد. مساله مهم در این زمینه این است که برجام توافق یک جریان سیاسی نیست و بلکه با تصمیم نظام صورت گرفته است. دلیل اینکه برخی مسئولان و نمایندگان مجلس نسبت به ماهیت برجام تردید دارند به تردیدافکنی‌هایی مربوط می‌شود که پس از توافق هسته‌ای به‌ویژه از طرف آمریکایی‌ها صورت گرفت. این تردیدافکنی‌ها سبب شد که در بین افکار عمومی نیز نوعی تردید شکل بگیرد. مقام معظم رهبری نیز در دیدار با اعضای مجلس خبرگان تاکید کردند هنوز معامله‌ای شکل نگرفته و به همین دلیل هر موضعی که در این زمینه اتخاذ شود مبتنی بر تصورات شخصی است و هیچ‌وجه بیرونی و مبتنی بر واقعیت ندارد.

    با این وجود برخی رسانه‌های اصولگرا بر طبل تردیدافکنی و ابهام در زمینه توافق هسته‌ای می‌کوبند. سیاست‌ها و رفتار این رسانه‌ها علاوه بر اینکه مشکلی از مساله حل نمی‌کند بلکه سبب پیچیده‌تر کردن مساله نیز شده است. اگر شخص یا جریانی به دنبال تنش‌آفرینی باشد نباید در خیانت آن به منافع ملی شک کرد. تنش در مساله هسته‌ای به معنای برهم زدن قاعده بازی و تحریک دشمن است که به هیچ عنوان به مصلحت کشور و مردم نیست. عقل سیاسی حکم می‌کند ما در مرحله اول اصول دیپلماسی و سیاست‌ورزی را رعایت کنیم و اگر به نتیجه منطقی دست پیدا نکردیم برای چالش‌های احتمالی آماده شویم. اینکه برخی افراد پیش از هر چیز بر طبل تنش می‌کوبند نشانه دوری از تعقل و خردورزی آنهاست. مردم ایران هیچگاه ملت‌های دیگر را تهدید نکرده و صلح و آرامش آنها را برهم نزده‌اند. ملت ایران ملتی صلح‌جو، اهل تعامل و گفت‌وگوست. ایران همواره از تنش دوری جسته و این در حالی است که آمریکا همواره خود عامل ایجاد تنش و درگیری در جهان بوده است.

     چرا پس از توافق هسته‌ای فضا به سمتی پیش رفت که مخالفان توافق در ایران و آمریکا میدان‌دار قضیه شدند. آیا بهتر نبود فضای پس از توافق نیز به صورت مثبت و با سعه صدر بیشتری پیش می‌رفت؟

    این مساله در آمریکا و با توجه به اتفاقاتی که پیش از توافق رخ داد قابل پیش‌بینی بود. قبل از توافق هسته‌ای۴۷سناتور آمریکایی با نوشتن نامه به مسئولان ایرانی از مخالفت خود با توافق احتمالی سخن گفتند و اعلام کردند که آقای اوباما برای پذیرش این توافقنامه با مشکلات متعددی در آینده روبه‌رو خواهد شد. نکته مهم اینکه بنده از در حاشیه ماندن جریان‌های معقول سیاست خارجی در مساله توافق هسته‌ای تعجب می‌کنم. مشخص نیست که چرا برخی افراد صاحب نظر در زمینه سیاست خارجی درباره این مساله بااهمیت خود را کنار کشیده و حاشیه‌نشینی را ترجیح داده‌اند. به نظر می‌رسد دلیل اصلی این مساله نوعی عافیت‌طلبی و ضعف استراتژی است. این مساله به‌ویژه درباره برخی از نمایندگان معقول و باسابقه مجلس صادق است. این عده تلاش می‌کنند به شکل‌های مختلف در محل موضع قرار نگیرند تا مواضع روشنی در این باره اتخاذ نکنند. مشخص نیست چرا این افراد در شرایطی که کشور نیازمند موضع‌گیری علمی و صریح است خود را در معرض آرای مردم قرار می‌دهند و کرسی‌های مجلس را اشغال می‌کنند. 

     آیا این نوع رفتار انتخاباتی است و این عده تلاش می‌کنند با دوری گزیدن از چنین مساله مناقشه‌انگیزی حاشیه امنی برای خود در انتخابات مهیا کنند؟

    من این‌گونه رفتارها را به عافیت‌طلبی تعبیر می‌کنم. البته ممکن است عده‌ای با دولت همسویی نداشته باشند به همین دلیل وارد این مساله نشوند. در کنار این مساله برخی از نمایندگان مجلس از عزل و نصب‌های دولت ناراضی هستند. بنده نسبت به حاشیه‌نشینی و کناره‌گیری جریان معقول سیاست خارجی کشور درباره پرونده هسته‌ای نگران هستم و معتقدم برخی رفتارها به صلاح مردم و کشور نیست و باید همواره منافع ملی را به منافع فردی ترجیح داد. هر چند معتقدم در نهایت جمهوری اسلامی ایران در تصمیم‌گیری نهایی با عقلانیت و تدبیر عمل خواهد کرد. با این وجود فضای افکار عمومی و دیپلماسی فضایی است که نیازمند رفتار عقلانی و مدبرانه است و نمی‌توان آن را به حال خود رها کرد. تصمیم‌گیری درباره پرونده هسته‌ای باید به صورت متمرکز و واحد صورت بگیرد. اما این تصمیم‌گیری واحد نباید اصل خردورزی سیاسی را تحت‌الشعاع قرار بدهد. 

     چرا معتقدید برخی از نمایندگان از عزل و نصب‌های دولت ناراضی هستند. آیا این عده توقع داشتند در کابینه یا هیات دولت حضور داشته باشند، اما این مساله محقق نشده است؟

    حوزه نمایندگی حوزه‌ای است که در آن نمایندگان با مسئولان اجرایی ارتباط دارند. با این وجود متاسفانه برخی ازمسئولان اجرایی و همچنین برخی از نمایندگان مجلس خطوط قرمز را رعایت نمی‌کنند. برخی از مسئولان کاملا با اهداف انتخاباتی به حوزه اجرایی خود ورود می‌کنند و در شرایط کنونی در حال آماده‌سازی کاندیداهای مورد نظر خود برای ورود به مجلس آینده هستند. این مساله نوعی خسران برای جایگاه مجلس و جایگاه تصمیم‌گیری به شمار می‌رود. البته از این نکته نیز نباید غافل شد که برخی از نمایندگان دخالت‌های بیش از حدی در عزل و نصب‌های دولت دارند. بعضا حوزه عزل و نصب‌ها در دولت‌های مختلف محلی برای افراط و تفریط بوده است. در اغلب موارد حوزه عزل و نصب‌ها تحت‌الشعاع مسائل حزبی و جریانی قرار گرفته است. با این وجود بنده معتقدم نباید مسائل جریانی و حزبی در مجلس درباره پرونده هسته‌ای به کار گرفته می‌شد. شاید یکی از دلایلی که باعث شد بحث پرونده هسته‌ای در مجلس به صورت جدی مطرح شود دخالت دادن دیدگاه‌های جریانی و حزبی بود. 

     شما عنوان می‌کنید نماینده آقای قالیباف در مناظره مربوط به سیاست خارجی انتخابات ریاست‌جمهوری بودید. آیا اگر آقای قالیباف به ریاست‌جمهوری می‌رسید همین مسیری که دولت آقای روحانی طی کرد را انتخاب می‌کرد؟ آیا وزیر خارجه دولت فرضی محمدباقر قالیباف نیز به صورت مستقیم با وزیر خارجه آمریکا مذاکره می‌کرد؟

    در واقعیت شکسته شدن تابوی رابطه ایران و آمریکا تصمیم نظام سیاسی بود. اگر نظام سیاسی اجازه نمی‌داد که پرونده هسته‌ای به وزارت خارجه منتقل شود به هیچ عنوان آقای ظریف نمی‌توانست با وزیر خارجه آمریکا به صورت مستقیم وارد مذاکره شود. مقام معظم رهبری فرمودند که نظام سیاسی برای «دفع شر» وارد مذاکره با قدرت‌های غربی خواهد شد. به همین دلیل هم مذاکره با آمریکا در حد وزرای امور خارجه جایز شمرده شد.

    بنده به عنوان نماینده سیاسی رقیب آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری، معتقد هستم که اگر آقای قالیباف نیز به ریاست‌جمهوری می‌رسید بلافاصله برای حل پرونده هسته‌ای وارد فاز مذاکره با قدرت‌های غربی می‌شد. من رابطه ایران و آمریکا را براساس سه اصل دیپلماتیک به«لبخند و شمشیر» تعبیر می‌کنم. به نظر من سیاست خارجی رئیس دولت اصلاحات را باید سیاست «لبخند» نام‌گذاری کرد. ایشان سیاست خارجی خود را با لبخند به تمام ملت‌های دنیا و از جمله آمریکا مطرح کردند. در این دوران ایران و آمریکا پای میز مذاکره نشستند که در نهایت با کارشکنی برخی کشورهای اروپایی این مذاکرات به نتیجه مطلوب نرسید.

    پس از این دوران آقای احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری رسیدند که من نام سیاست‌های این دوران را «دوران شمشیر» گذاشته‌ام. احمدی‌نژاد به صورت علنی نظم موجود بین‌المللی را انکار می‌کرد و رویه خاص خود را در عرصه دیپلماسی بین‌الملل داشت. این رویکرد در نهایت نتیجه آن ایران‌هراسی در سطح بین‌المللی بود. در این مقطع زمانی آمریکایی‌ها با متحدان منطقه‌ای خود هر نوع برچسب و اتهامی که دوست داشتند به ایران نسبت دادند و سیاست آقای احمدی‌نژاد نیز چندان کارایی نداشت. با این وجود دوران پس از ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد را باید «عصر لبخند با شمشیر غلاف‌شده» نامید. در این دوران ما باید با لبخند و شمشیر غلاف شده و بدون خوشبینی به مذاکره با قدرت‌های غربی می‌رفتیم. 

     سعید جلیلی در کمیسیون برجام عنوان کرده که ایران و غرب در آلماتی به نتیجه نهایی نزدیک شده بودند. این در حالی است که در مناظرات انتخاباتی ریاست‌جمهوری نیز آقای محسن رضایی مدعی بود آقای جلیلی می‌توانست در مذاکرات بغداد پرونده هسته‌ای را به نتیجه برساند که چنین نشده است. آیا اگر پرونده هسته‌ای ایران در آلماتی یا بغداد به نتیجه رسیده بود به سود کشور نبود و این تنش زودتر به پایان نمی‌رسید؟

    برای پاسخ به این سوال باید شرایط کشور، منطقه و جهان را در آن مقطع زمانی در نظر گرفت. من معتقدم شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای در هیچ مقطع زمانی به اندازه سوم آذر ماه۱۳۹۲و در ژنو آماده نشده بود. در گذشته نیز آقای روحانی، لاریجانی و جلیلی هر کدام برای توافق رفته بودند و تمایل داشتند توافق نهایی صورت بگیرد و پرونده هسته‌ای ایران برای همیشه بسته شود. با این وجود در آن مقطع زمانی شرایط برای توافق آماده نبود و آمریکایی‌ها هنوز به این نتیجه نرسیده بودند که توافق با ایران به سود آنها خواهد بود و آنها را از بسیاری از بن‌بست‌های اقتصادی رها خواهد کرد. آمریکایی‌ها تنها در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما به این نتیجه رسیدند که تخاصم با ایران به ضرر آنها بوده و زمان آن رسیده که برای همیشه به این تخاصم پایان بدهند.

    نکته مهم دیگر در این زمینه تحولات منطقه و به‌ویژه ظهور داعش بود. در این مقطع زمانی بسیاری از راهبردهای متحدان آمریکا در خاورمیانه از جمله راهبرد رژیم صهیونیستی و همچنین راهبرد ارتجاع عرب شکست خورده بود. نکته دیگر که توافق ایران و غرب را تسریع کرد نوع نگاه دولت جدید ایران به مساله سیاست خارجی و به وجود آوردن یک فضای تعامل و همکاری در عرصه بین‌المللی بود. سیاست تعاملی آقای روحانی و تسلط آقای ظریف به مسائل بین‌المللی سبب شد که بسیاری از بهانه‌ها از کشورهای غربی و به‌ویژه آمریکایی‌ها برای توافق با ایران گرفته شود و این کشورها هیچگونه بهانه‌ای برای کارشکنی درباره ایران نداشته باشند. در همان مقطع زمانی روزنامه هاآرتص رسانه حزب چپ‌گرای رژیم صهیونیستی به نتانیاهو تسلیت گفت و اعلام کرد حسن روحانی همه بهانه‌های ایران‌هراسی را از اسرائیل گرفته است و به زودی هواداران بسیاری در جهان پیدا خواهد کرد. مساله دیگر تکنیک مذاکره بود که آقای ظریف به خوبی از عهده آن برآمدند. 

     به نظر شما مهم‌ترین اقدامات دولت برای استفاده از فضای پساتحریم چه باید باشد؟

    ساختار سیاسی – رقابتی جدیدی در دنیا بر محور شرایط بعد از برجام شکل گرفته است، بخش عمده‌ای از دنیا که در قالب سیاست ایران‌هراسی در کنار آمریکا قرار گرفته بود، اکنون عملا راه خود را از آمریکا جدا کرده است درحالی که در داخل آمریکا بگومگوها و چالش‌ها بر سر تصویب یا عدم تصویب توافق وین در کنگره ادامه دارد؛ اما کشورهای اروپایی عملا راه خود را از آمریکا جدا کردند؛ برای مثال خانم موگرینی تحت‌عنوان آغاز فصل نویی از رابطه بین اتحادیه اروپا و ایران سفری جدی به ایران داشت، همچنین سفر آقای فابیوس، معاون صدراعظم آلمان، وزیر خارجه ایتالیا و رئیس‌جمهور اتریش به تهران و سپس سفر مقامات ایرانی به کشورهای اروپایی همچون دعوت از آقای روحانی، نشان می‌دهد شرایط تازه‌ای شکل گرفته که هدف روانی که جمهوری اسلامی ایران به دنبال آن بود یعنی مقابله با ایران‌هراسی عملا تامین شده است.

    بعد از اینکه تحریم‌ها علیه ایران با هفت قطعنامه به اوج خود رسید و اجماع تحریم جهانی علیه ایران کامل شد، اکنون بعد از توافق هسته‌ای دیدیم که دیگر دنیا منتظر آمریکا نماند و روند تازه‌ای را در پیش گرفت، به‌طوری که چند روز گذشته جان کری در مجلس سنای آمریکا رسما اعلام کرد که اگر توافق در کنگره آمریکا تصویب نشود، دنیا دیگر منتظر ما نخواهد ماند و با ایران رابطه تازه‌ای را شکل خواهد داد. در چنین شرایطی نخستین گامی که باید شکل بگیرد، این است که بساط سیاسی کشور از این توافق برای شکستن وحدت میان کشورهای تهدید‌کننده جمهوری اسلامی ایران استفاده کند؛ بخشی از این وحدت به‌دلیل مقتضیات برجام شکل می‌گیرد و بخشی از آن را ایران باید انجام دهد.

    ایران باید از این شرایط برای بهبود روابط منطقه‌ای استفاده کند چون به هر حال مسائل و تحولات منطقه‌ای و دوجانبه‌ کشورها متاثر از شرایط بین‌المللی است و چون شرایط بین‌المللی در قبال ایران تعدیل و بهتر شده ما دیگر خیلی از موانعی که برای گسترش روابط دوجانبه و پیشبرد راهبرد منطقه‌ای وجود داشت را نداریم، لذا باید از این موقعیت استفاده کنیم. در منطقه خاورمیانه با بسیاری از واقعیات تلخ مثل گسترش تروریسم که اوج آن داعش است و همچنین سرکوب دموکراسی‌خواهی و نقض گسترده حقوق بشر توسط برخی از کشورها روبه‌رو هستیم. اکنون با حصول توافق هسته‌ای شرایط تازه‌ای شکل گرفته که در این شرایط، جمهوری اسلامی ایران بازیگری است که بیشترین ظرفیت فعالیت را دارد. ادبیات وزارت خارجه ادبیات خوبی است ولی کار‌شناسان وزرات خارجه برای به حداقل رساندن اختلافات با کشور‌های منطقه لازم است تلاش بیشتری کنند. هرگاه اختلافات موجود بین ایران و کشورهای منطقه حل شود آن‌گاه برخی از کشور‌هایی که موضع تند علیه ایران دارند مجبورند براساس فضایی که شکل گرفته مواضع خود را بر اساس مواضع ایران تعدیل کنند. البته برخی از بازیگران در قالب دیپلماسی نمی‌گنجند چون جمهوری اسلامی ایران آنها را به رسمیت نمی‌شناسد، مانند رژیم صهیونیستی که دیگر از فضای مانور برخوردار نیست. ایران نیازمند تنش‌زدایی در منطقه، روابط دوجانبه و در عرصه جهانی است. کار بزرگی در عرصه جهانی در موضوع هسته‌ای صورت گرفته است.

    کار دوم در روابط دوجانبه باید شکل بگیرد و ایران در روابط دو جانبه باید به سمت تنش‌زدایی و بهبود روابط پیش رود. بعد از آن تنش‌زدایی منطقه‌ای راحت‌تر صورت خواهد گرفت. به عبارت بهتر ما اگر بخواهیم اولویت‌بندی کنیم اول، تنش‌زدایی بین‌المللی و دوم تنش‌زدایی در عرصه روابط دوجانبه است که در این مرحله ایران باید با تک تک کشور‌ها اختلافات خود را حل کند.

    در گام سوم یک سری راهبردها به وجود آمده است که در این دو سطح ایران باید به درستی عمل کند. در این سطح نیز تعدیل شرایط را مشاهده خواهیم کرد کما اینکه در حال حاضر نیز بین دو راهبرد ایران و ترکیه تنش گذشته جای خود را به تعامل و همراهی‌‌های منطقه‌ای داده و این علامت خوبی برای پیشبرد سیاست‌های ایران است.

     

    برچسب ها :

    نظرات