آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸ , Sunday 21 July 2019

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 13382
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۸ فروردین, ۱۳۹۴ - ۰۴:۱۶
  • شما اینجا هستید :اجتماعی > ایران و جهان > سیاسی
  •   

    تصویری منتشرنشده از فارغ‌التحصیلان موشکی سپاه در سوریه

    آوای شمال/ به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، ۲۱ آبان ۹۰ روزی بود که آدمی را شناختیم که دلمان لک زده بود برای دیدن چون اویی. مردی که مرد باشد. در این قحط الرجالی روزگار دیدن یک سرباز واقعی برای رهبرمان دلمان را خوش کرد. اگر چه دیگر حاج حسن آقا به آسمان […]

    آوای شمال/ به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، ۲۱ آبان ۹۰ روزی بود که آدمی را شناختیم که دلمان لک زده بود برای دیدن چون اویی. مردی که مرد باشد. در این قحط الرجالی روزگار دیدن یک سرباز واقعی برای رهبرمان دلمان را خوش کرد. اگر چه دیگر حاج حسن آقا به آسمان رفته بود و دل مرادش به درد آمده بود ولی تلنگری بود برای خیلی ها که فکر می کردند چونان طهرانی مقدم ها تمام شدند. اما یادمان آمد مردان واقعی میدان اهل هیاهو نیستند و بسیارند یاورانی که بی سر و صدا به دور از سیاست و انقلابی رهبری را یاری می‌کنند.

    عکس یادگاری اولین دانش‌آموختگان موشکی سپاه در پایان دوره در سوریه همراه با افسران سوری/ شهید طهرانی مقدم پنجمین نفر ایستاده از راست

    آنچه می‌خوانید خاطراه ایست از جوانی حاج حسن طهرانی مقدم که قرار بود علمداری کند برای چیزهایی که به آنها اعتقاد داشت:

    موشک داشتن که دردی را دوا نمی‌کند. تا بلد نباشی چطور آتشش کنی و بفرستی و بنشیند روی نقطه‌ای که می‌خواهی، فایده‌ای ندارد. موشک‌هایی که سپاه به زور و با پیگیری‌های فراوان از قذافی گرفته بود خودشان خدمه‌ی پروازی داشتند. یعنی تیمی از متخصصان موشکی هم برای پرتاب موشک از لیبی آمده بودند. غافل از اینکه تا اولین محموله‌ی موشکی از لیبی برسد، حسن مقدم ۱۲ نفر از بچه‌های توپخانه را دست‌چین کرده و همراه خودش برده بود سوریه.

    توی سه ماه یک دوره‌ی فشرده‌ی طاقت‌فرسای موشکی دیده بودند و برگشته بودند. درسی را که سی، چهل نفر توی یک سال باید می‌گرفتند سیزده نفره توی سه ماه یاد گرفته بودند. هرکدام جای چند نفر، کلاس رفته بود و مطلب گرفته بود. با این حال همه‌اش تئوری بودند و آنجا اجازه‌ی دست زدن به تجهیزات عملیاتی و حتی عکس‌برداری از موشک‌ها را نداشتند. همین شد که با درایت حسن آقا هرکدام به اسم نیروی ساده رفتند وردست لیبیایی‌ها و شدند کمک‌خدمه‌ی آن قسمتی که تخصصش را خوانده بودند. توی همان ده پرتاب اولیه که از اسفند ۶۳ تا اواخر فرودین ۶۴ صورت گرفت و جاهای مهمی مثل پالایشگاه کرکوک و بانک رافدین بغداد و اطراف کاخ صدام و… را هدف گرفت، فوت و فن کار دست‌شان آمد و قلق‌هایش را هم یاد گرفتند.

    دیگر می‌توانستند به تنهایی موشک هوا کنند، ولی هیچ‌کس فکر نمی‌کرد بتوانند ده‌ها خرابکاری عامدانه و ماهرانه در مورد موشک‌ها را توی مدت کوتاهی برطرف کنند! شاهکاری که لیبیایی‌ها سال ۶۵ توی خودِ موشک‌ها و همه‌ی تجهیزات جانبی‌اش ایجاد کرده و رفته بودند.

    بعد از اینکه استفاده از موشک موازنه‌ی جنگ و تصورات غربی‌ها را به هم ریخت، دشمن به قذافی فشار آورد و او هم نیروهایش را احضار کرد. به عراق و شرکای غربی هم اطمینان داد که ایران هرگز به تنهایی قادر به استفاده از هیچ موشکی نخواهد بود. از تیم متخصصش خواسته بود که موشک‌های مانده را غیرعملیاتی کنند و برگردند. آنها هم کم نگذاشته و حتی قطعه‌های کلیدی را با خودشان برده بودند. حاج حسن گفته بود: «باید دستمان را روی زانوی خودمان بگذاریم.»

    توی چهل و پنج روز ده‌ها خرابکاری پیچیده را کشف و برای حل کردنش تلاش کرده بودند.

    ساعت ۶ و بیست دقیقه‌ی بامداد روز ۲۱ دی‌ماه که یک موشک اسکاد بی به مقر فرماندهی نیروی هوایی عراق در شهر بغداد اصابت کرد، لحظه‌ی عجیبی برای سرنوشت جنگ بود. حتی خود مقامات ایرانی هم باور نمی‌کردند که بچه‌های ایرانی بتوانند نواقص را برطرف کنند و پرتاب موفقی داشته باشند. برای همین قبل از ساعت ده صبح که رادیو عراق خبر انفجار را داد هیچ رسانه‌ای توی ایران چنین خبری را پخش نکرده بود. اینکه ایران به تنهایی موشک هوا کرده بود.

     

    برچسب ها :

    نظرات