آوای شمال(طبرستان)
  • گزیده اخبار :
  • پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ , Thursday 4 June 2020
    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 111452
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۷ دی, ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۹
  • شما اینجا هستید :اجتماعی > اخبار استان
  •   

    قاسم سلیمانی‌های وطن

    تا به حال از خود پرسیده‌اید چرا بیش از ۴۵ هزار نیرو در بیش از ۲۶ پایگاه نظامی در جایی حدوداً ۱۰ هزار کیلومتر دورتر از کشورشان حضور دارند؟

    آوای شمال/ زمانی که از رادیو یا تلویزیون اعلام می‌شد: «شنوندگان عزیز این صدایی که هم‌اکنون می‌شنوید اعلام خطر یا وضعیت قرمز است و معنی و مفهوم آن این است که حمله هوایی انجام خواهد شد، محل خود را فوراً ترک و به پناهگاه بروید».

    و سپس یک صدای آژیر دلهره‌آور پس از این پیام پخش می‌شد که وحشت آن دست‌کمی از خود موشک سرگردان در هوا نداشت.

    مهمانی، عروسی، شب‌نشینی یا خلوت یک زوج جوان تازه به خونه بخت رفته با صدای این آژیر در کسری از ثانیه به جهنم و ترس تبدیل می‌شد.

    صدای جیغ و شیون ناشی از آژیر قرمز، دلهره‌های خانواده، خاموشی و ترس ندانستن از محل اصابت موشک تا اعلام وضعیت سفید، روح و روان جامعه را هر روز و هر ساعت می‌خراشید.

    امیدواریم هیچ‌گاه  دیدن چشمان گریان همسران و مادران در پس بدرقه همسران و پسران را تجربه نکنید، صورت‌های وحشت‌زده و مستأصلی که نه دل در دل کندن دارند و نه توان مقابله با حس وطن‌پرستی و علاقه به ایدئولوژی، پرچم و خاک.

    چهره‌هایی که نمی‌دانستند آیا باز هم عزیزشان را زنده می‌بینند یا باید به‌زودی جسم تیرخورده‌ای را به دوش حمل کنند، شاید هم سال‌ها ذره‌ذره آب شوند تا پلاک یا تکه استخوانی شهادت دهد عزیزشان رفته است.

    چهره نو عروسان جوان که ماه عسل‌شان به انتظار شنیدن خبر سلامتی همسرشان تکیده و رنجور شد، قامت پدران خم و دل مادران خون شد تا هشت سال جنگ به پایان رسید.

    چه کودکانی که در حسرت نوازش و حتی شنیدن یک‌بار صدای پدرشان شب‌ها گریستند زیرا مهم‌ترین عنصر وجودشان تا ابد علامت سؤال باقی ماند و مادرانی که با دست خالی فرزندان‌شان را بزرگ کردند.

    هر روز و در هر کوچه صدای لااله‌‌الاالله بلند بود و تابوتی منقش به پرچم ایران بر دوش مردم محل حمل می‌شد و خانواده‌ای سیاه‌پوش می‌ماند.

    چه آرزوهایی که در دل‌ها دفن شد و چه خانواده‌هایی که از هم پاشیده شد تا ایران، ایران بماند؛ تا این سرزمین یک وجب از خاک خود را در اختیار بیگانه نبیند، این‌ها حاصل رشادت‌های تمام ارتشیان، سپاهیان و بسیجیان مخلصی بود که سپر ملت و کشور شدند تا پرچم این مرز برافراشته بماند.

    آنهایی که هیچ شناختی از این صحنه‌ها ندارند حق دارند بپرسند قاسم سلیمانی در عراق و سوریه چه می‌کرد، چون طعم جنگ را هیچ‌گاه نچشیده‌اند، آنها نمی‌دانند بیش از ۲۶ پایگاه نظامی آمریکا در ۱۰ کشور اطراف ایران یعنی چه؟ البته کمی در ذهن‌شان جست‌وجو کنند یادشان خواهد آمد یک هفته پس از حمله داعش به مجلس در تهران چه رعب وحشتی حتی از سایه‌ها داشتند، حال اگر این وحشت هر روز و هر ساعته می‌شد چه اتفاقی می‌افتاد؟

    تا به حال از خود پرسیده‌اید چرا بیش از ۴۵ هزار نیرو در بیش از ۲۶ پایگاه نظامی در جایی حدوداً ۱۰ هزار کیلومتر دورتر از کشورشان حضور دارند؟ آنها با این فاصله زیاد و با این تعداد نفرات در کشورهای اطراف ما حضور داشته باشند و ما هم فقط نگاه‌شان کنیم؟ با کدام منطقی توجیه کنیم با این شرایط نباید حضور فعال داشته باشیم؟

    این شرایط هیچ ارتباطی به مشکلات داخلی و حوادث رخ‌داده به‌خاطر معیشت سخت مردم ندارد، انتقادات به این وضعیت سرجای خود باقی‌ست اما یادتان باشد قاسم سلیمانی‌های وطن بودند و هستند که دیگر نه صدای آژیر قرمزی می‌آید، نه نوعروسی ماه عسلش عزا می‌شود و نه پدری خم و مادری افسرده در آرزوی دیدار مجدد فرزندش آب می‌شود.

    برچسب ها :

    نظرات