آوای شمال(طبرستان)
  • گزیده اخبار :
  • سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ , Tuesday 22 October 2019
    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 30773
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۴ مرداد, ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۵
  • شما اینجا هستید :اجتماعی > ایران و جهان > سیاسی
  •   

    وابستگی ساختاری آژانس به آمریکا/ لزوم حساسیت بیشتر ایران به نقش آژانس در برجام

    آوای شمال/ به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، اظهارنظرهای اخیر مقامات آمریکایی درباره دسترسی به سند محرمانه «نقشه راه» ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بار دیگر این موضوع را تایید می‌کند که این نهاد به واشنگتن وابستگی شدید ساختاری دارد. با نگاهی اجمالی به سابقه فعالیتهای سازمانهای بین‌المللی به سادگی می‌توان دید که این نهادها […]

    آوای شمال/ به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، اظهارنظرهای اخیر مقامات آمریکایی درباره دسترسی به سند محرمانه «نقشه راه» ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بار دیگر این موضوع را تایید می‌کند که این نهاد به واشنگتن وابستگی شدید ساختاری دارد.

    با نگاهی اجمالی به سابقه فعالیتهای سازمانهای بین‌المللی به سادگی می‌توان دید که این نهادها در حالی که باید علی القاعده باید نقش مستقلی در حیطه فعالیتهای نهادی خود داشته باشند، اما باید اذعان کرد که همانطور که واقعگرایان و نوواقع‌گرایان تصریح کرده‌اند در نهایت کارویژه آنها کمک به ترویج منافع قدرتهای بزرگ است.

    هرچند بین واقعگرایی و آرمانگرایی  دو شاخه کلاسیک و سنتی تئوری پردازی در روابط بین الملل درباره نقش سازمانهای بین‌المللی اختلاف ریشه‌ای وجود دارد به نحوی که اولی نهاد را امتداد منافع قدرتهای بزرگ و دومی آن را تبلور همکاری و منافع جهانشمول بازیگران مختلف می‌داند اما با نگاهی به سابقه فعالیتهای سازمان‌های مختلف در دوره‌های متمادی از زمان پایان جنگ جهانی اول تا به امروز می‌توان این نکته را دریافت که واقعیات حاکی از غلبه تفکر رئالیستی بر لیبرالیستی است.

    با توجه به موضوع مورد بحث در این نوشته یعنی نقش حساس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مذاکرات هسته‌ای ایران بویژه در خصوص برجام، به بررسی کوتاه نقش آفرینی این نهاد بین‌المللی وابسته به سازمان ملل می‌پردازیم. اینکه آیا آژانس می‌تواند نقش مستقلی از برخی از اعضای متنفذ و پرنفوذ خود به ویژه آمریکا ایفا کند؟

    پیش از پاسخ به این سوال کلیدی باید به روند ایجاد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نگاهی اجمالی کرد. به دنبال پیشنهاد دوایت آیزنهاور رئیس‌جمهور وقت آمریکا در سخنرانی سال ۱۹۵۳ در مجمع عمومی سازمان ملل، مقدمات تاسیس آژانس چیده شد و سرانجام در سال ۱۹۵۷برای ترویج استفاده صلح‌آمیز و جلوگیری از استفاده نظامی از انرژی هسته‌ای نهادی به مرکزیت وین تأسیس شد که تاکنون  ۱۶۴ کشور عضو آن شده‌اند. آژانس به عنوان یک نهاد مستقل و خودمختار تأسیس شده و جزئی از سازمان ملل نیست اما در اساسنامه آن اعلام شده که گزارش‌های خود را به مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل ارائه می‌دهد.

    از همان ابتدای تاسیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نفوذ واشنگتن در آن کاملا مشخص بود و اولین رئیس آژانس هم کسی جز یک آمریکایی نبود. «ویلیام استرلینگ کول» عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان از ایالت نیویورک از ابتدای تاسیس آژانس تا سال ۱۹۶۱ریاست این سازمان را برعهده داشت.

    نفوذ واشنگتن بر آژانس دلیل دیگری هم داشته و آن تامین قسمت اعظم بودجه و منابع مالی آن توسط ایالات متحده آمریکا است موضوعی که اخیرا در کمیته روابط خارجی مجلس سنا هم مطرح شد. در نشست وزرای خارجه، انرژی و خزانه‌داری این کشور با اعضای این کمیته برای توضیح درباره «برجام»، سناتوری از جان کری پرسید: “آیا آمریکا ۲۵ درصد بودجه آژانس را تامین می‌کند؟” که این سوال با پاسخ مثبت وزیر خارجه روبرو شد.

    تاکید بر نفوذ آمریکا بر سازمان زیر نظر «یوکیا آمانو» از آن منظر مهم است که این را در نظر بگیریم از جنبه‌های مختلف ایالات متحده نفوذ گسترده‌ای بر این نهاد دارد. این موضوع به روشنی در تعیین جانشین محمد البرادعی در سال ۲۰۰۹ هم به وضوح قابل رویت بود به نحوی که با حمایت واشنگتن بوده که آمانوی ژاپنی بر کرسی آژانس تکیه زده است.

    اخیرا مقامات آمریکایی درباره «برجام» اظهارنظرهایی کرده‌اند که نشانه‌ای دیگر از نفوذ همه‌جانبه واشنگتن بر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده است. سوزان رایس به همراه جاش ارنست درباره درخواست قانونگذاران عمدتا جمهوریخواه کنگره برای در اختیار قرار دادن سند محرمانه امضا شده بین ایران و آژانس درباره «نقشه راه» گفتند که کاخ سفید آماده ارائه چنین سندی است.

    هرچند چنین اظهارنظرهایی با مخالفت شدید مقامات ایرانی از قبیل نماینده تهران در آژانس مواجه شده اما باید گفت که این اظهارنظرها موضوع جدیدی را روشن نکرده است بلکه نشانه‌ای دیگر از نفوذی است که آمریکا از ابتدای تاسیس آژانس بر این نهاد داشته است.

    مطالب بسیاری درباره تاثیر و نفوذ قدرتهای بزرگ در نهادهای بین‌المللی وجود دارد اما به منظور پرهیز از اطاله کلام به سوال کلیدی مطرح شده در بالا برمی‌گردیم. «آیا آژانس می‌تواند نقش مستقلی از برخی از اعضای متنفذ و پرنفوذ خود به ویژه آمریکا ایفا کند؟».

    پاسخ کوتاه به این سوال، «خیر» است. با توجه به ساختار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و وابستگیهای شدید آن به آمریکا تصور استقلال این نهاد از واشنگتن را اگر نتوان گفت، بعید است اما به طور قطع می‌توان گفت بسیار سخت است.

    همانطور که نظریات مبتنی بر واقعگرایی معتقدند کارویژه نهادهای بین‌المللی، کمک به ترویج و توسعه منافع قدرتهای بزرگ است، با نگاه به سابقه اقدامات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ویژه در موضوعاتی از قبیل برنامه سلاح‌های اتمی کشورهایی چون هند و مهمتر از آن رژیم صهیونیستی باید گفت که این نهاد تا جایی پیش می‌رود که بازیگران متنفذ آن به ویژه آمریکا از آن می‌خواهند پیش برود.

    هرچند متفکران و تئوری پردازان مکتب آرمانگرایی و نحله‌های مختلف وابسته به آن، برای نهادهای بین‌المللی شأنیت مستقلی قائل هستند و کارویژه آنها را جدای از منافع بازیگران بزرگ می‌پندارند اما مثالهای نقض آن کم نیستند.

    اولین مثال در این باره «جامعه ملل» است؛ نهادی که پس از جنگ جهانی اول و به منظور جلوگیری از جنگ بین کشورها ایجاد شد.  جامعه ملل نتوانست به هدف اعلامی خود برسد و پس از چند سال جنگ جهانی دوم آغاز شد. نکته جالب در این تجربه شکست خورده آن بود که عضو موسس آن یعنی آمریکا خود به دلایلی از قبیل مخالفتهای داخلی و ترس قانونگذاران کنگره آن وقت از بابت از دست رفتن منافع ایالات متحده در سطح جهان، عضو جامعه ملل نشد.

    مثال نقض دیگر مدعای آرمانگرایان «سازمان ملل» است. این نهاد تازه پس از جنگ جهانی دوم توسط کشورهای پیروز در جنگ علیه آلمان نازی و متحدانش تاسیس شد تا کار ناکام سلف خود یعنی «جامعه ملل» را کامل کند. سازمان ملل به منظور حفظ صلح و امنیت در جهان ساختاری به عنوان شورای امنیت تشکیل داد تا وظیفه جلوگیری از جنگ و حفاظت از امنیت کشورهای عضو را برعهده داشته باشد.

    ساختار سازمان ملل به ویژه شورای امنیت آن ناقض مدعای آرمانگرایان درباره نقش مستقل این نهاد است. جایی که ۵ قدرت دارای حق وتو می‌توانند راسا هرگونه طرح و قطعنامه‌ای را که مضر و از بین برنده منافع خود بدانند، وتو کرده و مانع تصویب آن شوند. نکته دیگر در وابستگی ساختاری سازمان ملل به آمریکا بحث مالی و بودجه‌ای آن است.

     همانطور که در بحث وابستگی مالی آژانس به واشنگتن مطرح شد، باید گفت که سازمان ملل بیشترین بودجه و هزینه‌های خود را از طریق آمریکا تامین می‌کند و این کشور اولین اسپانسر مالی سازمان ملل است.

    حال در این فضا نباید تعجب کرد اگر معاون سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) بگوید واشنگتن غیر از بازرسی‌های بین‌المللی به اطلاعات دیگری دسترسی دارد که می‌تواند پای‌بندی تهران به مفاد سند مورد توافق در مذاکرات هسته‌ای را تضمین کند(+) و یا مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا تصریح کند که سندی محرمانه میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای حل و فصل پی‌ام‌دی نگاشته شده که کاخ سفید از محتوای آن آگاه و راضی است(+).

    با علم به نواقص و محدودیتهای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و با توجه به نقش حساس آن در «برجام»، ایران باید به گونه مضاعفی در این باره حساسیت بیشتری به خرج دهد چرا که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نهاد مستقلی نیست و این مشکل ساختاری تنها با عدم حضور اتباع آمریکایی در میان بازرسان اعزامی آژانس به ایران رفع نمی‌شود.

     

    برچسب ها :

    نظرات