آوای شمال(طبرستان)
  • گزیده اخبار :
  • سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ , Tuesday 22 October 2019
    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 25235
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۶ خرداد, ۱۳۹۴ - ۰۶:۱۵
  • شما اینجا هستید :اجتماعی > ایران و جهان > سیاسی
  •   

    عطر بوی بهشت از مرزهای شلمچه

    آوای شمال/ کاش می شد فهمید در دیار بهشتیان چه کسی گره از دستانتان باز کرد؟ کاش می شد در برابرتان نشست و نگاهتان کرد. آن ساعت چه نجوایی در دل دریاییتان می گذشت ؟شاید با هم زیارت عاشورا خواندید.شاید با هم حسین حسین می کردید .چشمهایتان شوق دیدن چه کسی را موج می زند […]

    آوای شمال/ کاش می شد فهمید در دیار بهشتیان چه کسی گره از دستانتان باز کرد؟ کاش می شد در برابرتان نشست و نگاهتان کرد. آن ساعت چه نجوایی در دل دریاییتان می گذشت ؟شاید با هم زیارت عاشورا خواندید.شاید با هم حسین حسین می کردید .چشمهایتان شوق دیدن چه کسی را موج می زند .دلتان به امید وصال کدام دوست به دریای وصل زده شد؟کاش می شد در محضرتان نشست و از آن ساعت شنید ؟ساعتی که شوق دیدار حسین بن علی اشتیاق چشمهایتان شده بود.آیا امام را صدا می کردید که فرزندانش را حلال کند؟

    امروز بر دستهایی تشییع می شوید که ابدیت را در دستهای بسته شما نظاره می کنند .آمده اند تا بهشت موعود شما را با چشم جان ببینند. شاید از رهگذر بوی بهشت پیراهنتان این دلهای آلوده زنگار گرفته از گناه ما کمی سپید شود .

    یادتان آمد آن ساعت بر زینب چه گذشت .دستهایتان بسته بود تا قطرات اشکی که از غم قتلگاه سالها بر دلتان مانده بود را در آخرین لحظات  پاک کنید به امید قربت و اجابت…

    اجابت چه کلمه آشنایی است درباره شما.شما عین اجابتید. شما حقیقت دعایید. شما تبلور سخاوتید.جانتان سخاوتی بود که بخشیدید این سخاوت را در کدام مکتب عشق آموخته بودید که چنین سخاوتمندانه در کنار هم سالها اسوده بودید به امید اینکه در کنار هم باز هم در کنار هم باشید .نمی دانم آیا غبارروبی از لباس تن هایتان را می پسندید .نمی دانم آیا دوست دارید با همان دستان بسته به خاک بروید؟نمی دانم شما چه می خواهید .شاید دستان بسته اتان را به دستان بریده بر خاک افتاده ابالفضل گره زدید .

    آمدید ای دریا سیرتان آسمان باور.کجای دریا برایتان خانه بسازیم که موج ها به قربان نگاهتان بروند .اصلا مگر می شود دست دریا را بست ؟ دریا را مگر می توان خفه کرد؟دیو سیرتانی که دریا را  بستند در اشک چشم مردم امروز غرق می شوند .یقین دارم آن پست باروان دد اندیش در آخرین نگاه شما چال شده اند .نگاهی که تابوت را بر تنشان نشاند شاید شما در خاک خفتید اما دشمن را به خاک نشاندید .

    کاش می شد فهمید تن خیستان به کدام گلاب معطر شده است که  بوی کعبه دوست از آن به مشام می رسد .قبل از رفتنتان پیغامی از آن سوی دیار خوبان ندارید؟گوش جانمان آماده نجوای شماست .کاش میشد در محضرتان نشست و از آن آسوده دمی شنید که زهرا به استقبالتان آمد…. امروز دریا دریا اشک به استقبالتان آمده است در دریای رحمت خدا آسوده باشید که رحمت خدا برازنده قامت دریایی شماست.

    برچسب ها :

    نظرات