آوای شمال
  • گزیده اخبار :
  • پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ , Thursday 20 September 2018

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    avayeshomal.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 100677
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۷ اسفند, ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۰
  • شما اینجا هستید :سیاسی
  •   

    مردی در غربت ابدی

    «انشاالله یک کاری هم برای آقای لاجوردی بکنید. ایشان از آن شخصیت‌هایی است که شایسته است برایشان کار انجام بشود. او کسی است که از قبل از انقلاب ما به او می‌گفتیم «مرد پولادین»»

    آوای شمال/ پرونده ویژه «دادستان انقلاب»: «ماجرای نیمروز» شاید نخستین فیلمی بود که «سید اسدالله لاجوردی» را پس از گذشت بیش از ۳ دهه در قالب کاراکتری کوتاه برای عموم مردم به نمایش گذاشت اما بدون هیچ تعارفی «لاجوردی» در این فیلم شخصیتی خاکستری است؛ مردی عصبی، عبوس و شاید خشونت طلب.

    چنین وجه شخصیتی از مشهورترین دادستان انقلاب تهران در ذهنمان چالشی ایجاد کرد تا زمانی که سخنان رهبر انقلاب در جمع عوامل فیلم ماجرای نیمروز منتشر شد.

    حضرت آیت الله خامنه ای پس از تمجید و تحسین این فیلم خطاب به کارگردان آن گفتند: انشاالله یک کاری هم برای آقای لاجوردی بکنید. ایشان از آن شخصیت‌هایی است که شایسته است برایشان کار انجام بشود. در این فیلم اسمش بود اما لاجوردی کسی است که از قبل از انقلاب ما به او می‌گفتیم «مرد پولادین»

    مردی که جوانی اش را در زندان های طاغوت گذراند، شکنجه های هولناکی را تحمل کرد و تا مرز نابینایی پیش رفت. انسانی سرسخت که شناخت عمیقی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در همان سالهایی که عموم مبارزان آنها را می ستودند کسب کرد؛ شناختی که سالها بعد حقانتیش بر همگان ثابت شد.

    او نهایتا در شهریورماه سال ٧٧ به دست منافقین [دشمنان دیرینه‌اش] به شهادت رسید، آن هم وقتی که چندین سال کینه و دشمنی مخالفان فکری و همکارانی که تاب و تحمل تفکر انقلابی او را نداشتند، او خانه نشین کردند.

    لاجوردی که بود؟ و برای حفظ پایه های نظام نوپای انقلاب چه کرد؟ اینها ناگفته‌هایی از چند دهه زندگی اوست که برخی از آنها شاید هیچگاه فاش نشود اما این مرد پولادین به گردن انقلاب حق بسیار دارد.

    گروه سیاسی خبرگزاری فارس در پرونده‌ای با عنوان «دادستان انقلاب» به بررسی برخی زوایای پیدا و پنهان زندگی «سید اسدالله لاجوردی» پرداخت.

    در این پرونده، طی ۱۵ بخش در قالب‌های گزارش و گفتگو به بیان برخی موضوعات مرتبط با شهید لاجوردی تا مقطع زمستان سال ۶۳ پرداحتیم یعنی زمانی که او بعد از حدود ۵ سال، از دادستانی انقلاب تهران کنار گذاشته شد.

    برای مشاهده هر بخش، روی تیتر آن کلیک کنید.

    ۱- چوب‌فروشی که «مرد پولادین» انقلاب شد/ جبهه‌بندی‌ با «نفاق» از درون زندان+تصاویر

    بعد از تبعید لاجوردی، حبیب الله عسکراولادی و ابوالفضل حیدری نیز به زندان مشهد منتقل شدند و لاجوردی آنها را در جریان انحراف سازمان قرار داد.

    ۲- استعفا نمی‌دهم؛ برکنارم کنید

    شورای عالی قضایی، لاجوردی را احضار کرده و ضمن یک برخورد تند از او خواستند که استعفا بدهد ولی لاجوردی نپذیرفت گفت: «من استعفا نمی‌دهم، من را برکنار کنید.»

    ۳– سید اسدالله جولایی در گفتگو با فارس:

    برخورد شهید لاجوردی با منافقین مثل فرزندانش بود/ روزی که صانعی عمامه‌اش را بر زمین کوبید

    «آیت‌الله یزدی گفت اگر می‌توانی یک کاری بکن. من عرض کردم آقای لاجوردی اهل استعفا نیست ولی وقتی برود، دیگر تمام است و من هم قولی نمی‌دهم.»

    ۴-محمد لاجوردی در گفتگو با فارس:

    پدرم روحیه آقازادگی را در ما کُشت/ کتاب‌های شریعتی را با توصیه شهید لاجوردی خواندم/ حضور توّابین فرقان در پروژه‌‌های موشکی

    «ما امروز انتظار نداریم از کسانی که خودشان زمانی مسئولیت‌های امنیتی داشتند، بیایند بگویند این انقلاب در این ۳۸ سال گذشته چیزی جز اعدام و اوین نداشته است.»

    ۵- لاجوردی برای این «حکم» مرگ خود را از خدا خواست/ عنایت خاص منتظری به یک اعدامی

    دادستان انقلاب تهران پشت حکم آزادی «نوشین نفیسی» که با فشار آیت‌الله منتظری صادر شد، نوشت: «خدایا تو شاهدی با دیدن این نامه و تبعیض غیرقابل تصور، مرگ خود را از تو خواستم.»

    ۶-روایت لاجوردی از وضعیت متهمین در زندان اوین

    خبرنگار آلمانی گفت من وارد گلستانی به نام زندان شدم/ تروریست‌ها در اوین فوتبال بازی می‌کنند و به استخر می‌روند

    خبرنگار آلمانی گفت: من وارد گلستانی به نام زندان شدم، بازداشتی‌ها با لاجوردی شوخی و احوال‌پرسی می‌کنند و هیچ ترسی از قصاب تهران نداشتند، [توی مطبوعات غربی نوشته که به من (لاجوردی) می‌گویند قصاب تهران!]

    ۷- لاجوردی به روایت عزت‌ شاهی

    آقایانی که اهل شکنجه بودند عضو تیم بازرسی از اوین شدند/ من اگر بودم مثل لاجوردی عمل نمی‌کردم

    به قدری او (لاجوردی) را اذیت کردند که کسی که تا قبل از این می‌گفت هر کاری باشد انجام می‌دهد، نظرش برگشت و به خود من گفت اگر ریز ریزم هم بکنند دیگر برنمی‌گردم.

    ۸- لاجوردی در ۲ نامه به امام چه نوشت؟

    از روند حاکم بر دستگاه قضایی احساس خطر می‌کنم/ منافقین پس از عفو و خروج از کشور در جبهه علیه رزمندگان می‌جنگند

    «تعداد زیادی از زندانیان تشکیلاتی و مجرب به انحای مختلف از جمله عفو‌های پی در پی آزاد و درصد قابل توجهی از نیروهای عملیاتی منافقین در جبهه‌ها را تشکیل می‌دهند.»

    ۹- علیرضا اسلامی در گفتگو با فارس:

    خوب است تواب‌ها درباره لاجوردی صحبت کنند/ یک چمدان پول بردند تا جنازه لاجوردی را بدزدند

    یک نفر از اعدامی‌ها در وصیت‌نامه خصوصی خود به خانواده‌اش نوشته بود راهی که من رفتم اشتباه است و این راه را نروید، لاجوردی وقتی متوجه شد، جلوی حکم اعدام او را گرفت.»

    ۱۰- عبدالمجید معادیخواه در گفتگو با فارس:

    مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردن فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

    «اساسا خشونت در جمهوری اسلامی طلسم شده بود و همه کسانی که در رأس بودند، همان نگاه عفو عمومی در ذهن‌شان بود، سازمان مجاهدین خلق این طلسم را شکست.»

    ۱۱- هیات ۳نفره و گزارشی که هیچگاه منتشر نشد

    موسوی تبریزی: امام گفت لاجوردی بماند

    «من خدمت امام رفتم، امام گفتند که تمام اصلاحاتی که پیشنهاد شده، انجام بگیرد اما آقای لاجوردی بماند. آقای لاجوردی هم همه آن اصلاحات را انجام دادند.»

    ۱۲- متن سخنرانی لاجوردی پس از برکناری از دادستانی

    نمی‌توانم مهره‌ بی‌اراده‌ کسی باشم/ اگر در برابر ضدانقلاب کوتاه بیاییم آنها کوتاه نمی‌آیند

    «من می‌توانم مهره‌ نظام جمهوری اسلامی باشم، اما نمی‌توانم مهره‌ بی‌اراده‌ کسی باشم. این جوری نیست که هر کسی به من بگوید این کار و آن کار را انجام بده، بگویم چشم.»

    ۱۳- گزارش لاجوردی از جنجالی‌ترین پرونده تروریستی دهه ۶۰

    «ورود مسعود کشمیری به نخست‌وزیری با اطلاع و تصمیم محسن سازگارا و خسرو تهرانی و اقدامات علی‌اکبر تهرانی و هماهنگی با محمدکاظم پیرو رضوی انجام شد.»

    ۱۴- گفت‌وگوی فارس با یک عضو محکوم به اعدام منافقین:

    لاجوردی برای من «امام» بود/ بعد از لاجوردی منافقین در زندان جان گرفتند/ پدرم من را لو داد

    «وقتی اسمم را صدا کردند، دیگر هیچ‌چیز متوجه نشدم. غروب بود، ما را به یک اتاقی بردند که بقیه اعدامی‌ها هم آنجا قرار داشتند، حدود ۱۵ تا ۲۰ نفر. فضای سنگینی بود…»

    ۱۵- گفتگوی فارس با عضو سابق منافقین:

    لاجوردی گفت شلاق را بردار و زندان‌بان را قصاص کن/ گوینده سیمای اوین بودم

    «لاجوردی زندانبان را صدا کرد و به من گفت می‌توانی قصاص کنی و از من خواست تا او را در وسط حیاط، جلوی چشم همه زندانی‌ها شلاق بزنم…»

     

    برچسب ها :

    نظرات