آوای شمال(طبرستان)
  • گزیده اخبار :
  • جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ , Friday 13 December 2019
    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 12497
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۱ اسفند, ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۰
  • شما اینجا هستید :حوادث
  •   

    پسر عصا به دست، جان مادرش را گرفت

    آوای شمال/ یازدهم اسفند امسال، مردی به پلیس کرج مراجعه کرد و به ماموران گفت:  برادر ۵٢ساله‌ام با مادرم و پسرش در یک خانه زندگی می‌کند. دیروز برادرزاده‌ام تماس گرفت و گفت که پدر ومادربزرگش در خانه نیستند و در را باز نمی‌کنند.  برادرزاده‌ام پیش من آمد. من هم هرچه با مادرم و برادرم تماس […]

    آوای شمال/ یازدهم اسفند امسال، مردی به پلیس کرج مراجعه کرد و به ماموران گفت:  برادر ۵٢ساله‌ام با مادرم و پسرش در یک خانه زندگی می‌کند. دیروز برادرزاده‌ام تماس گرفت و گفت که پدر ومادربزرگش در خانه نیستند و در را باز نمی‌کنند.

     برادرزاده‌ام پیش من آمد. من هم هرچه با مادرم و برادرم تماس گرفتم خبری از آنها نبود. برای همین به خانه آنها رفتم و با کلید در را باز کردم. وقتی وارد خانه شدم در اتاق مادرم قفل بود و هرچه تلاش کردم نتوانستم در را باز کنم.  با این اظهارات پلیس به خانه این مادر و پسر رفت و پس از ورود به خانه و باز کردن در اتاق با جسد زن میانسال روبه‌رو شد.

     بالای سر این جسد نیز نامه‌ای پیدا شد که در آن نوشته شده بود: «مادرم را به قتل رساندم و قصد دارم خودکشی کنم.» بنابراین پسر این زن تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. در تحقیق از برادر متهم تیم جنایی متوجه شد که مظنون پرونده با عصا راه می‌رود. برای همین تجسس‌ها درخصوص دستگیری مرد عصا به دست آغاز شد و در نهایت متهم درست وقتی که در گرمخانه شهرداری در حال گدایی بود دستگیر شد.

     این مرد تحت بازجویی قرار گرفت و به ماموران گفت:  «۵‌سال پیش پدرم تصادف کرد و حافظه‌اش را از دست داد. برادر و خواهرهایم تمام ارث و میراثمان را به نام مادرم زدند. دو‌سال بعد از آن ماجرا پدرم فوت کرد من مخالف بودم که ارثیه به مادرم برسد اما این در حالی بود که مادرم به برادر و خواهرم کمک مالی می‌کرد.

     ما دو خانه و یک مغازه داشتیم که بین خواهر و برادرم تقسیم شد و چیزی به من نرسید.» وی ادامه داد:  «روز حادثه به مادرم گفتم که یک‌میلیون تومان به من پول بده تا به دندانپزشکی بروم. مادرم ۵٠٠‌هزار تومان به من داد ولی شروع کرد به دادوبیداد که تو این پول را برای کار دیگری می‌خواهی خرج کنی. من هم او را هل دادم و جلوی دهانش را گرفتم ولی خفه شد. برای همین ترسیدم و نامه نوشتم تا همه تصور کنند من خودکشی کرده‌ام. بعد از آن به گرمخانه شهرداری رفتم و میان گداها زندگی کردم.» بعد از اعترافات متهم وی با قرار قانونی روانه بازداشتگاه شد و تحقیقات در این‌خصوص در شعبه هفتم دادسرای جنایی با ریاست قاضی سعید احمد بیگی   ادامه دارد.

    برچسب ها :

    نظرات