آوای شمال(طبرستان)
  • گزیده اخبار :
  • پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹ , Thursday 9 July 2020
    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 112765
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۱ بهمن, ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۲
  • شما اینجا هستید :فرهنگی
  •   

    سودای سیمرغ|زندگی در جامعه به سبک کشتارگاه

    کشتارگاه فیلمی به کارگردانی عباس امینی است که در بین همهمه ها و فراز و فرود های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر گم شد.

    سودای سیمرغ|زندگی در جامعه به سبک کشتارگاه

    گروه هنر و رسانه؛مریم اویسی:کشتارگاه فیلمی به کارگردانی عباس امینی است که در بین همهمه ها و فراز و فرود های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر گم شد. این فیلم قصه داستان پسری است که پس از مدتی زندگی در فرانسه به خانه پدری اش بر می گردد و در این بازگشت، در گیر ماجراهایی می شود که پدرش با رییسش دارد.
    لوکیشن اصلی فیلم ، یک کشتارگاه است که امیر ( با بازی امیر حسین فتحی ) و خانواده اش در خانه سرایداری این کشتارگاه زندگی می کنند.

    پدر امیر ( حسن پور شیرازی) یک شخص مطیع است که پس از سال ها کارگری ، زندگی قابل تعریفی ندارد. در سکانس های مختلف فیلم، دیالوگ هایی از او را می بینیم که درباره موضوعاتی مانند دلار و زمان درست خرید و فروشش اظهار نظر و البته اظهار آگاهی می کند که این کار او با واکنش منفی امیر و بحث و دعوای پدر و پسر منجر می شود. همین مثال نشان دهنده این است که پدر امیر نماینده همه مردمی است که سال ها برای بهبود زندگی شان تلاش کردند اما دست آخر نتیجه همه این کوشش ها با برهم زدن شرایط آرام اقتصادی و اختلال در بازار ارز، چیزی جز حسرت و یک زندگی بی کیفیت نشد.

    پدر امیر کسی است که دوست دارد در رویای خودش ، خود را یک فرد موفق ببیند که اگر روزگار با او یار بود ، می توانست به خوشبختی دست پیدا کند. سال ها کارگری و ‌زیر دست بودن از او شخصیتی ساخته که در مقابل خطاها و ظلم های بالا دستی اش هم سکوت می کند و حتی زمانی که حقی از هم صنفانش ضایع می شود به خاطر حفظ شغلش پا روی وجدانش می گذارد و با رییسش همکاری می کند.

    امیر در مواجهه با چنین پدری ، راه عکس او را در پیش گرفته است. او نمی خواهد پول را به سختی بدست بیاورد و دنبال راه میان بر آن است . او کاری را می کند که دوست دارد و با وجود اینکه ملاحظات را رعایت می کند اما نمی گذارد نا آگاه بماند و از نا آگاهی اش دیگران سو استفاده کنند.

    زندگی در خارج از کشور و کمپ های پناهندگی، او را مقاوم کرده است و مهارت های او نیز بالا رفته است. او اصل قضیه و ماجرایی که بین رییس کشتارگاه و سه کارگر عرب اتفاق افتاده است را نمی داند ولی هوش و ذکاوتش به حدی است که بداند یک جای کار می لنگد. دیدن چند باره دختر و پسر کارگر ، مانند این است که وجدان او هربار و با هر ضربه به در خانه، او را صدا می کند. زندگی با خانواده امیر آن قدر خوب تا نکرده که او بتواند در برابر پیشنهاد رییس کشتارگاه برای همراهی او در دلالی ارز را رد کند. امیر خودخواه است اما منطقش اجازه نمی دهد دست به اشتباه بزند. دختر کارگر با بازی باران کوثری نمایشی از احساسی است که در او کشته شده است. احساس هم دردی و عاطفه.

    در سکانسی که درب خانه سرایداری شان زده می شود و امیر با دختر و پسرِ کارگر مفقود شده مواجه می شود، بار دیگر آن حس بیدار می شود و در سکانس بعدی که در کنار خانواده اش مشغول غذا خوردن است صدای حرص و ولع  آنها در گوشش پررنگ می شود. طرز غذا خوردن اعضای خانواده و به خصوص پدرش، بیشتر از هرچیز ارضای یک نیاز مشترک بین انسان و حیوانات است . نوع پرداخت این صحنه به شکلی است که سیر نشدن و طمع انسانی را به نمایش می گذارد تا سیر شدن شکم.

    تصویر برداری این فیلم در شش ماه دوم سال انجام گرفته است. زمانی که هیچ سر سبزی در فیلم به چشم نمی خورد و کاملا با آنچه در درون فیلم و درون شخصیت امیر رخ می دهد ، هم خوانی دارد. امیر با بیدار کردن وجدانش، بذرهایی را به خاک زمستانی می سپارد که نتیجه و ثمره اش را در بهار خواهد دید یعنی زمانی که این بذرها به خوبی در خاک وجودی اش ریشه بدواند.

    این فیلم از لحاظ فیلمبرداری، در وضعیت خوبی قرار دارد استفاده به موقع از لانگ شات و کلوزاپ برای نمایش کلیات و جزییات در پلان های مختلف هوشمندی کارگردان و تصویر بردار را می رساند.

    برخی از قسمت های فیلم نظیر حمام کردن عریان امیر و رییس کشتارگاه، از قسمت هایی بود که به نظر با تقلید از فیلم های هالیوود در فیلم گنجانده شده است.

    نشان دادن جزییات قاچاق دلار و فروش آن در بازار بیشتر از آنکه به جذابیت فیلم کمک کند آن را مانند مستند کرده است و در چنین قسمت هایی، فیلم از حالت داستانی خارج شده است.

    یکی از مهمترین و‌بهترین قسمت های فیلم ابتدا و انتهای آن است. به جای آنکه با یک پایان باز مواجه باشیم به بهترین نوع ممکن انتقام صورت می گیرد. امیر که پیش از این توانسته بود کیلومترها بدود و از دست پلیس بگریزد؛ این بار به جای آنکه به نیسان یخچال دار برسد و دختر کارگر را از انتقام گرفتن منصرف کند، پس از کمی دویدن می ایستد و رفتن نیسان که همان گرفتن انتقام است را تماشا می کند

    در این فیلم شاهد بلوغ شخصیتی امیر و اجازه دادن او به نمود بخش هایی از ناخودآگاهش هستیم . بخش هایی که به واسطه اقتضائات زمانی و شرایط اجتماعی اجازه بروز و ظهور نیافته بود.

    برچسب ها :

    نظرات